درسي براي صنعت فرش ماشيني

در صنعت فرش ماشيني جهان نام کشورهاي ترکيه، بلژيک و ايران بيشتر سر زبانهاست و اين سه کشور به عنوان بزرگترين توليد کنندگان فرش ماشيني جهان به شمار ميروند و به نوعي رقيب نيز هستند.
ميتوان گفت ترکيه از دو جهت براي کشور ايران رقيب جديتر و سختتري در بازارهاي جهاني فرش ماشيني است چراکه اولا در همسايگي ايران قرار دارد و در بسياري از زمينههاي سياسي، منطقهاي، نظامي، اقتصادي و … در رقابت شديد هستند و از طرف ديگر نوع فرشهاي بافته شده در ترکيه بسيار به فرشهاي توليدي ما در ايران شباهت دارد. (بلژيکيها اغلب فرشهايي با سيستمهايي مانند تافتينگ، آکسمينستر و … بافته و کمتر فرشهاي تکهاي با روش فيس تو فيس مشابه آنچه ايران و ترکيه دارند را به بازار عرضه ميکنند)
همچنين در زمينه نخ فرش مرغوب و با کيفيت تا حدي نيازمند ترکها هستيم و تعداد زيادي از شرکتهاي فرش ماشيني ايران نخ مورد نظر را از ترکيه وارد ميکنند. با توجه به مراودات گسترده بين فعالان صنعت فرش ماشيني ايران و ترکيه آگاهي و شناخت خوبي از اين بخش در هر دو کشور نسبت به رقيب وجود دارد و توليد کنندگان دو کشور ميتوانند از يکديگر درس بگيرند. يکي از اين موارد توجه به شانه مناسب در بافت فرش است.
بسياري از توليدکنندگان ما در اظهارات خود به اشتباه ادعا ميکنند که ايران با کيفيتترين فرش جهان را دارد و حتي ترکها هم اين نوع فرش ما را توليد نميکنند! به نظر ميرسد در اين اشتباه درسي براي صنعت فرش ماشيني ما نهفته است.
سوال اينجاست که تعريف دوستان از کيفيت چيست؟ و اين فرش با کيفيت چه سهمي از بازار جهاني دارد؟ آيا رقيب ترک ما قادر به بافت اين فرش با کيفيت و با شانه بالا نيست؟ آيا بافت اين فرش با شانه بالا تکنولوژي خاصي دارد که فقط در اختيار ماست؟
خوشبختانه يا متاسفانه بايد بگوئيم فرشي که ما با تراکم بسيار بالا ميبافيم و به عنوان با کيفيتترين فرش جهان از آن ياد کرده و به آن افتخار ميکنيم توسط ماشيني بافته ميشود که شرکتهاي ترک راحت تر از ما و با شرايط بهتر بانکي و مالي توان خريد آن را از وندويل يا شونهر دارند. نخي هم که ما با آن فرشهاي با کيفيت و تراکم بالا را ميبافيم از خود ترکيه وارد ميشود. نقشههاي فرش ماشيني ايران نيز امروزه به راحتي در دسترس شرکتهاي ترک است. البته به نظر نويسنده اينکه در بخش خاصي از بازار حرف اول را فرش ماشيني ايران بزند اتفاق خوبي است اما حجم اين مارکت در مقايسه با ساير کيفيتهاي فرش مورد تقاضاي بازار آنقدر کوچک است که نبايد بيش از حد به آن دل خوش کرد.
درس سادهاي که بايد بگيريم اين است که بدانيم همچنان آنچه را به نظر خودمان خوب است و براي کشورهاي خاص و بازارهاي خاصي مصرف دارد را به خورد همه بازار ندهيم و آنچه را اکثريت بازار ميخواهند توليد کنيم و همه توان خود را بر سر رقابت بيهوده براي بافت فرشهاي با تراکم بالا و بالاتر هدر ندهيم. به ويژه اين مطلب براي شرکتهاي متوسط و کوچک قابل توجه است.


