مصاحبه با ناصر قاضی پور – تولیدکننده چادر
دولتی که بیشترین ضربه را به «تولید کنندگان چادر» زد
پشت پرده ورشکستگی کارخانجات تولید چادر در ایران
تولید کننده با سابقه چادر معتقد است که: ما خیلی از كارخانجات را داریم كه میشود تقویت كرد ماشین الات انها تا حدودی مناسب است ولی براثر بدهی مالیات بسته هستند اگر اینها را معاف كنند و كمك بدهند و تا رشد كنند تعهداتی هم بگیرند و خود افراد با خدا معامله كنند نساجی رونق میگیرد.
به گزارش خط نیوز به نقل از پایگاه ۵۹۸، ۲۱ تیر با نام روز حجاب وعفاف نامگذاری شده است وبه همین مناسبت هفتهای كه پیش رو داریم هفته حجاب نامیدهاند درمقوله حجاب كارشناسان و صاحب نظران زیادی صحبتهای زیادی داشتهاند اما با وجود همه این صحبتها وضعیت حجاب و عفاف هرسال بدتر از قبل به نظر می رسد تا جایی كه خارج از مباحث اعتقادی حتی فراهم آوردن یك پوشش مناسب برای مردم معتقد كه از آسیب بد حجابی درامان ماندهاند بسیارسخت و گاه غیرممكن شده است دراین میان به نظرمیرسد دولتها قبل ازهر چیز حتی قبل از دشمن خود از مقصرین این اوضاع هستند.
اما بدون هیچ پیش داوری به سراغ یكی از تولید كنندگان و وارد كنندكان شناخته شده بحث چادر رفتیم تا بسیاری از سوالات مبهمی كه مسئولان پاسخ نمیگویند را از ایشان بپرسیم؛ سوالاتی مانند وجود مافیایی چادر و چرایی عدم تولید چادر در كشور از جمله ابهاماتی است كه كمتر به آن پاسخ گفته شده است و ناصر قاضی پور از چهرههای شناخته شده عرصه حجاب و عفاف است كه با وی در كنار همایش ملی جبهه حجاب و عفاف به گفتوگو نشستیم.
در ابتدا برایمان نقل كنید چطور شد كه وارد بازار تولید چادر شدید؟
پدر من قبل از انقلاب واردكننده چادری مشكی بود به نام چادری كلوكه از سوییس، شوزنباخ و… كه همهاش از سویس وارد میشد چادرهای برجسته، زیبا و رسمی محسوب میشد سالهای قبل از انقلاب وارد شد متاسفانه نساجی بعد از انقلاب به هر نوع دست كاری شد و كارخانجات كاشان از بین رفت كارخانجاتی كه خیلی قوی بودند مثل كاشان،یزد، نجفآباد، مازندران و… كارخانجات نساجی خوبی داشتیم كه اگر تداوم داشت از جنس های كره و ژاپنی بهتر تولید داشتند مهندسان نساجی خوبی داشتیم. چند وقت پیش در دانشگاه كاشان بودم عدهای گفتند حاضرند دوباره كار نساجی كاشان را احیا كنند البته چندبار بازسازی شده ولی دولت حمایتی نكرده بلكه نوعا هم كوتاهیهایی داشته است به هرحال نساجی از بین رفت.
چی شد دچار ورشكستگی در تولید و صادرات چادری شدید؟
ما با كارخانه فخر كار میكردیم و سهامدار بودیم به ارتش اختصاص داشت و ماشین الات داشتیم بخشی متعلق به ارتش و تعاونیهای آن بود ما مصرف كننده كارخانه بودیم چیزی هست اینكه نساجی به طور مستقل كامل نمیتواند پا بگیرد نه اینجا هیچ كجای دنیا سرمایه زیادی میخواهد برای همین مشاركتی است. كارخانه فخر بیشتر تولید چادری گلدار بود تا سال ۵۵ و۵۴ فعالیت خوبی داشتیم ولی تحریم اقتصادی و جنگ فعالیت كارخانهها را متوقف كرد زیرا مواد اولیه نداشتیم با مشكل قطعات مواجه بودیم البته دستهایی هم دركاربود بهصورتیكه جنسهای وارداتی ارزانتر تمام میشد تا تولیدات داخلی، لذا كم كم گرایشها فرق كرد و این كارخانههای نساجی بهتدریج بستند و كسانی آمدند قطعات آنها را به عنوان آهن قراضه كیلوی ۱۵۰ تومان خریدند آن زمان سال۶۰ بود كارخانه نساجی به این اوضاع رسید؛ هرچند بازسازی شد ولی جواب نداد چون مواد از سوییس و آلمان نرسید ورشكسته شد. كارخانه كاشان، كرپ چادری خیلی خوبی تولید میكرد به نسبت كارخانه فخر، كه آنهاهم متاسفانه به دلیل مدیریتهای دولتی دچار مشكل شدند به نظرم باید توبیخ بشوند. آنها اقدام به فروختن مواد اولیه و حیاتی میكردند حتی زیر قیمت. كارخانهها مصادرهای بودند كه به دست دولت افتاد بود و چون مدیران دولتی داشتند و هنوزم دارند دلشان نمیسوخت قطعات را باز میكردند و میفروختند.
امروز انواع مدلهای چادر واردبازار شده كه اغلب مصداق حجاب برتر نیستند به عنوان فعال دراین عرصه چطور شد چادر ملی وارد بازار شد؟
چادر ملی كم كم مطرح شد اولین بار هم خانم جنابی طرح چادر ملی را مطرح كرد. سبك چادر مقداری شبیه مانتوی آزاد گشاد و كلاه دار بود كه تمام اندام را میپوشاند انصافا طرح اولیه را كه دیدیم خوب بود اما متاسفانه كم كم این چادر به شكل اندامی در طرحها و مدلهای مختلف درآورده شد تا به قول خودشان پارچه كمتری مصرف كند و مشتری پسند شود بعد از آن تولیدیها و گروههای مختلف خانم جنابی را زیرسوال بردند كه اشكال از شما بوده است.
شما تا دهه۶۰ هم تولید كننده و هم وارد كننده بود بعد از ركود كارخانجات نساجی وارد كننده شدید؟
ما هدفمان این بود تا كارخانههای ایرانی پا بگیرد درگیریهای مختلفی را به جان خریدیم و سرمایه هم گذاشتیم ولی برخی مشكلات وفشارهایی كه به ما وارد كردند باعث شد تا مدتی كار را تعطیل كنیم و باز دوباره به این نتیجه رسیدیم كه مسئولیت به عهده ماست و باید آن را دنبال كنیم سراغ واردات چادر رفتیم. در داخل هم چندین كارخانه بود. یادم است آن زمان در اهواز اصلا چیزی نبود من وقتی آنجا رفتم یك خانه مخروبه با دوخط تلفن بود كه از قرار مجوز كار داشتند یك فضای كاملا صوری كه به اعتقاد من یك خیانت به تولید ملی بود.
اوج این اهمالورزیهای دولتی مربوط به كدام دوره است؟
اوج این كارها در دولت هاشمی این وضعیت وجود داشت یك اقتصاد پوشالی و كذب حاكم بود خیلی تو خالی بود، ظاهرا اقتصاد دردست مردم میچرخید اما بنیادین نبود. آن زمان نساجی بیشتر ضربه دید و از بین رفت. مقدار واردات و عرضه و تقاضا همخوانی نداشت حتی برخی از آقایان میگفتند عرضه و تقاضا قانونی طاغوتی است. سروسامانی برای ورود و صادرات نداشت ساماندهی نبود یك سری فقط با سرمایه كه داشتن بی رویه واردات داشتند. فقط جنبه تبلیغات داشت و مانند یك كار دكوری وجشنوارهای بود دهان پركنی بود و به دلایل خاص خودش نه توانستند رنگ چادرتولید كنند و نه چادر نوعا ماشینها از بین رفت و با كمال تاسف الان چادر از چین وارد میشود. ای كاش حداقل جنسهای خوب چینی بود اغلب بنجل و ناجورهستند حتی یك مدت مركز تهیه و توزیع نساجی از سوریه وارد میكرد كه از دیدگاه من جالب نبود درهمان شرایط ما میتوانستیم چلوار، مخمل و متقالهای خامی كه وارد میشد را اگر كارخانه نساجی كاشان، مازندران و اصفهان را خوب تقویت میكردیم تولید داخلی داشته باشیم كه به مراتب بهتر بود.
قبل از انقلاب چادر از آلمان و سوییس وارد میكردید مقطعی هم از سوریه، چی شد كه امروز چادرهای ژاپنی بازار چادر ما را تسخیركرده است؟
قبل از انقلاب یكی از شاخصهای ما از ژاپن این بود كه با قیمت ارزان و كیفیت بالا چادر وارد شود زیرا تاجران ایرانی اطلاعات خوبی از جنس و كشور مقصد داشتند دستشان باز بود بعد از انقلاب من یك ژاپنی در ایران ندیدم كه بیاید درباره نساجی كاركند. بازار عباسآباد تهران طبقه دوم ژاپنیها میآمدند سفته میدادیم با قیمت خیلی ارزان پارچه وارد میشد هم آنها منفعت میبردند و هم ما استفاده میكردیم ولی الان سخت میگیرند ایران هم قادر به تولید نیست.
چرا ما هنوز خودمان مستقل نشدیم؟
زیرا نساجی را باید به روش نو و جدید بسازند و كاركنند یكسری كارخانهداران را باید دعوت كنند دولت با آنها شریك بشود البته به صورت رانت نباشد؛ زمانی تركیه ازما درخواست خرید میكرد ولی الان درآمد فاستونی بالایی دارد امروز تركیه درتمام دنیا فاستونی میفرستد. ما كارخانه مازندران، كاشان و … را داریم كه كیفیت خیلی خوبی داشت اما به دلیل عدم حمایت همه اینها را كم كم بستند و تعطیل كردند. مضاف براینها سیستم مالیاتی غلط، بیمه غلط، صادرات و وارداتی كه اصلا درست نیست، نبود مدیریت قوی هركدام از دولتی ها اكثرا مدعی بودهاند اما توانایی نداشتهاند. همه اینها باعث شده تا مستقل نباشیم. اگر دولت حمایت كند یا سرمایه گذاری داشته باشد بدون دخالت بیجا كارخانجات را دست افراد ضعیف ندهد اطمینان دارم نتایج خوبی داشتیم چون گرایشهای مصرفی ما ۶۵ تا۷۰ درصد تولیدات داخلی بود اما الان خیلی كم داریم آن هم راغب نیستند مصرف داخلی باشد صادر می كنند متاسفانه كوتاهیهای دولت دراین عرصه خیلی زیاد است مشكلات گمركی زیادی داریم. دستهایی كه دركاراست مانع میشود تا رشد كنیم و به استقلال برسیم.
این پارچههای ژاپن برای چادر ایران است؟
نه تمام كشورهای اسلامی استفاده میكنند. مثل عربستان، بحرین، لبنان، پاكستان همه چادری دارند اكثریت چادرهایشان از ژاپن و كره است. درایتالیا و سوییس هم یكسری دیدم همه اینها اختصاص به تولید ژاپن است كه با نظم خاصی كار میكند.
با مراجعی مانند ایتالله مرعشی یا سایرمراجع عظام هم ارتباطی داشتهاید؟
بله توفیق دیدار آیتالله مرعشی را داشتم كه چقدربه تولید ملی بهخصوص پارچه تاكید داشتند و یا آیتالله ضیا الدین دیدهام خدا راشاهد می گیرم چندین بارفاستونی بردم نپوشیدند همیشه میگفتند یكی تنم است، یكی برای سخنرانی ویكی هم منزل بسمه. به همین سه لباس بسنده میكردند و نگرفتند خیلی اصرار میكردم تازه به محض اینكه متوجه میشدند كالیت ها خارجی است اصلا استقبال نمیكردند.
یكی از سوالاتی كه مطرح میشود وجود مافیای چادر در ایران است آیا مافیایی وجود دارد؟
لغت مافیایی معنایی مختلفی دارد مثلا فلانی اینقدر چادرمشكی آورده است پس مافیای چادر مشكی است در صورتی كه وقتی كسی به كره ژاپن برود و شناخت خوبی از جنس و محیط دارد و به همراه با ادم مطلع و جنس شناس برود قطعا جنس خوب میتواند بیاورد بنابراین من این مسئله را خیلی قبول ندارم.
گفته میشود چون چادر با قیمت پایین وارد میشود و با قیمت بالا فروخته میشود این همان دستهای پنهان در چادر است.
نه نفت بالا برود اثرمیگذارد. ما به عنوان فروشنده چادری، قباله ۴۵ هزارتومان را كه خانمی میخرد نگران است ومدام میگوید رنگش نمیرود اما اگه همان چادر را ۱۵۰بدهیم بهتر میخرند زیرا معتقد است خارجی با جنس خوب است. چادر را با نام ماشینهای مختلف گذاشتهاند مثل الگانس، میتسوبیشی و… اینها را با قیمتهای بالا میفروشند همه این ماركها دروغ است.برای همین ما سعی میكنیم نامهای ایرانی و اسلامی برای چادر بگذاریم مانند ترنج یا القاب حضرت زهرا یا لبه چادر بیت ای زن به تو از زن اینگونه خطاب است ارزندهترین زینت زن حفظ حجاب است را چاپ كردهایم.
به نظرشما چكار كنیم تا صنعت مهم نساجی داخلی تقویت شود و رونق بگیرد ؟
الان در كارخانه ها باند بازی است ما خیلی از كارخانجات را داریم كه میشود تقویت كرد ماشین الات انها تا حدودی مناسب است ولی براثر بدهی مالیات بسته هستند اگر اینها را معاف كنند و كمك بدهند و تا رشد كنند تعهداتی هم بگیرند و خود افراد با خدا معامله كنند نساجی رونق میگیرد. همه بنیادها و ارگانها فقط مقطعی و حسی و در پست و مسند كارحرف زدن اغلب اطلاعاتی ندارند چند كلمه بیشتر نمیدانند از ما رزومه میخواهند اما وقت صحبت رودررو ندارند یا دم از كمبود بودجه میزنند
اشتراک رایگان سالانه مجله کهن
جهت دریافت اشتراک رایگان سالانه مجله نساجی و فرش ماشینی کهن در فرم زیر ثبت نام کنید



