
چند سالی است كه شكوه و جلال برندهای فرش ماشینی مشهد و یزد به حاشیه رفته و ديگر نه نامی از آنها در نمایشگاههای داخلی و خارجی شنیده میشود و نه آگهیهای تبليغاتی آنچنانی در تلویزيون دارند و نه خبری از نصب دستگاههای جديد و رقابت در بازار محصولات و نوآوریهای جديد توسط اين شركتها به گوش میرسد.
برندهاي فرش ماشینی یزد و مشهد كه هنوز هم بايد نام آنها را با احترام به زبان آورد و از آنها به عنوان لوكوموتیوهای قدرتمندی كه سالها صنعت فرش ماشينی را با قدرت به دنبال خود كشیدند و در زمان خود بسيار خلاق و نوآور بودند یاد كرد.
شايد اگر اين برندها و زحمات آنها نبود صنعت فرش ماشيني ايران هم وجود خارجي نداشت و مثل خيلی از كالاهای ديگر در فرش ماشينی هم به يك واردكننده تبدیل میشدیم.
اما سوال اينجاست كه اين برندهای قدرتمند سالهای نه چندان دور چرا و چگونه خود را به حاشيه بردند. ميگویم خود را به حاشیه بردند چون تصور اینكه آنها در میدان رقابت به حاشیه رفته باشند كمی دور از ذهن مینمايد.
شركتهايی كه هم برند داشتند و هم تخصص بالا در توليد و صادرات، كادر فنی با کیفیت و قدرت سرمایهگذاری و ریسك بالا و همه این شرایط، آنها را به یك ماشین تولید قدرتمند تبدیل كرده بود اما چه شد كه حالا خبرها حاكی از فروش و واگذاری دستگاههايشان است و تصور نمیشود با اين وضعیت بتوانند شكوه و قدرت گذشته خود را احیا كنند.
عدهای اعتقاد دارند اين شركتها سودهای كلانی كه بايد در زمان مقتضی میبردند را بردهاند و دیگر در این بازار آشفته، انگیزهای برای رقابت سخت با شركتهای با انگيزه و پيشرو كاشاني كه خود را تا دندان به ماشینآلات روز مجهز كردهاند و تشنه صادرات و توسعه هستند، ندارند.
عدهای دیگر اعتقاد دارند اين شركتها میتوانند با توجه به تجربيات و ارتباطات خود در سایر بخشهاي تجاری و بازرگانی به سودهای كلانتری برسند و دیگر از ورود به عرصه سخت تولید ابا دارند.
شما در اين مورد چه فكر ميكنيد؟ لطفا نظرات خود را برای ما از طریق فرم زیر ارسال کنید
[gravityform id=”8″ title=”true” description=”true”]