انجمنهای نساجی و تناقضی که صنعت را از درون فرسوده میکند

در فضای صنعتی ایران، یک جمله بارها تکرار میشود:
«انجمنها و اتحادیهها هیچ تأثیر و قدرت اجرایی ندارند.»
این جمله را از مدیران کارخانهها میشنویم، از فعالان بازار میشنویم، حتی گاهی از خود اعضای هیئتمدیره همین تشکلها نیز میشنویم. روایت رایج این است که تصمیمها جای دیگری گرفته میشود، صدای بخش خصوصی شنیده نمیشود، و تشکلها صرفاً نقش نمادین دارند.
اما یک سؤال ساده وجود دارد که کمتر کسی حاضر است صادقانه به آن پاسخ دهد:
اگر این انجمنها واقعاً بیقدرت و بیاثرند،
پس چرا هنگام انتخابات، رقابتها بهشدت بالا میگیرد؟
چرا برای ورود به هیئتمدیره، لابیگری، رأیجمعکردن و ائتلافهای سنگین شکل میگیرد؟
چرا برخی حاضرند هزینههای جدی مالی و اعتباری برای حضور در این ساختارها بپردازند؟
این همان تضادی است که باید درباره آن صحبت شود.
همچنین بخوانید: هیأت مدیره جدید انجمن صنایع نساجی، پوشاک و چرم استان البرز انتخاب شدند
روایت رسمی: ما تلاش میکنیم، اما گوش شنوا نیست
وقتی از مدیران تشکلها سؤال میشود، پاسخ معمولاً این است:
«ما پیگیری میکنیم، اما تصمیمگیران توجهی نمیکنند.»
«ما پیشنهاد میدهیم، اما اجازه ورود به بازی نداریم.»
«قدرت اجرایی دست ما نیست.»
ممکن است بخشی از این روایت درست باشد. ساختار قدرت و تصمیمگیری و توزیع منافع در ایران پیچیده است و نفوذ بخش خصوصی محدود. اما این تمام ماجرا نیست.
رقابت برای کرسیهای بیاثر؟
اگر واقعاً کرسیهای انجمنها فاقد قدرتاند، چرا اینهمه رقابت برای تصاحب آنها وجود دارد؟
چرا انتخابات برخی اتحادیهها به یکی از پرتنشترین رویدادهای سال تبدیل میشود؟
چرا برای عضویت و رأیآوری، ائتلافها شکل میگیرد و حتی اختلافات شخصی و گروهی شدت میگیرد؟
- واقعیت این است که این کرسیها کاملاً بیاثر نیستند.
- آنها دسترسی ایجاد میکنند.
- اعتبار میآورند.
- شبکه ارتباطی میسازند.
- در برخی موارد، مسیرهای اطلاعاتی و تصمیمسازی را باز میکنند.
وام ها و رانت های کلان ایجاد می کنند و بالا و پایید رفتن از پله های وزارتخانه و دست دراز کردن و گدایی برای چند مشت دلار ! را اسان تر می کند. دلارهایی که متاسفانه خرج صنعت هم نمی شود و سر از ملک ودلالی در می آورد.
پس مسئله «بیقدرتی مطلق» نیست.
مسئله، نوع استفاده از قدرت است.
تشکل؛ ابزار توسعه یا سکوی منافع فردی؟
در یک مدل سالم، انجمنهای صنعتی باید نقشهای مشخصی ایفا کنند:
- تدوین استراتژی مشترک صادرات
- دفاع از منافع جمعی در سیاستگذاری
- ایجاد استانداردهای حرفهای
- توسعه آموزش و فناوری
اما اگر تمرکز بهجای منافع جمعی، به سمت منافع فردی، برند شخصی و نفوذ محدود شبکهای برود، تشکل از ابزار توسعه به سکوی رقابت شخصی تبدیل میشود.
در این حالت، دو روایت همزمان شکل میگیرد:
در بیرون میگوییم «هیچ کاری نمیشود کرد.»
در درون، برای ماندن در ساختار، رقابت میکنیم.
این همان شکاف اخلاقی است که اعتماد بدنه صنعت را از بین میبرد.
مسئله اصلی: مسئولیتپذیری یا نقشآفرینی نمایشی؟
اگر انجمنها واقعاً بیاثرند، باید صادقانه اعلام کنند که ساختار نیاز به اصلاح جدی دارد.
و اگر مؤثرند، باید خروجی ملموس ارائه دهند:
عدد، نتیجه، تغییر واقعی در سیاست.
بدترین حالت، وضعیت خاکستری است؛ جایی که هم از بیقدرتی صحبت میشود،
و هم برای تصاحب همان «قدرت ادعاییِ بیاثر» رقابت سنگین شکل میگیرد.
این تضاد، صنعت را فرسوده میکند.
اشتراک رایگان سالانه مجله کهن
جهت دریافت اشتراک رایگان سالانه مجله نساجی و فرش ماشینی کهن در فرم زیر ثبت نام کنید



