بحران جهانی پوشاک؛ چگونه افزایش هزینه انرژی و حملونقل میتواند قیمت لباس را بالا ببرد؟

تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه بار دیگر نشان داده است که صنعت نساجی و پوشاک تا چه اندازه به بازار جهانی انرژی و شبکه حملونقل وابسته است. افزایش هزینه نفت، مواد اولیه پتروشیمی و لجستیک، اکنون از کارخانههای تولید الیاف مصنوعی تا واحدهای تولید پوشاک در آسیا در حال ایجاد فشار است؛ فشاری که در صورت تداوم میتواند در نهایت به قیمت لباس در بازارهای مصرف منتقل شود.
براساس گزارشی که بلومبرگ با تمرکز بر صنعت پوشاک بنگلادش منتشر کرده و خبرگزاری تسنیم نیز به آن پرداخته است، اثرات اقتصادی جنگ و اختلالات منطقهای دیگر تنها در قیمت نفت و سوخت خلاصه نمیشود. کارخانههای نساجی و پوشاک نیز با افزایش هزینه مواد اولیه، انرژی، مواد شیمیایی و حملونقل مواجه شدهاند.
موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم صنعت پوشاک یکی از جهانیترین زنجیرههای تأمین را دارد. ممکن است یک لباس در بنگلادش دوخته شود، نخ یا پارچه آن در کشور دیگری تولید شده باشد، مواد اولیه پتروشیمی از منطقهای دیگر تأمین شود و محصول نهایی نیز هزاران کیلومتر دورتر در اروپا یا آمریکای شمالی فروخته شود. بنابراین هر اختلال جدی در انرژی یا حملونقل بینالمللی میتواند اثر خود را در چندین مرحله از این زنجیره نشان دهد.
پلیاستر؛ نقطه اتصال صنعت پوشاک به بازار نفت
یکی از مهمترین کانالهای انتقال افزایش هزینه انرژی به صنعت نساجی، الیاف مصنوعی و بهویژه پلیاستر است.
براساس گزارش منتشرشده، پلیاستر حدود ۵۹ درصد از تولید جهانی الیاف را تشکیل میدهد و در طیف گستردهای از محصولات، از تیشرت و پوشاک ورزشی گرفته تا لباسهای روزمره، مورد استفاده قرار میگیرد.
تولید پلیاستر به زنجیره پتروشیمی وابسته است. موادی مانند اسید ترفتالیک خالص (PTA) و مونو اتیلن گلیکول (MEG) از مواد کلیدی مورد استفاده در تولید پلیاستر هستند. در نتیجه، افزایش هزینه نفت و محصولات پتروشیمی میتواند به تدریج خود را در قیمت الیاف، نخ و پارچه نشان دهد.
این رابطه را میتوان به شکل ساده چنین ترسیم کرد:
افزایش هزینه انرژی و نفت ← افزایش هزینه مواد پتروشیمی ← افزایش هزینه پلیاستر ← افزایش قیمت نخ و پارچه ← افزایش هزینه تولید پوشاک
البته این انتقال لزوماً سریع و همزمان اتفاق نمیافتد، اما در صورت ادامه شرایط، تولیدکنندگان در مراحل مختلف زنجیره با هزینههای جدید روبهرو خواهند شد.

فشار بر کارخانههای نساجی و پوشاک آسیا
بنگلادش یکی از مهمترین مراکز تولید پوشاک صادراتی جهان است و بخش بزرگی از تولید کارخانههای این کشور برای بازارهای اروپا و آمریکای شمالی انجام میشود.
گزارش بلومبرگ برای بررسی شرایط موجود به کارخانه Plummy Fashions در حومه داکا اشاره کرده است؛ مجموعهای که بخشی از تولید آن به بازارهای بینالمللی و برندهایی مانند Zara اختصاص دارد.
نکته قابل توجه این است که کارخانههای پوشاک تنها با افزایش هزینه مواد اولیه مواجه نیستند. کاهش سفارشها و احتیاط بیشتر خریداران نیز میتواند همزمان ظرفیت تولید را تحت فشار قرار دهد.
این وضعیت یک چالش دوطرفه ایجاد میکند: از یک سو هزینه تولید افزایش پیدا میکند و از سوی دیگر کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان میتواند برندها را در ثبت سفارشهای جدید محتاطتر کند.
در هند نیز نشانههایی از افزایش هزینهها گزارش شده است. براساس گزارش مورد اشاره، شرکت Filatex اعلام کرده هزینه مواد اولیه نفتپایه مورد استفاده در تولید محصولات پلیاستری حدود ۳۰ درصد افزایش یافته است.
تولیدکنندگان پارچه نیز با افزایش هزینه مواد شیمیایی، رنگ و سایر نهادههای مورد استفاده در فرآیند تولید مواجه هستند.
چرا تولیدکنندگان نمیتوانند تمام افزایش هزینه را منتقل کنند؟
صنعت پوشاک، بهویژه در بخش تولید انبوه، صنعتی با رقابت قیمتی بسیار شدید است. کارخانههای تولیدکننده برای برندهای بینالمللی معمولاً امکان ندارند هر افزایش هزینهای را بلافاصله به خریدار منتقل کنند.
اگر قیمت مواد اولیه، انرژی یا حملونقل افزایش پیدا کند، بخشی از این هزینه ممکن است ابتدا از حاشیه سود تولیدکننده کاسته شود.
اما ادامه این وضعیت میتواند معادله را تغییر دهد. کارخانهای که برای مدت طولانی با مواد اولیه گرانتر، هزینه انرژی بیشتر و لجستیک پرهزینهتر تولید میکند، در نهایت نیاز خواهد داشت درباره قیمت فروش، بهرهوری، منابع تأمین یا حتی نوع محصول خود تجدیدنظر کند.
حملونقل؛ دومین کانال فشار بر قیمت پوشاک
وابستگی صنعت نساجی به تجارت بینالمللی باعث شده حملونقل دریایی نقش تعیینکنندهای در هزینه نهایی محصولات داشته باشد.
اختلال در مسیرهای دریایی منطقه، افزایش ریسک حمل کالا و استفاده از مسیرهای طولانیتر میتواند هزینه حمل را افزایش دهد. در چنین شرایطی، مسئله تنها کرایه بالاتر کانتینر نیست.
مسیر طولانیتر به معنای مصرف بیشتر سوخت، زمان تحویل طولانیتر، افزایش نیاز به موجودی و دشوارتر شدن برنامهریزی زنجیره تأمین است.
برای صنعتی مانند فستفشن که سرعت یکی از اجزای اصلی مدل تجاری آن است، افزایش زمان حمل میتواند به اندازه افزایش مستقیم هزینهها اهمیت داشته باشد.
بنابراین فشار فعلی را نمیتوان صرفاً یک مسئله مربوط به قیمت پلیاستر دانست. مواد اولیه، انرژی و لجستیک بهطور همزمان بخشهای مختلف زنجیره پوشاک را تحت تأثیر قرار میدهند.

آیا لباس در فروشگاهها بلافاصله گران میشود؟
پاسخ لزوماً مثبت نیست.
برندهای بزرگ پوشاک معمولاً بخشی از مواد اولیه یا محصولات خود را از قبل سفارش دادهاند و ممکن است قراردادهای بلندمدت با تأمینکنندگان داشته باشند. به همین دلیل، افزایش قیمت نفت یا مواد پتروشیمی امروز الزاماً به معنای افزایش قیمت لباس در فروشگاه در هفته آینده نیست.
براساس گزارش مورد اشاره، برندهایی مانند H&M و Zara میتوانند به دلیل قراردادها و خریدهای قبلی در کوتاهمدت از بخشی از افزایش هزینهها مصون بمانند.
اما این سپر دائمی نیست.
اگر قیمت انرژی، مواد پتروشیمی و حملونقل برای مدت طولانی در سطوح بالا باقی بماند، قراردادهای قدیمی به پایان میرسند و شرکتها باید خریدهای جدید را با شرایط جدید انجام دهند.
در چنین سناریویی، فشار هزینه میتواند به تدریج از تولیدکننده به برند و از برند به بازار خردهفروشی منتقل شود.
همچنین بخوانید: بازگشت تولید یا بازتعریف آینده صنعت نساجی و پوشاک؟

آیا فستفشن ارزان وارد دوره سختتری میشود؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره شرایط جدید به آینده مدل فستفشن مربوط میشود.
این مدل تا حد زیادی بر تولید انبوه، زنجیره تأمین جهانی، سرعت بالا و قیمت رقابتی استوار است. حتی افزایش نسبتاً محدود هزینه تولید هر لباس، زمانی که در میلیونها واحد ضرب شود، میتواند رقم قابل توجهی برای یک برند جهانی ایجاد کند.
در عین حال، برندها با محدودیت دیگری نیز مواجه هستند: قدرت خرید مصرفکننده.
اگر خانوارها همزمان برای انرژی، سوخت، مواد غذایی و سایر هزینههای زندگی پول بیشتری پرداخت کنند، افزایش قابل توجه قیمت لباس میتواند تقاضا را کاهش دهد.
در نتیجه صنعت پوشاک ممکن است میان دو فشار قرار گیرد:
هزینه تولید بالاتر در یک طرف و مصرفکننده حساستر به قیمت در طرف دیگر.
این وضعیت میتواند برندها و تولیدکنندگان را بیش از گذشته به سمت افزایش بهرهوری، کاهش ضایعات، مدیریت دقیق موجودی، تنوعبخشی به منابع تأمین و استفاده از فناوری برای کنترل هزینه سوق دهد.
حتی پوشاک پنبهای نیز کاملاً مصون نیست
ممکن است تصور شود افزایش قیمت مواد پتروشیمی عمدتاً محصولات پلیاستری را تحت تأثیر قرار میدهد و تولیدکنندگان پوشاک پنبهای کمتر در معرض این فشار هستند.
اما زنجیره تولید پوشاک بسیار پیچیدهتر است.
حتی یک لباس با درصد بالای پنبه برای تولید، رنگرزی، تکمیل، دوخت، بستهبندی و حمل به انرژی، مواد شیمیایی و محصولات مختلف وابسته است. نخ دوخت، بستهبندی و بسیاری از مواد مورد استفاده در فرآیند تولید نیز میتوانند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از تغییر قیمت انرژی و پتروشیمی تأثیر بگیرند.
به همین دلیل، افزایش هزینه انرژی میتواند بسیار فراتر از بازار الیاف مصنوعی حرکت کند.
بازیافت و کاهش وابستگی به مواد اولیه نفتی
یکی از موضوعاتی که در چنین شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند، استفاده از پلیاستر بازیافتی و توسعه مدلهای اقتصاد چرخشی است.
افزایش سهم مواد بازیافتی میتواند بخشی از وابستگی صنعت به مواد اولیه بکر نفتپایه را کاهش دهد، هرچند این موضوع به معنی حذف کامل تأثیر نوسانات انرژی نیست.
جمعآوری، تفکیک، بازیافت، فرآوری و حمل مواد بازیافتی نیز هزینههای خاص خود را دارند و ظرفیت این بخش هنوز نمیتواند تمام نیاز صنعت جهانی پوشاک را پوشش دهد.
با این حال، شرایط فعلی بار دیگر اهمیت تنوعبخشی به منابع مواد اولیه و افزایش انعطافپذیری زنجیره تأمین را برجسته میکند.

زنگ خطر برای زنجیره جهانی نساجی و پوشاک
آنچه امروز در صنعت پوشاک آسیا مشاهده میشود، نمونهای از میزان وابستگی صنعت نساجی جهان به تحولات انرژی، تجارت و لجستیک بینالمللی است.
یک بحران در خاورمیانه میتواند از طریق بازار نفت وارد صنعت پتروشیمی شود، هزینه تولید پلیاستر را افزایش دهد، بر کارخانههای نخ و پارچه در آسیا فشار وارد کند و سپس از طریق کارخانههای پوشاک و شبکه حملونقل به برندها و مصرفکنندگان در اروپا و آمریکا برسد.
در کوتاهمدت، بخشی از این فشار ممکن است توسط تولیدکنندگان، تأمینکنندگان و برندهای بزرگ جذب شود. اما اگر افزایش هزینه انرژی و اختلال در حملونقل ادامه پیدا کند، حفظ قیمتهای قبلی دشوارتر خواهد شد.
برای صنعت نساجی، شاید مهمترین پیام این بحران تنها احتمال گرانتر شدن لباس نباشد. موضوع مهمتر، آسیبپذیری زنجیره تأمین جهانی در برابر شوکهایی است که هزاران کیلومتر دورتر از کارخانه تولید پوشاک اتفاق میافتند.
در چنین شرایطی، انعطافپذیری زنجیره تأمین، بهرهوری تولید، تنوع منابع تأمین، بازیافت، مدیریت انرژی و کاهش وابستگی به یک منطقه یا مسیر حملونقل میتواند بیش از گذشته به یک مزیت رقابتی تبدیل شود.
به نظر شما اگر هزینه انرژی و حملونقل در ماههای آینده همچنان بالا بماند، فشار اصلی را چه کسی تحمل خواهد کرد: کارخانههای نساجی و پوشاک، برندهای جهانی یا مصرفکننده نهایی؟
منبع اصلی اطلاعات و آمار این گزارش: خبرگزاری تسنیم، براساس گزارش بلومبرگ.



