بلایی که بر سر صنعت نساجی آوردند!

چگونه تصمیمات اشتباه، رقابت نابرابر و قوانین متناقض، صنعت نساجی ایران را به لبه بحران رساند
سالهاست فعالان صنعت نساجی از تحریمها، افزایش نرخ ارز، کمبود سرمایهگذاری و رکود بازار سخن میگویند؛ اما آیا همه مشکلات این صنعت ناشی از عوامل خارجی است؟ یا بخشی از این بحران، نتیجه تصمیماتی است که در داخل کشور گرفته شده و عملاً رقابت را به زیان تولیدکننده ایرانی تغییر داده است؟
بررسی وضعیت امروز صنعت نساجی نشان میدهد که بسیاری از مشکلات، نه در کارخانهها بلکه در سیاستگذاریها شکل گرفتهاند؛ سیاستهایی که به جای حمایت از تولید، مسیر واردات را هموارتر کرده و رقابت را برای تولیدکنندگان داخلی دشوار ساختهاند.
رقابتی که از ابتدا نابرابر بود
یکی از مهمترین انتقادها، تفاوت چشمگیر هزینه واردات قانونی با واردات از مسیرهای کولبری و ملوانی است.
در حالی که واردکننده رسمی باید تعرفه گمرکی و مالیات بر ارزش افزوده پرداخت کند، واردات از برخی مسیرهای خاص با هزینه بسیار پایینتر انجام میشود. نتیجه این اختلاف، شکلگیری بازاری است که در آن واردکننده رسمی توان رقابت ندارد و تولیدکننده داخلی نیز زیر فشار کالاهای ارزانقیمت قرار میگیرد.
واردات پارچه؛ سه برابر شد، اما مصرف مردم نه!
آمارها نشان میدهد واردات پارچه از حدود ۳۰۰ میلیون دلار در سال، به نزدیکی یک میلیارد دلار رسیده است؛ در حالی که مصرف واقعی جامعه هرگز چنین رشدی نداشته است.
این سؤال جدی مطرح میشود:
اگر مردم سه برابر گذشته لباس، پرده، مبلمان یا منسوجات خانگی خریداری نکردهاند، این حجم عظیم واردات چگونه توجیه میشود؟
قاچاق قانونی؛ اصطلاحی که دیگر شوخی نیست
وقتی قوانین به گونهای تنظیم شوند که واردات از برخی مسیرها بسیار ارزانتر از واردات رسمی باشد، عملاً نوعی «قاچاق قانونی» شکل میگیرد؛ پدیدهای که هم درآمدهای گمرکی دولت را کاهش میدهد و هم تولیدکننده داخلی را از میدان رقابت خارج میکند.
مواد اولیه؛ گرانتر از قیمت جهانی
مشکل تنها به واردات پارچه محدود نمیشود.
تولیدکننده ایرانی برای تأمین برخی مواد اولیه مانند چیپس پلیاستر، گاهی مجبور است قیمتی بالاتر از نرخ جهانی پرداخت کند. در چنین شرایطی، تولیدکننده حتی قبل از آغاز فرآیند تولید، نسبت به رقبای خود در ترکیه، پاکستان یا سایر کشورها با هزینه بیشتری روبهرو است.
همچنین بخوانید: پس از جنگ، صنعت نساجی ایران چگونه میتواند دوباره سرمایه جذب کند؟
ممنوعیت واردات پوشاک؛ روی کاغذ یا در واقعیت؟
سالهاست واردات رسمی پوشاک ممنوع اعلام شده، اما بازار همچنان مملو از برندهای خارجی است.
پوشاک استوک، برندهای خارجی و کالاهایی که از مسیرهای مختلف وارد کشور میشوند، با قیمتهایی عرضه میشوند که رقابت را برای تولیدکنندگان داخلی تقریباً غیرممکن کرده است.
این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است: اگر واردات ممنوع است، این حجم از کالاهای خارجی چگونه وارد بازار میشود؟
صادرات؛ قربانی قوانین ارزی
در سوی دیگر، صادرکنندگان نیز با چالشهای متعددی روبهرو هستند.
مشکلات بازگشت ارز، محدودیتهای بانکی، هزینههای نقلوانتقال پول و از دست رفتن مزیت رقابتی باعث شده بازارهای سنتی ایران، از جمله عراق، بهتدریج در اختیار رقبایی مانند ترکیه قرار گیرد.
وقتی پوشاک از سبد خانوار حذف میشود
رکود تنها کارخانهها را درگیر نکرده است.
افزایش هزینه مسکن و خوراک باعث شده پوشاک و بسیاری از منسوجات خانگی به آخرین اولویت خرید خانوادهها تبدیل شوند. کالاهایی مانند تشک، لحاف، حوله، پرده و حتی فرش بیش از گذشته از سبد مصرف خانوار حذف شدهاند و همین موضوع، رکود بازار نساجی را عمیقتر کرده است.
جمعبندی
صنعت نساجی ایران امروز فقط با تحریم یا رکود اقتصادی دستوپنجه نرم نمیکند؛ بلکه با مجموعهای از تصمیمات داخلی، قوانین متناقض و سیاستهایی روبهروست که رقابت را به زیان تولید ملی تغییر دادهاند.
اگر قرار است این صنعت دوباره به موتور اشتغال و صادرات کشور تبدیل شود، اصلاح سیاستهای تجاری، ایجاد رقابت عادلانه، بازنگری در قوانین واردات و حمایت واقعی از تولیدکنندگان، بیش از هر زمان دیگری ضروری است.
شاید بزرگترین سؤال امروز این باشد: آیا زمان آن نرسیده که پیش از مقصر دانستن عوامل خارجی، نگاهی دوباره به سیاستهایی بیندازیم که خودمان بر سر صنعت نساجی آوردهایم؟



