فرش فرهي- اطمينان بالا در فروش محصول با خلاقيت در توليد و برندسازي

فرش فرهي نامي آشنا براي اهالي صنعت نساجي و همچنين در ميان عامه مردم نيز برند معروفي به حساب ميآيد. در زمينه برندسازي توانسته به خوبي برند خود را در جامعه پياده کند. از آقاي فرهي در گفتوگويي که با ايشان داشتيم رکودي حال حاضر در بازار را جويا شديم. آقاي فرهي رکود و ثبات امروز را برتر از عدم ثبات و قيمتهاي متغير سالهاي قبل ميداند و عنوان کرد که ما حداقل امروز ميدانيم وضعيت اين است و باتوجه به آن برنامه ريزي ميکنيم اما در سالهاي قبل از فرداي خود باخبر نبوديم و طبعا اين وضعيت بازار و توليد را آشفته ميکند.
جناب فرهي شرح مختصري درباره بازار داخلي فرش در سال 96 بفرماييد؟
اساساً بعد از دولت آقاي احمدينژاد و در روزهاي آغازين دولت اول آقاي روحاني به خاطر مشکلات به وجود آمده کشور دچار رکود شد و دولت دکتر روحاني سعي در مهار تورمي را داشت که از دولت قبل به يادگار مانده بود. ميدانيم که مهار تورم همراه با رکود است و همين رکود تاثيرات منفي بسياري در بازار و در همه جوانب مايحتاج زندگي مردم گذاشت و طبيعتا ًمردم با توجه به اينکه قدرت خريد بالايي ندارند تلاش ميکنند ابتدا نياز هاي اوليه را تهيه کرده سپس به سراغ کالاهاي غيرضروري چون فرش روند.
سال 95 نسبتاً سال دشواري براي صنعت فرش کشور بود و سال 96 هم تقريباً مشابه سال گذشته روزهاي با رکودي را ميگذراند، با اين تفاوت که امسال با شرايط پايداري روبرو هستيم و آگاهيم که يک دوره گذراست اما در سال 95 نگراني از نوسان قيمتها را وجود داشت امسال خب با شرايط پايدار آرامش بهتري براي کار کردن داريم.
باتوجه به پايين آمدن قدرت خريد مردم اما همچنان با توليد فرشهاي گران قيمت روبرو هستيم. بهتر نيست توليد ما بسته به نياز روز بازار باشد؟ براي مثال کاري که ترکها در فرش 500 شانه ميکنند.
برعکس من با شما هم نظر نيستم نياز امروز مردم کشور ما فرش ارزان نيست. اتفاقاً مردم دوست دارند که فرش گران و لوکس تهيه کنند. اما مسئله اين است که با طرح هاي کلاسيک قدرت خريد مردم پايين آمده است. اينکه ما به سمت فرشهاي ترکيه برويم مبحث ديگري است چون سبک طراحي آنها کارهاي مدرن است و مردم ما فرش را با کارهاي کلاسيک دستباف مي شناسند بنابراين مشتري در سبک مدرن زياد نداريم بجز معدودي نسل جوان يا نسل قبلتر آن هم براي مصارف خاصي چون ويلاها و عمده مصرف با طرح کلاسيک و سنتي پر تراکم است.
پايين آمدن قدرت خريد مردم به معني رغبت آنها به فرشهاي ارزان نيست. قدرت خريد بيشتر درمورد کالاهاي مصرفي صدق ميکند تا محصولاتي با عمر مفيد بالا چون فرش. مسئله دوره عمر کالا در خريد فرش بسيار مهم است، براي تهيه فرش مشتري با زمان دادن به خود منتظر ميماند تا زمانيکه وضع مالي بهتري داشته باشد.
ببينيد همانگونه که مردم همه سراغ فرش ماشيني نميروند. همه نيز علاقه و تمايلي براي خريد فرش 500 شانه ندارند. بيشتر مردمي که قدرت خريد پاييني دارند به فرش 700 شانه اقبال نشان ميدهند. بنابراين در مقدار تاثيرگذاري اين مسئله شکي نيست اما همه خريدار فرش ارزان قيمت نيستند.
امکان تغيير در سليقه مردم وجود دارد؟
چرا عوض کنيم، چرا ما بايد سعي کنيم فرش با طرحهاي مدرن که هيچ ريشه و اساسي ندارد را جايگزين فرشهاي اصيل و سنتي کنيم که افتخار ماست.
بحث سر حذف طرحاي سنتي نيست بلکه درمورد واردات فرش ترکيه به ايران و گرايش مردم به آن سبکها است. بهتر نيست به جاي واردات خودمان توليد کنيم؟
امروز توليد فرش با طرحهاي مدرن وجود دارد اما درصد بسيار محدودي است. ذات مردم ما با طرحهاي کلاسيک که از قديم در خانههايشان ديدهاند گره خورده و با پيشرفت تکنولوژي و گذشت زمان همان طرحها به صورت ماشيني بافته شده اما طرح و رنگها تغييرات زيادي نکرده است. از آنجايي که ما در ايران به لحاظ طراحي و رنگآميزي در سطح بالاتري قرار داريم آنها هرگز نميتوانند محصول قابل رقابت با فرش ايراني از لحاظ طرح و نقشه توليد کنند. البته خودشان هم به اين موضوع آگاه هستند. در مورد کارهاي مدرن هم بسيار مصرف محدود است بنابراين خطري نيست و هم همکارانمان و هم خود ما در حال توليد فرشهاي مدرن هستيم و عملا از ترکيه فرش زيادي وارد ايران نميشود.
وضعيت برگزاري نمايشگاه در داخل کشور را چگونه ارزيابي ميکنيد؟ با توجه به اضافه شدن رويدادي مشابه و بحثهايي که پيرامون اين مسئله بود ديدگاه شما نسبت به اين مسئله چيست؟
اساساً با ايجاد نمايشگاه در داخل کشور موافقم و فکر ميکنم در حوزه فروش داخلي و فروش خارجي به صنعت کمکهاي بسياري ميکند. اما به نظر من تنها ايرادي که نمايشگاه شهر آفتاب داشت زمان نامناسب برگزاري آن بود درصورتي که صنعت فرش ماشيني با 50 درصد صادرات نساجي کشور پتانسيل لازم براي ايجاد نمايشگاه دوم دارد. اما اين دو نمايشگاه نبايد با فاصله 20 روز از هم برگزار ميشد. نمايشگاه شهر آفتاب ميتوانست در فروردين يا ارديبهشت و با شروع سال جديد رونقي به بازار داده و تجار و توليد کنندگان را کنار هم جمع کند. طبيعتاً کساني هم که در نمايشگاه چمران غرفه دارند با شرکت در نمايشگاه رونق بيشتري به آن بدهند.
طي صحبتهايي که با آقاي دستفال داشتيم ايشان هم پذيرفت که در سالهاي بعد در همان بازه زماني نمايشگاه را برگزار کنند. هنگامي که دو نمايشگاه رقابت ناسالمي بين دو شخص يا دو رويداد صورت گيرد اتفاق خوبي نميافتد. نمايشگاه مکاني است که ما همه کنار هم قرار بگيريم و بتوانيم با استفاده از پتانسيلها آن رويداد بازاري ايجاد کنيم که کالاهاي خود را عرضه کنيم. اگر قرار باشد به واسطه دو نمايشگاه ما رو به روي هم قرار بگيريم و اين پتانسيل را کوچکتر کنيم اتفاق خوبي نخواهد افتاد.
خواستههاي شما به عنوان نماينده بخش توليد از دولت چيست؟
با وجود اينکه عقيده دارم امروز دست دولت براي حمايت از توليد چندان باز نيست اما خب طبعاً خواسته هاي اساسي من از دولت به اين ترتيب است: مسئلهاي خيلي از توليدکنندگان را آزار داده بحث ماليات بر ارزش افزوده است که زنجيره ناقصي هم دارد و تا زماني که اين زنجيره کامل نشده باري اضافه بر روي دوش توليدکننده خواهد بود.
بايستي ماليات بر ارزش افزوده تبديل به ماليات بر مصرف گردد. يعني مصرف کننده همانند اکثر کشورهاي دنيا ضمن خريد ماليات اضافه شده بر روي کالا را به مغازه دار پرداخت و مغازهدار اين ماليات را به دولت تقديم کند. در کشور ما ماليات بر ارزش افزوده دقيقا عکس آن چيزي است که در ساير کشورها رخ ميدهد.
تمام توليد کنندهها و عوامل درگير در توليد کالا ماليات بر ارزش افزوده را پرداخت ميکنند اما زمانيکه محصول به مغازهدار ميرسد ماليات بر ارزش افزودهاي در کار نيست. عملا به توليدکننده 9 درصد ماليات اضافي تحميل ميشود که نميتواند از مغازهدار يا مصرفکننده بگيرد. نکته جالب اين است که خود دولت کاري ميکند که توليدکنندهها در اين شرايط بد دچار رقابت ناسالم شوند.
مورد ديگري که از دولت درخواست داريم در بحث صادرات کالا است. ما نياز داريم براي صادرات دولت دلار را به قيمت واقعي خود برساند. قيمت واقعي دلار درصد تفاوت ما بين تورم داخلي و تورم خارجي است. به عنوان مثال اگر طي ده سال گذشته ميزان تورم ما 300 درصد بوده و ميزان تورم خارجي 10 درصد بايستي 290 درصد به قيمت دلار افزايش يابد که اين اتفاق نيفتاده است. اگر اين اتفاق صورت گيرد بسياري از مشکلات ديگر مثل قاچاق و واردات بيرويه حل و اين به اشتغال و توليد کمک شاياني خواهد کرد.
مجموعه فرش فرهي در حوزه صادرات با کدام کشورها همکاري دارد؟
ما حدودا به 29 کشور دنيا صادرات داريم. اين ليست شامل کشورهاي همسايه همانند عراق و پاکستان و کشورهاي اروپايي و آمريکا و همچنين در آسياي شرقي کشورهايي مثل چين و ژاپن و کره و تايلند و تايوان است
کدام محصولات در کدام کشورها بيشترين تقاضا را دارد؟
معمولا کشورهايي همچون آمريکا که داراي تکنولوژي پيشرفته و زندگي مدرني هستند همچون آمريکا و کشورهاي اروپايي بيشتر به فرشهاي پلياستر، پليپروپيلن، نايلون و بدون پرز علاقهمند هستند. بخصوص آمريکا که اجازه ورود فرش اکريليک را نميدهد. برخي کشورها بيشتر به فرشهاي اکريليک و پرز دار تمايل دارند بيشتر کشورهايي هستند که قانون منع اکريليک ندارند و نوع فرهنگشان به فرهنگ ايراني نزديکتر است به فرشهاي پرز دار متمايل هستند. کشورهاي حوزه خليج فارس مثالي از اين مورد است. در اين ميان کشوري مانند چين هم اکرليک هم پلي استر خريداري ميکند.
باتوجه به اينکه درحوزه صادرات غير نفتي دولت تأکيد ويژهاي به صادرات فرش و محصولات نساجي دارد دليل رقم پايين صادراتي در اين حوزه چيست؟
نکته اول اين است که در حوزه صادرات ما اصلا جايزه صادراتي نداريم درحاليکه دولت ميتواند جايزه صادراتي براي صادرکنندگان فعال تخصيص دهد. شما توجه داشته باشيد که در کشوري همچون ترکيه دولت 14 درصد جايزه صادراتي به صادرکنندگان خود اختصاص داده است.
مورد دوم از اختيارات دولت که سادهتر از جايزه صادراتي است حمايتي دولت در مورد پوشش هزينههاي حضور شرکتها در نمايشگاههاي خارجي است.
هزينه لازم براي تهيه يک غرفه آبرومند در دموتکس آلمان حدود 500 ميليون تومان است. دولت ترکيه 50 درصد از هزينه تهيه غرفه توسط توليدکننده را تقبل ميکند اما دولت ايران هيچ حمايتي نميکند.
سومين مورد مسئله نرخ ارز است که در يک سال و نيم گذشته در کشور ترکيه تعديل شده. يعني اگر دو سال پيش توليدکننده ترک کالاي خود را متري 15 دلار به فروش ميرساند امروز آن کالا را به دو برابر قيمت خريده است چون امروز ارزش لير ترکيه در مقابل دلار کم شده در حاليکه در دور اول آقاي روحاني دلار 3900 تومان بود و امروز دلار 3850 تومان است و ارزش ريال ما در برابر دلار تغييري نداشته. اينکار به صادرات صدمه ميزند
مورد چهارم مسئله نحوه انتقال پول در مبادلات است. هنگامي که توليدکننده داخلي با تمام کم و کاستيهاي موجود که البته بخش زيادي از آنها به وسيله برجام حل شده به خارج از کشور محصولي صادر ميکند در نحوه اخذ پول به دليل نبود ارتباط ميان بانکهاي ايراني با بانک جهاني به مشکل ميخورد.
ضوابطي در کشورها وجود دارد که مطابق آنها زماني که پول کالا را از صرافيها واريز کنند و مشمول قوانين پول شويي ميشوند. توليدکننده هنگاميکه تمام توافقات را با مشتري صورت ميدهد به بن بست انتقال پول برميخورد. بايستي شرکت ايراني حساب ارزي با نام خود شرکت در بانک داشته باشد که ما اين امکان را نداريم.
مورد آخر نرخ بهره بانکي است. هنگاميکه بانکها نرخ بهره بالاي 18 درصد ميخواهند اما در عمل ما توليدکنندگان بالاي 20 درصد نرخ بهره پرداخت ميکنيم خب طبيعيست که در صادرات مشکل داشته باشيم.
آقاي فرهي قصه شانههاي فرش ماشيني قرار است به کجا ختم شود؟
ممکن است بعضي شرکتها درخواست دستگاه 1400 را از شرکت سارنده ماشينآلات نساجي را داشته باشند و حتي اقدام به توليد فرش 1400 شانه کنند اما فرشي که بالاي 1200 شانه توليد شود قيمت تمام شده بسيار زيادي خواهد داشت و به لحاظ دوام هم کالاي با کيفيتي نخواهد بود. در شرايط فعلي 1200 شانه معادل فرش 84 رج دستباف است. توجه داشته باشيد که فرشهاي دستباف مرغوب تبريز 70 رج هستند و فرش قم 70 و 75 رج. در حاليکه فرش ماشيني به 84 رج رسيده است و از دستباف شانه ما بالاتر است. ضعف فرش ماشيني در برابر دستباف تعداد رنگ است يعني ما در 1200 شانه 8 رنگ بيشتر نداريم در حاليکه در دستباف از 15 رنگ به بالا شروع ميشود. اگر قرار بر اتفاقي است که وقوع آن بتواند حال صنعت را بهتر کند همين مسئله افزايش تعداد رنگ است.
چه قدم هايي لازم است تا توليدکننده براي موفقيت صنعت در طول ده سال آينده بردارد و براي آن برنامهريزي کند چيست؟
اولاً نه فقط در حوزه تکنولوژي بلکه بايد در کار خود نيز نوآري و خلاقيت داشته باشد به خصوص در حوزه خدمات به مشتري. ما بايد در حوزه خدمات مشتري کارهاي بيشتر انجام دهيم.
مسئلهاي که بايد بسيار مورد توجه قرارگيرد برندسازي است. مشتريها امروز نميتوانند متخصص هر کالايي باشند و توقعات روي کالاها هم بسيار بالاست. مردم عمدتاً به دنبال يک برند معتبر فرش و محصول زيبا و با کيفيت هستند. نشان دهنده اين است که ما بايد علاوه بر دستگاههاي به روز مانند 1000 و 1200 شانه و ضمن توجه به خلاقيت در توليد محصول به مشتري سرويس خوب داده و برند سازي نيز کنيم. زماني که برندسازي داشته باشيم مشتري با اطمينان کالا را خريداري ميکند.
توليدکنندگان ما در کدام بخش از توليد بيشترين ضعف را داريم؟
ما بيشتر در تهيه و توليد الياف اکرليک و مواد اوليه پايه مشکل داريم سپس در تنوع مواد اوليه. شما اگر بخواهيد نخ اکريليک را از داخل تهيه کنيد محدود به چند نمره نخ هستيد. يکي از دلايل واردات نخ از ترکيه تنوع در انواع مختلفي است که در اين کشور توليد ميشود. صدها مدل نخ از پليپروپيلن، ويسکوز و بامبو و حتي نخ پنبه براي خواب فرش گرفته تا انواع نخ اکرليک با تنوع بالا درحال حاضر در اين کشور توليد ميگردد. ما حتي در داخل يک مقدار خاصي از پلي اکرليک را توليد ميکنيم و بقيه ميزان مورد نياز را وارد ميکنيم.
توليديها براي فروش خود اقدام به استخدام نيروهاي غيراصولي و مبتدي ميکنند که هيچگونه شناختي نسبت به فرش ندارند و درهنگام فروش اطلاعات نادرست و غلط به مشتري منتقل ميکنند. توجه شما به اين مسئله به چه ميزان است؟
ترجيح ما به جاي نيروي با تجربه يک نيروي کم تجربه با پتانسيل بالاست تا آموزشهاي لازم صورت گيرد و مطابق با اصول ما کار کنند. البته هنوز هم در اين حوزه ضعفهايي داريم. فروشندههاي ما نبايد به خود اجازه دهند براي فروش بيشتر کالا هر حرفي را بدون داشتن پشتوانه درستي به خريدار بزنند. سعي و تلاش ما دادن اطلاعات غلط کمتر در مجموعه است.
آقاي فرش را با چه انگيزهاي ايجاد کرديد؟
در شهرستانها و مراکز استانهاي کشور مشتريها زمان کافي براي سر زدن به همه فروشگاهها را نداشتند و مشکلات ديگري مانند عدم تمرکز محصولات در يک منطقه و نبود پارکينگ باعث شد تا فرش فرهي براي متمرکز کردن محصولات مجموعه در يکجا و جلوگيري از اتلاف وقت مشتريان اقدام به ساخت مجموعه آقاي فرش ايجاد کند.



