اخبار فرش ماشینی

توانمند سازي نيروي انساني ، راهکاري جهت افزايش عملکرد سازمان در سطح کلان

توانمند سازي :تا حدي به معني قدرت بخشيدن است ، يعني به افراد کمک کنيم تا احساس اعتماد بنفس خود را بهبود بخشند و نيز بر احساس ناتواني يا درماندگي خود غلبه کنند ,همچنين باين معني است که در افراد , شور و شوق کار و فعاليت ايجاد کنيم و نيز اينکه ، انگيزه دروني افراد را براي انجام يک وظيفه بسيج کرده و استفاده نماييم .

بروقوي شواگرراحت جهان طلبي                           که در نظام طبيعت ، ضعيف پايمال است

‏   افراد توانا نه فقط از امکانات انجام دادن برخي از کارها برخوردار ميشوند .بلکه انديشه آنان درباره خود نيز با آنچه پيش از توانا شدن داشته اند , متفاوت ميشود.توانا سازي نيروني انساني , يعني ايجاد ظرفيتهاي لازم در کارکنان براي قادر ساختن آنان به ايجاد ارزش افزوده در سازمان و ايفاي نقشي که به عهده دارند .  و اينکه ، اعتقتد جدي بر اين که نو آوري آنگاه تحقق مييابد که سازمان و بنگاه اقتصادي از نيروهاي پردازش ، خلاق و با انگيزه برخوردار باشد، هدف از تواناسازي  ارائه بهترين منابع فکري مربوط به هر زمينه از عملکرد سازمان است ، همچنين هدف اين است که ذيصلاح ترين کارکنان بيشترين نفوذ را در مناسبترين شيوه ها اعمال کنند .زماني که کارکنان صلاحيت بيشتري بدست  مي آورند وآنرا بکار مي گيرند ، قدرت مديريت افزايش مي يابد , استفاده از خلاقيت ، نو آوري ، انعطاف پذيري  ، تشخيص نياز و پاسخ به آن ، افزايش ارتباطات و تمرکز روي کار از مواردي است که براي انجام درست يک کار گروهي بايد رعايت شوند .

کارکنان توانمند از حمايت بالادستان ، زير دستان ، هم قطاران و ديگران در  گروه کاري خود برخورد دارند و احساس امنيت ميکنند. توانمند سازي يک حرکت فرهنگي است که آغاز آن بستگي به نگرش و بينش مديران عالي سازمان دارد ,مديراني که فرهنگ سازي را در سازمان به عهده دارند، از جمله روشهاي مناسب براي توانا سازي کارکنان ،ساده سازي اموري است که قرار است کارکنان  درباره آن تصميم گيري کنند . انساني که عملکرد خوبي دارد اما دستمزد متناسب با عملکرد خود را نميگيرد ؛ بي انگيزه خواهد شد ، پس ايجاد انگيزه و پرداخت حقوق بر اساس عملکرد، يکي از زير ساختهاي توانا سازي کارکنان است .  و رويکرد مديريت منابع انساني در اصل بيان اين واقعيت است که توانايي با برابري و احساس رضايت و امکانات و تجهيزات مناسب ، رابطه اي پايه و بنيادي دارد.. پس بايد بستر مناسب براي فعاليت فراهم شود و با وجود اين بستر رفتارهاي مديريتي نيز تحت تاثير اين شرايط ،ناگزير به گونه اي خواهند بود که زمينه را براي مشارکت و حضور موثر و فعالانه و خلاقانه کارکنان فراهم نمايد ، در غير ان صورت آن رفتار مديريتي کنار گذاشته ميشود .

تلاش جمعي و گسترش و ترغيب آن در سازمان يکي از فاکتورهاي مهم در توانا سازي کارکنان است که علاوه بر شرايط حاکم بر سازمان به شرايط محيطي و فرهنگي جامعه حاکم بستگي دارد ، اگر اين مفهوم در جامعه فراگير شود و جامعه به گونه اي سازمان يافته باشد که سامان آن بر مبناي مشارکت و تاثير گذاري جدي مردمي در جامعه اداره شود، مردم خود در تعيين سرنوشت خود نقش موثر و اثر گذاري داشته باشند ، ميتوانيد اميدوار باشيم که افراد جامعه ما بسوي افرادي توانا و خلاق در حرکت باشند . از جمله به  ايجاد مديريت مشارکتي ,تيم سازي ، کار گروهي و مشترک سازي اهداف, ميتوان اشاره کرد ..    ‏
‏ با نگاهي گذرا به افکار و عقايد دانشمندان مديريتي ،مي توان  بوضوح مشاهده کرد که، نقش و اهميت حرکت بسوي ايجاد  رشد فکري در افراد ،رشد مهارتهاي عالي نيروهاي انساني، توجه به سطوح عالي سلسله نيازها و عوامل برانگيزنده شغلي , در اصل همان توانا سازي کارکنان و سازمان  است.

بطور کلي جامعه اي توانا ، جامعه اي است که داراي تنوع،دگرگوني، نا پايداري و متغييرهاي گوناگون، واقعي مي باشد و در اين جامعه افراد  سعي مي کنند از تناقص ها ،تضادهاي مثبت ، بحران ها ، به نفع خود و جامعه و حرکت بسوي نا شناخته ها ي جديد و مفيد مي باشد . که در اين راستا الگوهاي که بر نوآوري ،کشف ، انتخاب و عمل حرکت مي کنند موفق تر مي باشد .جامعه اي که ويژگي بارز آن مشارکت همه افراد ، خود زنده ، خود مصحح،خود کنترل ، و خود مديريت است که در عرصه رقابت جهاني بسوي ساخت آينده موفق و خود جوش در حرکت است . که اين ميسر نميشود مگر اين افکار و امکانات را براي افراد جامعه خود ميسر نماييم .از جمله رئوس و عوامل ايجاد توانايي در ميسر شغلي و زندگي افراد ، ميتوان به موارد زير اشاره کرد:

– ايجاد ديدگاهي شفاف و بيان اهداف به روشني براي ديگران
– تحريک و ترغيب احساسات مثبت و مطلوب در ديگران .
– فراهم نمودن امکانات و اطلاعات مورد نياز براي انجام دادن امور و کارها , براي افراد
-امکان تجربه شخصي و بع ازمون گذاردن تجربيات را براي ديگران فراهم کنيم
– ايجاد الگو سازي و دادن خط و مسي به ديگران براي رسيدن به رفتارهايي که بدنبال کسب انها ميباشيم و در آخر ايجاد حمايت و  پشتيباني لازم از افراد , در راستاي تواناييها و امور واهداف  مورد نظر

توانا سازي نيروهاي شاغل سازمان يعني توانايي اجتماع ٍ شهر  ، کشور ، سرزمين و…جهان هستي و اين ميسر نميشود مگر با خواستن.

زندگي آتشگهي ديرينه پا برجاست
گر بيفروزيش , رقص شعله اش در هر کران پيداست
ورنه خاموش است و خاموشي گناه ماست

‏ به اميد روزي که با ايجاد حس احترام  و ارزش دادن به افکار و انديشه هاي ديگران ، و ايجاد محيط مساعد و پر تکاپو براي بار وري اين انديشه ها  ، جامعه اي بسازيم که همه با هم خلاق و پر انرژي و خلاق باشيم ..و توانا.‏

“شيرين رجبي- كارشناس مديريت و تشكيلات- دانشگاه بوعلي سينا همدان”

منابع و ماخذ
‏_مديريت تحول در سازمان/نوشته وندل فرنچ  – سيسيل اچ بل ،ترجمه و نگارش مهدي الواني – حسن دانايي فرد – تهران ، نشر صفار , 1379

‏_نگرش جامع بر مديريت استراتژيک ( رويکردها ، پارادايمها ، مکاتب و …)/ تاليف عليرضا علي احمدي ، مهدي فتح الهي ، ايرج تاج الدين – تهران :توليد دانش ، 1382

‏-_تئوري سازمان ( ساختار ، طراحي و کاربرد )/استيفن رابينز ، ترجمه مهدي الواني ، حسن دانايي فرد – تهران  – صفار 1379

‏_ رفتار سازماني / استيفن رابينز ، ترجمه علي پارساييان ، سيد احمد اعرابي ، دفتر پژوهشهاي  فرهنگي

‏ _ مديريت منابع انساني /سيد حسن ابطحي , دانشگاه پيام نور

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا