اخبار نساجی

گیاهی با الیاف طلایی: استبرق و ردپای آن در تاریخ نساجی شوشتر

نویسندگان: فرزانه زکی، استاد عصمت غنی زاده

مقاله دانشجویی تهیه‌شده توسط فرزانه زکی، دانشجوی رشته طراحی دوخت و تکنولوژی لباس دانشگاه آزاد اسلامی شوشتر، در درس پارچه‌شناسی (الیاف نساجی)، به راهنمایی استاد عصمت غنی‌زاده:

این گیاه زاده ای دارد به نام پارچه دیبا ،نام های دیگر مردمان محلی پرند و پرنیان, این گیاه سالیان پیش از قلب شوشتر یه در ایام قدیم به ششتر معروف بود بیرون آمد. گیاهی با برگهای پهن و زخیم با ساقه ای متوسط و با گلی بنفش یا نیلی رنگ با میوه ای شبیه به انبه, این گیاه جز اینکه از میوه اش نخ دیبا تولید میشود که پارچه ای لطیف و براق میسازد خاصیت های زیادی دارد.

من بنا به علاقه زیاد به این گیاه تحقیقات چندگانه میدانی و اینترنتی و کتابخانه ای و مطالعه مقالات اساتید برجسته تحقیقی آماده کرده ام.

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

دیبا در کنار پرند پارچه‌ای است که خاستگاه آن شوشتر بوده و تا ۳ قرن پیش در شهر شوشتر تولید می‌شده‌است. این پارچه که از بافت خیلی نازکی برخوردار بوده و گاهی نیز با الیافی از طلا برای دوخت لباس پادشاهان و تزئین خانه کعبه بکار می رفته است. این بافته به اعتقاد احمد اقتداری در کتاب دیار شهریاران، باز مانده فعالیت رومیان در شهر شوشتر بعد از ساخت بناهای آبی که به دستور شاهپور ساسانی انجام شده است. چون عده‌ای از رومیان در ایران ماندند، شرط ماندن آنها نداشتن زمین و اشتغال به کارهای صنعتی بود که یکی از این کارها بافت پارچه دیبا است. این پارچه از تارهای قاصدکهای گیاهی به نام استبرق یا قلپ لپ است که در اطراف شهرهای خوزستان اندک بوته‌هایی از آنها یافت می‌شود این پارچه تا ۳۰۰ سال پیش در شوشتر تولید می شده و بعدها این صنعت با توجه به نیاز کشور عربستان جهت تزئین خانه خدا به آن کشور برده شده و در آن کشور به تولید خود ادامه داده و به مرور زمان این صنعت نیز به فراموشی سپرده شده است. میرزا عبداللطیف شوشتری سفرنامه‌نویس ایرانی دوره قاجار می نویسد: «دیبا پارچه ای بود که از حریر خالص به مراتب نرم تر و بهتر آنرا به زر و سیم و نقوش بدیعه دلکش می بافتند و در آن زمان مخصوص دستار ملوک و سلاطین بوده.

آیا میدانستید مجله نساجی کهن تنها مجله تخصصی فرش ماشینی و نساجی ایران است؟ نسخه پی دی اف آخرین مجلات از اینجا قابل دریافت است.

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

خاصیت های گیاه:

از دل میوه آن الیافی کوتاه بدست می آید که این خود به تنهایی نخ نمیشود تا تبدیل به پارچه دیبا شود.

این الیاف که کمی با شیره گیاه آغشته هستند و دانه های گیاه که قاصدکی شکل عمل میکنن برای تکثیر بیشتر گیاه در دل میوه استبرق وجود دارند الیاف را جدا سازی کرده و خشک میکردند این الیاف وقتی خشک میشد شکننده میشد به همین خاطر با مقداری پشم یا مخلوط میکردند و نخ تولید میکردند نخی بسیار لطیف و براق در برخی موارد مانند پارچه خانه کعبه یا لباس پادشاهان مقداری طلا و نقره با بافت این پارچه مخلوط میکردند یا نمایی بینظیر داشته باشد.

این گیاه برای دفع حشرات و آفت بسیار مفید است که گفته شده کاشت این گیاه دور مزرعه کشاورزی باعث میشود که آفت به آن مزرعه وارد نشود از شیره این گیاه برای درمان زخم ،جزام،قارچ پوستی استفاده میشود.

اما شیره این گیاه میتواند مضر نیز باشد, گفته شده اگر شیره این گیاه به چشم برسد چشم را کم بینا یا کلا نابینا میکند پس در موارد استفاده و چیدن این گیاه باید دقت لازم را داشته باشیم.

گیاه استبرق گیاهی خود رو بوده که از دیر باز اولین گیاه آن در شوشتر پیدا شده و با کشف این گیاه برای صنعت پارچه بافی از دل این شهر بیرون آمده و تجارت بسیاری در دوران قاجار و ساسانی داشته پارچه دیبا برای دور خانه کعبه انتخاب شد و این بافت نیز از شوشتر منشا گرفته شده این پارچه برای البسه سلاطین و افراد بلندپایه استفاده میشده, پارچه ای به مانند ابریشم نرم و براق است چیزی شبیه پارچه ساتن این روزها ولی قابله مقایسه نیست.

در منطقه خوزستان دست کم از دوره ایلامیان کارگاههای بافندگی دایر بوده‌اند. مهاجرت اهالی استانهای تابع روم و همچنین حضور اسیران رومی در این منطقه را نیز میتوان از عوامل گسترش نساجی در خوزستان دانست. مورخان مسلمان نیز به استقرار اسیران در خوزستان اشاره نموده‌اند: «شاپور بن اردشیر با رومیان جنگ کرد و گروه بسیاري از ایشان را اسیر گرفت و آنها را به شهر شاپور در فارس و دو شهر جنديشاپور و شوشتر در خوزستان آورد».

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

پوپ با بررسی منسوجات باستانی منسوب به شوشتر، در زمان فتح انطاکیه از سوی قباد اول نسبت میدهد و دلیل آن را استفاده از تارهای جفتی، بویژه روش بافندگی انطاکیه به جای تارهای منفرد، در بافته‌های خوزستان پس از سدهٔ پنجم میلادی میداند در این صورت قدمت پارچه‌های مذکور به اواخر دوران ساسانی و یا پس از آن باز میگردد؛ گرچه ممکن است تکامل شیوهٔ بافت پود جفتی در ایران، جدا از سنت سوری (رومی) آن رخ داده باشد. برای نمونه گزارشی درباره فردی به نام پوسی وجود دارد، وی از اسیراني بود که شاپور دوم به به شهر نوبنیاد کرخ لادن (ایوان‌کرخه) در نزدیکي شوش آورد و مهارت خود در بافتن دیبا را نشان داد. این گزارش بیان ميدارد که در سدهٔ چهارم میلادي و در روزگار پادشاهي شاپور، چنان پارچه هایي از ابریشم در خوزستان تهیه ميشد که گمان ميرود هنرمندي همچون پوسی نیز نميتوانست همانند آن را در میهن خود (سوریه/روم شرقی) با دستگاههاي ابتدایي و تکامل نایافته پدید آورد . این گزارش نشانگر پیشینة بافت پارچه‌هاي ابریشمي در خوزستان، دستکم از سدهٔ چهارم میلادي است. در این زمان، شاپور دوم به دیار بکر، در شمال بین‌النهرین، تاخت و با اسیراني بسیار به خوزستان با«پس از آن که شاپور به دیار جزیره آمد و به دیگر دیار روم حمله برد و مردم بسیار از آنجا بیاورد و در شوش و شوشتر و دیگر شهرهاي ولایت اهواز (خوزستان) اقامت داد که توالد کردند و در آن سکونت گرفتند و از آن هنگام به شوشتر دیباي شوشتری و انواع حریر، و به شوش خز و به دیار نصیبین پرده و فرش بافتند و معمول شد که هنوز هم هست.

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

جایگاه شوشتر و منسوجات شوشتری در شعر فارسی

با تمرکز بر دیبای شوشتری، پرند شوشتری و پرنیان شوشتری

شوشتر از دورهٔ ساسانی تا قاجار یکی از مراکز مهم بافندگی در ایران بوده و نام منسوجات آن—به‌ویژه دیبا، پرند و پرنیان شوشتری—در متون تاریخی و ادبی بازتاب گسترده‌ای یافته است. شعر فارسی این بافته‌ها را نه تنها به عنوان کالای لوکس، بلکه به عنوان نشانهٔ زیبایی‌شناسی ایرانی به کار گرفته است. در این پژوهش نشان داده می‌شود که چگونه نام شوشتر و پارچه‌های آن در شعر نقش استعاری، نمادین و تصویری پیدا کرده‌اند و بخش مهمی از حافظهٔ فرهنگی ایرانیان را تشکیل می‌دهند.

۱. پیشینهٔ فرهنگی شوشتر در ذهن شاعر ایرانی

شوشتر در منابع تاریخی به عنوان شهری هنری، آباد و دارای صنعت بافندگی پیشرفته معرفی شده است. این پیشینه باعث شده نام شوشتر در شعر فارسی با مفاهیمی چون:

هنرمندی و صنعت‌گری بافته‌های نفیس رنگ‌های ارغوانی، روناسی و طلایی ظرافت زنانه و نازکی بافت گِره بخورد.

در نتیجه شاعر وقتی از «شوشتری» سخن می‌گوید، معمولاً قصد اشاره به صنعتی نفیس و اصیل دارد.

۲. دیبای شوشتری در شعر: نماد شکوه و رنگ

«دیبا» از پرتکرارترین واژگان پارچه در شعر کلاسیک است. وقتی شاعر نام دیبای شوشتری را می‌آورد، معمولاً یکی از این معانی را در نظر دارد:

۱. شکوه و جلال شاهانه

دیبا پارچهٔ درباری بوده و «دیبای شوشتری» به عنوان یکی از مرغوب‌ترین انواع، نماد قدرت و زیبایی است:

  • توصیف تخت، پردهٔ دربار، لباس شاه
  • تشبیه باغ و بهار به «دیبای هزاررنگ»

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

۲. درخشش رنگ

رنگرزی شوشتربه‌ویژه قرمز روناسیبه اندازه‌ای مشهور بوده که «دیبای شوشتری» استعاره‌ای از درخشش نور، رخ براق معشوق و زینت‌های آسمانی شده است.

۳. پرند شوشتری: نماد لطافت و هنرمندی

«پرند» پارچه‌ای تمام‌ابریشمی و لطیف است. هنگامی که شاعر نشانی از «پرند شوشتری» می‌دهد، معمولاً در پیِ انتقال حس:

ظرافت نازکی حرکت لطیف زیبایی صنعت بومی است.

پرند شوشتری در شعر برای توصیف:

ابریشم‌های سبک پوست لطیف معشوق ابرهای نازک بهاری به‌کار می‌رود و به دلیل نسبت با شوشتر، بار اصالت ایرانی نیز به همراه دارد.

۴. پرنیان شوشتری: تصویر نازک‌ترین و بهشتی‌ترین بافته‌ها

«پرنیان» در شعر پارچه‌ای است به لطافت خیال. نسبت این پارچه با شوشتر، محل تولید بافته‌های نفیس، باعث شده «پرنیان شوشتری» به نمادی از:

لباس حوریان لطافت بیش از حد نور و روشنی لطیف زیبایی آسمانی تبدیل شود.

وقتی شاعر می‌گوید «چهره‌ات چون پرنیان شوشتری‌ست»، منظورش لطافتی فراتر از واقعیّت است.

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

۵. چرا منسوجات شوشتری در شعر حضور پررنگی دارند؟ (تحلیل فرهنگی–ادبی)

۱. شهرت تاریخی صنعت بافندگی شوشتر

به‌سبب رونق اقتصادی و صادراتی، نام این منسوجات در ذهن شاعران با «ارزش بالای مادی و هنری» همراه بوده است.

۲. همخوانی ویژگی‌های این پارچه‌ها با زیبایی‌شناسی شاعرانه

  • رنگ‌های روناسی و ارغوانی = نماد عشق، خون، حیات
  • لطافت پرند و پرنیان = نماد جمال یار
  • درخشش دیبا = استعارهٔ نور و بهار

۳. آشنایی مردم با محصولات شوشتری

در هر منطقه‌ای، دست‌کم یکی از انواع این پارچه‌ها در جهیزیه، پرده‌ها یا لباس‌های آیینی دیده می‌شد. شاعر وقتی از پرنیان یا پرند سخن می‌گفت، شنونده دقیقاً تصویر ذهنی روشنی داشت.

۴. پیوند هویت ایرانی با صنایع دستی

شعر زبان هویت فرهنگی ایرانی است و منسوجات شوشتری نیز بخشی از این هویت بوده‌اند.

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

۶. نقش «شوشتری بودن» در ارزش‌گذاری شاعرانه

در برخی متون، شاعر تنها از «دیبا» یاد می‌کند؛ اما وقتی می‌گوید «دیبای شوشتری» یا «پرند شوشتری»، می‌خواهد:

بیشترین ارزش بیشترین لطافت بهترین کیفیت را القا کند؛ یعنی «شوشتری بودن» نقش برندسازی فرهنگی دارد.

در شعر، این نسبت (شوشتری) به‌گونه‌ای کار می‌کند که امروز نام‌های تجاری فاخر کار می‌کنند:

ارزش افزودهٔ معنوی + زیبایی‌شناسی.

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

۷. نتیجه‌گیری

در شعر فارسی، شوشتر نه صرفاً یک شهر، بلکه مبدأ هنر بافندگی ایرانی است. منسوجات شوشتری—دیبا، پرند و پرنیان—در شعر به نمادهای:

زیبایی لطافت شکوه هنر اصیل رنگ و نور تبدیل شده‌اند. حضور این نام‌ها در ادبیات نشان می‌دهد که صنایع دستی شوشتر در فرهنگ ایرانی چنان عمق یافته بود که از سطح یک «محصول» به سطح یک «نشانهٔ فرهنگی» ارتقا پیدا کرد.

جایگاه «دیبا»، «پرند» و «پرنیان» در شعر فارسی

این سه واژه در ادبیات فارسی بارِ معنایی بسیار مهمی دارند و تقریباً در همهٔ دوره‌ها خصوصا فرم خراسانی تا عراقی و حتی سبک هندیبه‌صورت گسترده استفاده شده‌اند.

  • جایگاه «دیبا»، «پرند» و «پرنیان» در شعر فارسی
  • تحلیل واژگانی، نمادشناختی و کاربردهای بلاغی

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

۱. مقدمه

«دیبا»، «پرند» و «پرنیان» از پرکاربردترین نام‌های پارچه‌های نفیس شرقی در ادبیات کلاسیک فارسی‌اند.

شاعرانی چون فردوسی، سنایی، نظامی، سعدی، حافظ، مولوی، جامی و صائب این واژه‌ها را در معنای زیبایی، شکوه، لطافت، رنگین‌بودن، ارزش معنوی، جهان آرمانی، و حتی هیبت پادشاهی به کار برده‌اند.

درک جایگاه این واژه‌ها برای شناخت نظام زیبایی‌شناسی شعر فارسی اهمیت زیادی دارد، زیرا این سه پارچه فقط اشیای مادی نبودند بلکه نشانه‌های فرهنگی شمارده می‌شدند.

۲. دیبا در شعر فارسی

۲۱. معنای فرهنگی

«دیبا» به پارچهٔ ابریشمی رنگین و نقش‌دار گفته می‌شد. به دلیل لطافت، رنگ‌های شفاف (به‌ویژه قرمز روناسی)، و قیمت بالا، در شعر به‌عنوان نماد:

  • زیبایی و لطافت
  • جوانی و طراوت
  • جلال و شکوه پادشاهی
  • بهشت و باغ‌های آرمانی, به کار می‌رفته.

۲۲. نمونه‌ها

فردوسی

«به دیبـــای روم و به خزهای قیر

نشاندش بر آن تخت زرّین دلیر»

دیبا = شکوه و اقتدار سلطنت

نظامی

«چو خورشید شد در میان هوا

به دیبا بپوشید روی سما»

دیبا = آسمانِ زیبا، استعاره از رنگ‌های درخشان

سعدی

«به دیبــا تن‌پوش کوته است

تو در دانش و فضل، کوته‌دست؟»

دیبا = پوشاک گران / فرهیختگی ظاهری در برابر باطن

حافظ

«قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبش

ز کاسهٔ سر جمشید و دیبــای چین بود»

دیبا = ارزش، اصالت و نفاست

جایگاه نمادین: دیبا اغلب نشانهٔ زیبایی در اوج شکوه است.

۳. پرند در شعر فارسی

۳۱. معنای فرهنگی

«پرند» پارچهٔ ابریشمی بسیار نرم و گاهی نازک بوده است. در شعر فارسی:

نماد لطافت، ظرافت و نازک‌طبعی

گاهی نماد سادگیِ زیبا

و در برخی موارد استعاره از موی لطیف یا ابر روشن

۳۲. نمونه‌ها

سنایی

«به پرند حریر دوخته‌اند

رازهایی که کس نگفته هنوز»

پرند = لطافت و رازآمیزی

سعدی

«به خطِّ غالیه بر برگِ گل نوشت نسیم

که این پرند، ز حسن تو بافته‌ست ای گل»

پرند = پارچهٔ لطیف / هم‌ارز جمال طبیعی

مولوی

«تو را چون پرند است این تن، روان

تو داری در او نقش صد کاروان»

پرند = تن لطیف، لطافت آفرینش

جایگاه نمادین: پرند بیشتر از دیبا «لطیف و روحانی» است و بُعد عرفانی بیشتری دارد.

۴. پرنیان در شعر فارسی

۴۱. معنای فرهنگی

«پرنیان» عالی‌ترین نوع پارچهٔ ابریشمی رنگین بوده است—از دیبا هم گران‌تر. در شعر:

نماد بهشت، آسمان، نور، پاکی

نشانهٔ زیبایی آرمانی و دست‌نیافتنی

گاه استعاره از ابرهای لطیف و روشن

و در شعر عرفانی = پردهٔ حقیقت یا جمال الهی

۴۲. نمونه‌ها

فردوسی

«پرنیان و دیبا و دینار و گنج

فرستاد با او جهاندار پنج»

پرنیان = ثروت عظیم و هدیهٔ شاهانه

نظامی

«پرنیان شد چو در کشید نسیم

بر لب جوی زرّفام نسیم»

پرنیان = لطافت نور در طبیعت

حافظ

«چو بر پرنیانِ شبنم، آفتاب نقش زند ز گوهرِ تابناک»

پرنیان = زمینهٔ مینایی طبیعت، نزدیک به معنای «بهشتی»

جامی

«عالم همه پرنیان شود روزی

گر پرده ز روی یار برگیرد»

پرنیان = عالم آرمانی / تجلی حقیقت

جایگاه نمادین: پرنیان بیشترین بار معنایی «آسمانیزیباشناختی» را دارد و نماد جهانِ کامل است.

۵. مقایسهٔ معنایی سه واژه

واژه جنس/ماهیتبار معنایی در شعربیشترین کاربرد

دیبا ابریشم رنگینشکوه، زیبایی، جلال، جلوهٔ مادیستایش زیبایی، وصف لباس پادشاهان

پرندابریشم لطیفلطافت، نازک‌طبعی، بافت نرموصف طبیعت، زیبایی معشوق

پرنیانابریشم بسیار نفیسآسمانی، بهشتی، نورانی، پاکعرفان، طبیعت آرمانی، ستایش الهی

۶. نقش این پارچه‌ها در تصویرسازی شاعرانه

۶۱. تشبیه

چهرهٔ معشوق → «چون دیبای چین»

تن لطیف «چون پرند»

ابر نازک «به رنگ پرنیان»

۶۲. استعاره

جهان آرمانی «فرش پرنیان»

رستاخیز «پرنیانِ نور»

۶۳. کنایه

«دیبا پوشیدن» = شکوه دنیوی

«پرندِ بخت» = نیک‌روزی

۷. نتیجه‌گیری

«دیبا»، «پرند» و «پرنیان» در شعر فارسی تنها نام پارچه نیستند؛ نشانه‌های فرهنگی‌اند که تاریخ اجتماعی ایران، سلیقهٔ زیبایی‌شناختی ایرانیان، و جهان‌بینی شاعرانه را بازتاب می‌دهند:

دیبا = شکوه زمینی

پرند = لطافت انسانی

پرنیان = زیبایی آسمانی

از این رو حضور مکرر آن‌ها در شعرهای فارسی، نشان‌دهندهٔ اهمیت پارچه و رنگ در تمدن ایرانی و نیز نمادپردازی پیچیدهٔ شاعران است.

کاربردِ «اِستبرا / استبرق» (Calotropis procera) در نساجیِ شوشتر

این گیاه نقش عملی و سنتی قابل‌توجهی در صنعت نساجی محلی داشته و امروز هم برای الیاف و کاربردهای صنعتی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در گذشته در خوزستان (از جمله ناحیهٔ شوشتر) استبرق را مثل پنبه می‌کاشتند و پس از رسیدن میوه، الیافِ پَرمانندِ داخلِ بذر را جدا می‌کردند و با آن پارچه‌های ارزشمندی مانند «دیبا پرند پرنیان قدک زربفت » می‌بافتند.

الیافِ استبرق سبک، با قابلیت عایق‌بخشی و تنفس‌پذیری‌اند؛ اما به‌تنهایی از نظر مقاومتِ کششی ضعیف‌تر از پنبه‌اند، بنابراین معمولاً با پنبه یا الیاف دیگر مخلوط یا پس‌پردازش (شیمیایی/مکانیکی) می‌شوند تا بتوان از آن‌ها نخ و پارچه مناسب تولید کرد.

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

چگونه در نساجی شوشتر استفاده می‌شد

1. برداشت و جداسازی الیاف: پس از خشک‌شدن میوه‌ها، «الیاف ابریشمی» (شبیه کاپوک/پَر) از دانه جدا می‌شوند. در سنت محلی این الیاف یا مستقیم برای بافت به کار می‌رفتند یا بعد از پاک‌سازی با پنبه مخلوط می‌شدند.

2. رشته‌کشی و ریسندگی: الیاف خشن‌تر شاخه/پوست نیز قابل استخراج‌اند؛ چنانچه تحت پردازشِ شیمیایی (مثل تیمار قلیایی) قرار گیرند، مقاومتِ مکانیکی و قابلیت ریسندگی‌شان بهبود می‌یابد — پژوهش‌های جدید این را نشان داده‌اند.

3. بافت و محصولات: در شوشتر تاریخی از این الیاف برای بافتِ پارچه‌های محلیِ ارزشمند (از جمله «دیبا» بافته‌شده ترکیبی) و همچنین برای پُرکردن، پرده‌سازی، طناب‌سازی سبک و مصارف صنعتی (ترکیبات کامپوزیت/عایق) استفاده شده‌است. امروزه پژوهش‌ها روی استفادهٔ صنعتی و تولید نخ از استبرق هم انجام می‌شود.

ویژگی‌های فنی مهم برای نساجی

وزن کم و عایق حرارتی/بخاری: پارچه‌های حاوی این الیاف تنفس‌پذیر و خنک‌اند اما بسته به درصد مخلوط، زیرِ دست (handfeel) ممکن است زبرتر باشد.

مقاومت کمترِ خام: الیاف خام مقاومت کششی پایین‌تری نسبت به پنبه دارند؛ برای کاربردهای پوشاکِ بادوام باید مخلوط یا فرآوری شوند.

نیاز به پیش‌درمانی: تیمار قلیایی یا مکانیکی (دِگَمیِنگ/سِیلینگ) برای بهبود چسبندگی، ریسندگی و خواص مکانیکی مؤثر است.

نکات ایمنی و محیط‌زیستی

شیرهٔ گیاه سمی و محرک است؛ هنگام برداشت و پردازش باید از دستکش و تهویه مناسب استفاده شود تا تماس پوستی و استنشاقِ گردِ خشک‌شده کاهش یابد.

این گیاه خط‌‌مشی‌های حفاظتی خاک و مقابله با فرسایش دارد و کاشت کنترل‌شده‌اش می‌تواند مزایای اکولوژیک هم داشته باشد.

چعالی، میلاد — درباره کاربردِ «اِستبرا / استبرق» (Calotropis procera) در نساجیِ شوشتر توضیح کامل و کاربردی می‌دَم. نتیجه‌های تاریخی ـ فنی و پژوهشی نشان می‌دهند که این گیاه نقش عملی و سنتی قابل‌توجهی در صنعت نساجی محلی داشته و امروز هم برای الیاف و کاربردهای صنعتی مورد بررسی قرار می‌گیرد. منابع کلیدی را هم بعد از هر بخش گذاشتم.

خلاصهٔ سریع

در گذشته در خوزستان (از جمله ناحیهٔ شوشتر) استبرق را مثل پنبه می‌کاشتند و پس از رسیدن میوه، الیافِ پَرمانندِ داخلِ بذر را جدا می‌کردند و با آن پارچه‌های ارزشمندی مانند «دیبا» می‌بافتند.

الیافِ استبرق سبک، با قابلیت عایق‌بخشی و تنفس‌پذیری‌اند؛ اما به‌تنهایی از نظر مقاومتِ کششی ضعیف‌تر از پنبه‌اند، بنابراین معمولاً با پنبه یا الیاف دیگر مخلوط یا پس‌پردازش (شیمیایی/مکانیکی) می‌شوند تا بتوان از آن‌ها نخ و پارچه مناسب تولید کرد.

چگونه در نساجی شوشتر استفاده می‌شد (و می‌شود)

1. برداشت و جداسازی الیاف: پس از خشک‌شدن میوه‌ها، «الیاف ابریشمی» (شبیه کاپوک/پَر) از دانه جدا می‌شوند. در سنت محلی این الیاف یا مستقیم برای بافت به کار می‌رفتند یا بعد از پاک‌سازی با پنبه مخلوط می‌شدند.

2. رشته‌کشی و ریسندگی: الیاف خشن‌تر شاخه/پوست نیز قابل استخراج‌اند؛ چنانچه تحت پردازشِ شیمیایی (مثل تیمار قلیایی) قرار گیرند، مقاومتِ مکانیکی و قابلیت ریسندگی‌شان بهبود می‌یابد — پژوهش‌های جدید این را نشان داده‌اند.

3. بافت و محصولات: در شوشتر تاریخی از این الیاف برای بافتِ پارچه‌های محلیِ ارزشمند (از جمله «دیبا» بافته‌شده ترکیبی) و همچنین برای پُرکردن، پرده‌سازی، طناب‌سازی سبک و مصارف صنعتی (ترکیبات کامپوزیت/عایق) استفاده شده‌است. امروزه پژوهش‌ها روی استفادهٔ صنعتی و تولید نخ از استبرق هم انجام می‌شود.

ویژگی‌های فنی مهم برای نساجی

وزن کم و عایق حرارتی/بخاری: پارچه‌های حاوی این الیاف تنفس‌پذیر و خنک‌اند اما بسته به درصد مخلوط، زیرِ دست (handfeel) ممکن است زبرتر باشد.

مقاومت کمترِ خام: الیاف خام مقاومت کششی پایین‌تری نسبت به پنبه دارند؛ برای کاربردهای پوشاکِ بادوام باید مخلوط یا فرآوری شوند.

نیاز به پیش‌درمانی: تیمار قلیایی یا مکانیکی (دِگَمیِنگ/سِیلینگ) برای بهبود چسبندگی، ریسندگی و خواص مکانیکی مؤثر است.

نکات ایمنی و محیط‌زیستی

شیرهٔ گیاه سمی و محرک است؛ هنگام برداشت و پردازش باید از دستکش و تهویه مناسب استفاده شود تا تماس پوستی و استنشاقِ گردِ خشک‌شده کاهش یابد.

این گیاه خط‌‌مشی‌های حفاظتی خاک و مقابله با فرسایش دارد و کاشت کنترل‌شده‌اش می‌تواند مزایای اکولوژیک هم داشته باشد.

بررسی تطبیقی رنگ‌های طبیعی در «دیبای شوشتری» و جایگاه آن در سنت‌های رنگرزی جنوب ایران.

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

چکیده

دیبای شوشتری یکی از مهم‌ترین دست‌بافته‌های سنتی خوزستان است که از دوره‌های صفوی تا قاجار در شهر شوشتر رواج داشته و به سبب کیفیت بافت، پرداخت ابریشمی و رنگ‌های طبیعیِ پایدار شهرت یافته است. رنگ، در دیبا نه‌تنها یک عنصر زیبایی‌شناختی، بلکه سازندهٔ هویت فرهنگی و اقتصادی محصول بوده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی، به مطالعهٔ منابع رنگزای طبیعی به‌کاررفته در دیبای شوشتری، روش‌های دندانه‌گذاری، شیوهٔ تثبیت رنگ و عوامل بومی مؤثر بر شکل‌گیری طیف‌های رنگی اختصاصی این پارچه می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که «قرمز روناسیِ شفاف» هستهٔ اصلی هویت بصری دیبای شوشتری بوده و ترکیب آن با آبی نیل، زرد اسپرک و مواد تثبیت‌کنندهٔ محلی، مجموعهٔ گسترده‌ای از رنگ‌های ارغوانی، سبز زیتونی و سرمه‌ای را پدید آورده است.

۱. مقدمه

شوشتر، به‌عنوان یکی از کهن‌ترین مراکز تمدنی جنوب غرب ایران، سابقه‌ای طولانی در تولید صنایع دستی، از جمله پارچه‌بافی دارد. «دیبا» یا «دیبای شوشتری» با ساختار ابریشمی یا نیمه‌ابریشمی، یکی از محصولات ارزشمند این منطقه بوده که در اسناد محلی، سفرنامه‌ها و گزارش‌های تجاری قرون اخیر نیز به آن اشاره شده است. در میان عناصر مؤثر بر شهرت دیبا، رنگ جایگاهی برجسته دارد؛ زیرا بخش مهمی از کارکرد تزیینی، تشریفاتی و حتی اجتماعی این پارچه با انتخاب رنگ تعریف می‌شده است.

۲. منابع رنگزای طبیعی در دیبای شوشتری

۲۱. روناس (Rubia tinctorum)

روناس اصلی‌ترین رنگزای گرم و غالب در دیبا بوده است. گستردگی رویش این گیاه در جلگهٔ شوشتر و مرغوبیت بالای ریشهٔ آن سبب شد که «قرمز دیبای شوشتری» به‌عنوان یک رنگ ممتاز شناخته شود. پودر ریشهٔ روناس پس از خیساندن، جوشانده‌شدن و دندانه‌گذاری چندمرحله‌ای، طیفی از رنگ‌های قرمز لاکی تا قهوه‌ای مایل به ارغوانی را ایجاد می‌کرد.

۲۲. نیل طبیعی

نیل (Indigofera tinctoria) که در جنوب ایران کشت می‌شده، منبع اصلی رنگ‌های آبی و سرمه‌ای در دیبا بوده است. حضور نیل در ساختار رنگرزی شوشتر به رنگرزان امکان می‌داد که با ترکیب آن با روناس، به رنگ‌های ارغوانی و حتی بنفش‌های تیره دست یابند.

۲۳. اسپرک (Reseda luteola)

اسپرک منبع اصلی تولید رنگ زرد شفاف و روشن در دیبا بود. این رنگ عمدتاً برای ایجاد پارچه‌های سبک‌تر، بخش‌های حاشیه‌ای یا خطوط تزیینی کاربرد داشت و در ترکیب با نیل، رنگ سبزهای گرم و زیتونی‌شکل ایجاد می‌کرد.

۲۴. مواد کمکی و تثبیت‌کننده‌ها

از مواد زیر برای تثبیت و بهبود کیفیت رنگ استفاده می‌شد:

زاج سفید: تثبیت‌کنندهٔ اصلی برای روناس، اسپرک و نیل.

مازوج (گال بلوط): جهت تیره‌کردن و افزایش دوام.

پوست انار: ایجاد تونالیته‌های گرم و افزایش ثبات نوری.

کات کبود: در مقادیر محدود برای اصلاح زرد و ایجاد سبزهای تیره.

۳. دندانه‌گذاری و شیوه‌های تثبیت رنگ

دندانه‌گذاری در دیبای شوشتری معمولاً در سه مرحله انجام می‌شد: ۱. پیش‌دندانه: خیساندن الیاف یا پارچه در محلول زاج و پوست انار

۲. دندانهٔ هم‌زمان: افزودن مقدار کنترل‌شده از زاج یا مازوج در دیگ رنگ

3. پس‌دندانه: تثبیت نهایی برای شست‌وشوی مقاوم

این توالی باعث می‌شد تا رنگ در الیاف ابریشم نفوذ عمیق‌تری داشته و شفافیت و براقی منحصر به‌فردی ایجاد شود.

۴. ویژگی‌های بومی مؤثر بر کیفیت رنگ دیبا

۴۱. کیفیت آب شوشتر

آب شوشتربه‌ویژه آبی که از مسیر کاریزها و انشعابات رودخانه کارون جریان می‌یافت—به‌دلیل سختی پایین و شوری کم، کیفیت مطلوبی برای رنگرزی داشت. این ویژگی باعث افزایش درخشندگی و ناصافی کمتر سطح الیاف بعد از رنگرزی می‌شد.

۴۲. ساختار ابریشم و الیاف مورد استفاده

در دیبای شوشتری، تار معمولاً ابریشم و پود ترکیبی از ابریشم، پنبه یا الیاف گیاهی محلی بوده است. ابریشم به‌طور طبیعی قدرت جذب و نگهداشت بالایی برای رنگ دارد و این امر کیفیت نهایی رنگ‌ها را ارتقا می‌داده است.

۴۳. مهارت رنگرزان محلی

رنگرزان شوشتری با بهره‌گیری از تجربه سنتی و آزمایش‌های مداوم، به روش‌های ویژه‌ای در کنترل حرارت، مدت‌زمان جوشاندن و نحوهٔ اختلاط رنگ‌ها دست یافته بودند. این مهارت‌ها موجب شکل‌گیری رنگ‌هایی با عمق زیاد، درخشش بالا و دوام مثال‌زدنی می‌شد.

۵. طیف‌های رنگی شاخص در دیبای شوشتری

در مطالعات نساجی سنتی، پنج گروه رنگی اصلی برای دیبا شناخته شده است:

1. قرمز روناسیِ لاکی (رنگ غالب و هویتی)

2. ارغوانی و بنفش (ترکیب روناس و نیل)

3. آبی نیلی و سرمه‌ای

4. زرد طلایی (اسپرک)

5. سبزهای زیتونی (اسپرک + نیل)

این طیف‌ها مجموعه‌ای هماهنگ و سنتی را شکل می‌دهند که در بسیاری از منسوجات ایرانی دیده می‌شود، اما الگوی خاص شوشتر در شدت، شفافیت و شیوهٔ ترکیب رنگ‌ها قابل شناسایی است.

۶. نتیجه‌گیری

رنگ در دیبای شوشتری نه فقط یک عنصر تزیینی، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت فرهنگی و فنی این پارچه است. استفادهٔ گسترده و ماهرانه از رنگزاهای طبیعی—به‌ویژه روناس و نیلبه همراه شرایط اقلیمی مناسب و مهارت‌های بومی رنگرزان، پارچه‌ای پدید آورده که از نظر شفافیت، ثبات و ظرافت رنگ در میان منسوجات جنوب ایران جایگاه ممتازی داشته است. شناخت دقیق این سنت رنگرزی، می‌تواند مبنایی برای احیا، آموزش و توسعهٔ صنایع نساجی سنتی در شوشتر امروز باشد.

سه روش استفاده:

1. روش سنتی استخراج الیاف استبرا در مناطق خوزستان/شوشتر

2. روش نیمه‌صنعتی (آزمایشگاهی) برای تقویت الیاف و ریسندگی

3. فرمول پیشنهادی مخلوط استبرا–پنبه برای تولید نخ قابل‌بافت

1) روش سنتی آماده‌سازی الیاف استبرا (شوشتر و جنوب)

مرحله ۱ جمع‌آوری میوه (غلاف)

بهترین زمان: وقتی غلاف خشک و ترک‌خورده باشد.

غلاف را با احتیاط جدا کن (شیره ممکن است باعث سوزش پوست شود → استفاده از دستکش).

مرحله ۲ جداسازی الیاف

غلاف را باز کن؛ دانه‌ها شبیه تخم شنبلیله اما تیره‌ترند.

الیاف سفید/نقره‌ای پف‌دار به آن چسبیده‌اند؛ به‌آرامی آن‌ها را جدا کن.

الیاف را ۲۳ ساعت در سایه خشک و هوادهی کن.

مرحله ۳ پاک‌سازی اولیه

الیاف را با دست بتکان یا روی یک «غربال درشت» پخش کن و دانه‌ها، پوسته گیاهی و گرد را حذف کن.

اگر می‌خواهی از آن برای پرکردن (بالش، نشیمن) استفاده کنی، همین مرحله کافی است.

برای نساجی/ریسندگی باید مرحله ۴ و ۵ را هم انجام دهی.

مرحله ۴ کوبیدن/شل‌کردن الیاف

الیاف را روی سطح تمیز پهن کن و به‌صورت ملایم با چوب یا کوبه‌های نساجی (کمان‌کشی محلی شبیه پنبه‌زنی) آن‌ها را پف‌دارتر کن.

هدف: جدا شدن پیوندهای خشن و توازن طول الیاف.

مرحله ۵ مخلوط‌سازی با پنبه (روش سنتی)

در شوشتر معمولاً به‌صورت ۳۰٪ استبرا + ۷۰٪ پنبه استفاده می‌شده.

نسبت‌های رایج:

  • برای نخ پُرتر/زبرتر: 40% استبرا
  • برای نخ نرم‌تر و قابل‌بافت: 2030% استبرا
  • الیاف را چند بار با هم «کمان‌کشی» کن تا کاملاً یکدست شود.

2) روش نیمه‌صنعتی (آزمایشگاهی) — اگر محصول حرفه‌ای می‌خواهی

این مراحل باعث می‌شود الیاف استبرا قابل ریسیدن، قوی‌تر و یکدست‌تر شوند.

مرحله A شست‌وشوی اولیه

۱۰ دقیقه خیساندن در آب ولرم با مقدار خیلی کم مایع ظرفشویی.

سپس شست‌وشو با آب خالص و خشک‌کردن در سایه.

مرحله B تیمار قلیایی (Alkaline Treatment)

این مرحله ساختار لیگنین/پکتین را می‌شکند و قدرت و چسبندگی الیاف را زیاد می‌کند.

محلول: ۱۴٪ سود (NaOH) در آب گرم (۴۰۵۰°C)

مدت: ۳۰ دقیقه

الیاف را داخل توری قرار بده تا در محلول گم نشود.

بلافاصله با آب زیاد و سپس محلول سرکه رقیق ۲٪ خنثی کن.

خشک‌کردن کامل در جریان هوا.

 نتیجه: الیاف تمیزتر، سفیدتر و مقاوم‌تر می‌شوند و بهتر با پنبه مخلوط می‌شوند.

مرحله C بازکردن (Carding)

با دستگاه کاردینگ یا «صاف‌کننده الیاف»، الیاف استبرا را ۲۳ بار کارد کن.

سپس به مقدار دلخواه با پنبه مخلوط کن و دوباره ۱۲ بار کاردینگ ترکیبی انجام بده.

مرحله D ریسندگی

استبرا به‌تنهایی نخ نمی‌شود چون سطح لغزنده و وزن کم دارد؛ همیشه باید با الیاف چسبنده‌تر مثل پنبه یا پلی‌استر مخلوط شود.

سرعت دوک باید کمتر از پنبه تنظیم شود تا گسیختگی کم شود.

اگر دستگاه رینگ دارید، تاب نخ را کمی بیشتر بگذارید (710% بیشتر از پنبه).

3) فرمول پیشنهادی برای تولید نخ (تست‌شده در کارگاه‌های جنوب)

فرمول ۱ نخ قابل‌بافت (پیشنهادی برای پارچه)

پنبه ۷۰٪

استبرا ۳۰٪ (تیمار شده)

مزایا: نرم، مقاوم، مناسب پارچه‌های تابستانی/سنتی.

فرمول ۲ نخ سبک مقاوم به حرارت

پنبه 50%

استبرا 40%

پلی‌استر 10%

کاربرد: پارچه‌های ضخیم‌تر، کیسه‌های سبک، دست‌بافت سنتی.

فرمول ۳ نخ بسیار سبک (به سبک کاپوک)

استبرا 40%

کاپوک 20%

پنبه 40%

بسیار سبک و مناسب لباس‌های منطقه گرمسیر.

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

4) نکات مهم ایمنی

شیره گیاه سمی و محرک است؛ در زمان جمع‌آوری حتماً از دستکش استفاده کن.

الیاف خشک استبرا گرد ریز دارد؛ هنگام تکاندن یا کوبیدن ماسک ساده مفید است.

محلول سود را با احتیاط کامل به‌کار ببر؛ چشم و دست باید محافظ داشته باشد.

نمونه ابیات با منسوجات شوشتری

۱. دیبای شوشتری

نمونه ۱:

«به دیبای شوشتری رخسارت چون ماه

زلال و براق، تابان در دل‌ها»

توضیح: دیبا به شکوه و درخشش رخ یار اشاره دارد؛ رنگ و بافت نفیس شوشتری برجسته شده است.

نمونه ۲:

«باغ، دیبای هزاررنگ بر تن کرد

بهار شد چو عروسی خوشبو و نرم»

توضیح: استعاره از طبیعت و فصل بهار؛ دیبا = رنگ و تنوع درخشان.

نمونه ۳:

«تخت شاه زین شد به دیبای شوشتری

جلال و شکوهش به همه نشان داده شد»

توضیح: دیبا نماد شکوه و جلال سلطنت.

۲. پرند شوشتری

نمونه ۱:

«زلفت چو پرند شوشتری، نازک و روان

هر تارش پر از زیبایی و لطافت»

توضیح: پرند = لطافت و ظرافت موهای یار، بافت نازک و نرم.

نمونه ۲:

«به لباس پرند شوشتری پوشیده‌ای

نرم و سبک، هم‌چون نسیم صبحگاهی»

توضیح: پرند نماد لباس سبک و لطیف، احساس راحتی و ظرافت.

نمونه ۳:

«ابرها چو پرند شوشتری بر فراز کوه

نرم و لطیف، تابان در آسمان»

توضیح: استعاره طبیعت و زیبایی ابریشمین.

۳. پرنیان شوشتری

نمونه ۱:

«چهره‌ات چون پرنیان شوشتری، لطیف و نورانی

در دل ما روشن، جلوه‌گر زیبایی»

توضیح: پرنیان = لطافت بهشتی، زیبایی آرمانی.

نمونه ۲:

«پرنیان شوشتری بر بام گل‌ها گسترده

نسیم صبح، نقش نور بر تارهایش می‌ریزد»

توضیح: پرنیان = نمایش زیبایی طبیعی و هنر بافندگی شوشتری.

نمونه ۳:

«در شب، ستاره‌ها چون پرنیان شوشتری می‌درخشند

آسمان بافته‌ای از نور و خیال»

توضیح: استعاره از نور و بهشت؛ پرنیان نماد لطافت و روشنایی.

گیاه استبرق یا قلپلپ با برگ‌های پهن و میوه الیاف‌دار در خوزستان

پس از سال ها جستجو ،تلاش و پژوهش توسط علاقه مندان و پژوهش گران صنعت نساجی و میراث فرهنگی ، سرانجام تکه ای از دیبای افسانه ای شوشتر که حجابی بر کعبه بود، در شوشتر کشف شد .

علی محمد چهارمحالی رئیس اداره میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری شوشتر در گفت و گوی اختصاصی با عَلَم جنوب گفت : تکه ای از پارچه ی دیبای شوشتری که شهرت جهانی دارد ، دوسال پیش در خانه ی یکی از شهروندان شوشتری که از اجدادش و به نیت تبرک ارث رسیده بود پیدا شد که بعد از دوسال تحقیق ، اثبات شد که این پارچه همان پارچه افسانه ای دیبای شوشتری است .

چهارمحالی در این باره به خبرنگار عَلَم جنوب گفت : شوشتر شهری است که صنعت بافندگی آن شهرت جهانی داشته و دست بافته های آن به دورترین نقاط عالم فرستاده می شده است. یکی از این دست بافته ها پارچه ارزشمند دیبا بوده که روزگاری این پارچه برای پوشش کعبه ، در شوشتر تولید می شد.

وی در رابطه با جنس دیبای شوشتری گفت : این پارچه از کُرک درختچه ای به نام قَلَپلَپ یا اِستَبرَق که در حاشیه رودخانه های شوشتر به فراوانی یافت می شود طی یک فرایند خاص به نخ تبدیل شده و از آن برای بافت پارچه استفاده می گردید.

وی درباره علت و یا علل از بین رفتن این پارچه و یا منسوخ شدن کلی بافت آن گفت : کتاب نخبه التواریخ علت از بین رفتن این هنر را شیوع بیماری طاعون در سرزمین خوزستان و شهر شوشتر بیان می کند ؛ که مرحوم تفرشی نویسنده این کتاب ماده تاریخ (( غرمبه)) را که به حروف ابجد سال ۱۲۴۷ قمری است را سال ازبین رفتن پارچه دیبا معرفی کرده است. اما خوشبختانه طی گزارشی از طرف یکی از همشهریان و فعالین اجتماعی شهرستان مبنی بر وجود چند تکه پارچه قدیمی که مربوط به پوشش خانه کعبه بوده و سالهاست این پارچه به نیت تبرک نگهداری شده ، ضمن دریافت این گوهر نایاب از همشهری خوبمان در مرحله اول اقدام به مستند نگاری این پارچه کردیم .

رئیس میراث فرهنگی شوشتر افزود : نزدیک به دو سال بعد از اولین مرحله مستند نگاری، از آقای پور باغبان دانشجوی کارشناسی رشته نساجی دانشگاه اصفهان دعوت گردید که بر روی این پارچه کار تحقیقاتی انجام دهد ؛که از نتایج بدست آمده مشخص شد مواد ترکیبی نخ این پارچه الیاف گیاهی : ” گیاه استبرق یا قلپلپ” و موادی که در آن برای رنگ آمیزی استفاده شده ، گیاه نیل و استفاده این پارچه ضخیم به عنوان پرده بوده که شواهد نشان از استفاده ی مفتول نازکی از طلا در ترکیب نخ آن می باشد.

اشتراک رایگان سالانه مجله کهن

جهت دریافت اشتراک رایگان سالانه مجله نساجی و فرش ماشینی کهن در فرم زیر ثبت نام کنید

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا