اخبار فرش ماشینی

تار نساجي را بايد به پود پوشاك گره زد


امروز صنعت نساجي بيش از گذشته نيازمند كاهش‎ ‎قيمت تمام شده است‎. ‎
صنعت نساجي ايران با وجود حمايت‌هاي‎ ‎گسترده‌ دولت از جمله اعطاي وام‌هاي كم بهره از محل حساب ذخيره ارزي، همچنان درگير‎ ‎معضلات و مشكلات پرشماري است. گفته مي‌شود استمرار بحران‌هاي اين صنعت، مي‌رود تا‏‎ ‎يكي از كهن‌ترين رشته‌هاي صنعتي فلات ديرپاي ايران را از مدار توجيه اقتصادي و‎ ‎مزيت‌سنجي خارج كند‎. ‎

Image

هر چند بررسي اين موضوع كه صنعت نساجي چرا به شرايط فعلي‎ ‎رسيده است، نيازمند گزارشي مفصل‌تر است، اما ترديدي نيست كه در شرايط فعلي نيز‎ ‎راهكارهاي مؤثري براي “برون‌رفت پايدار” از بحران و رسيدن به ساحل ثبات، براي صنعت‎ ‎نساجي وجود دارد. اي كاش تصميم‌گيران اقتصادي كشور در زمان اخذ تصميم براي پرداخت‎ ‎وام از محل حساب ذخيره ارزي، راه‌حل‌هايي دورانديشانه و تأثيرگذارتر – كه البته‎ ‎انجام آنها هم بسيار سهل و آسان‌تر بود – اتخاذ مي‌كردند. اگر چنين بود، شايد امروز‎ ‎سرنوشت صنعت نساجي كشورمان در موقعيتي بسيار متفاوت قرار مي‌گرفت‎. ‎‎

آنچه مسلم‎ ‎است، وضعيت امروز صنعت نساجي كشور بيش از سال‌هاي ابتدايي دهه 80 شمسي نياز به‎ ‎ممارست و حمايت دولت دارد، چرا كه در صورت قطع حمايت دولت يا تغيير زاويه نگاه آن،‎ ‎همه رشته‌هاي حمايتي گذشته پنبه خواهد شد. در بررسي كارنامه عملكرد گذشته صنعت‎ ‎نساجي كشور، به نقاط درخشاني برمي‌خوريم كه حاكي از وجود توانمندي‌ها و قابليت‌هاي‎ ‎فراوان اين صنعت است. اما توفيق در برنامه‌هاي صادراتي و كسب سهم مطلوب از بازارهاي‎ ‎مصرف جهاني، آن هم در شرايط پررقابت امروز اقتصاد جهان، جز با تدوين و طراحي‎ ‎راهبردي و برقراري امنيت اقتصادي در مسير توليد به صادرات، ميسر نخواهد بود‎.
در‎ ‎اين ميان،‌ يكي از عملي‌ترين راهبردهاي خارج شدن صنعت نيمه جان نساجي از وضعيت‎ “‎كمايي” كه هم اكنون به آن دچار شده است، افزودن حلقه‌اي مؤثر و راهبردي بر چرخه‎ ‎حيات آن است – اين حلقه راهبردي، صنعت پرمزيت پوشاك و بخش‌هاي وابسته به آن است‎. ‎

توليد نهايي و حصول كالاي قابل مصرف، همواره بيش از توليد كالاي خام و فرآوري‎ ‎نشده، حاوي ارزش افزوده اقتصادي است. با اين اصل مي‌توان “منسوج نبافته” حاصل از‎ ‎عمليات نساجي را كالايي خام و عمل‌آوري نشده محسوب كرد كه فرآوري و منتج شدن آن به‎ ‎توليد “البسه و پوشاك،” مي‌تواند توليد كالاي مصرفي نهايي و سرشار از ارزش افزوده و‎ ‎انتفاع اقتصادي قلمداد شود، در حالي كه در صنعت نساجي ايران همواره توليد پارچه،‎ ‎نماينده كل صنعت بوده و جاي خالي بخش پر ارزش پوشاك در بررسي قابليت‌هاي اين صنعت‎ ‎پرمزيت، خالي مانده است. شايد به همين دليل است كه بسياري از افراد، با اتكا به‎ ‎آمار و داده‌هاي پردازش نشده، صنعت نساجي كشورمان را فاقد توجيه اقتصادي لازم براي‎ ‎تداوم حمايت‌هاي دولت مي‌دانند. حال آنكه، اين صنعت را اگر متصل به صنعت پوشاك‎ ‎بدانيم و آن را تنها توليد پارچه محسوب نكنيم، بسيار بيش از برخي رشته‌هاي مشمول‎ ‎حمايت دولت، ارزش اقتصادي دارد. پاي صحبت‌ قديمي‌هاي صنعت نساجي كه بنشينيم، حرف و‎ ‎حديث‌هاي جذابي از ايراني بودن پارچه‌هاي فلان برند لباس و تن‌پوش مشهور و معروف‎ ‎اروپايي دارند. اين گفته‌ها هيچيك گزافه نيست. اما اين واقعيت‌ها گويا در لابه‌لاي‎ ‎تصميم‌گيري‌ها و نظرات كارشناسي، مغفول مانده است و همين غفلت پرهزينه، برنامه‌هاي‎ ‎حمايتي و توسعه‌اي از صنعت نساجي را به جايي سوق داده كه اتصال حياتي آن با صنعت‏‎ ‎پوشاك، ناديده انگاشته شده و اين مسأله، كل صنعت نساجي را‎ ‎به سراشيبي سقوط فاجعه‎ ‎باري كشانده است. اما واقعيت اين است كه هنوز هم امكان نجات صنعت نساجي از طريق‎ ‎اتصال عملي آن به صنعت پوشاك و اجراي برنامه‌هاي‌‌ ‌ پرقدرت صادراتي وجود دارد‎. ‎ايران روزگاري نه چندان دور، شهره صنعت نساجي جهان بود و پارچه لباس ايراني، افتخار‎ ‎قامت و مايه فخر و مباهات مصرف‌كنندگان آن در چهار سوي عالم به حساب مي‌آمد‎. ‎

چهار قدم
به راستي، اين يك دروغ بزرگ است اگر‎ ‎گفته شود ايران امكان رقابت پرتوان در عرصه صنعت نساجي جهان را ندارد. نگاهي به‏‎ ‎كارنامه بزرگان فعلي صنعت نساجي و پوشاك جهان نشان مي‌دهد كه درست در همان دوره‌اي‎ ‎كه آنها سعي داشتند به هر شكل ممكن، صنعت توليد پارچه را با صنعت پوشاك خود هماهنگ‎ ‎و همنوا كنند، ما ديوار بلندي ميان اين دو صنعت ايجاد كرديم و با توجيه فرسودگي‎ ‎ماشين‌آلات نساجي، پارچه نامرغوب توليد ايران را دليل و برهان رواج پارچه خارجي در‎ ‎صنعت پوشاك كشور دانستيم. درست در همان زماني كه تركيه و چين سعي در كاهش هزينه‌هاي‎ ‎توليد صنعتي داشتند، در ايران به دليل شيوع يك بيماري اقتصادي هولناك، هزينه توليد‎ ‎هر روز سر به ثريا مي‌كشيد و واحدهاي صنعتي نساجي يكي پس از ديگري به مغاك خاك‎ ‎درمي‌افتادند. از اين دست دلايل و عوامل، بسيار است. ولي هدف اين است كه راهبردي‎ ‎قابل عمل براي خروج نساجي ايران از بحران فعلي به مديران و برنامه‌ريزان كشور‎ ‎پيشنهاد كنيم. اين راهبرد كه بايد به سرعت و با مطالعه و سنجش به اجرا درآيد،‏‎ ‎هماهنگي و همدلي طيف وسيعي از فعالان و سازمان‌هاي مرتبط با صنعت نساجي و پوشاك را‎ ‎مي‌طلبد. در ذيل برخي از اقدامات لازم پيشنهاد شده است‎. ‎
پنبه، مهم‌ترين ماده‎ ‎اوليه مورد نياز صنعت نساجي است. اكنون سال‌ها است كه وزارت جهاد كشاورزي با شعار‎ ‎حمايت از پنبه‌كاران، بر ممنوعيت ورود اين محصول از طريق ايجاد ديوارهاي بلند‎ ‎تعرفه‌اي و آزمايش‌هاي فني پاي مي‌فشارد. اين گونه ممنوعيت‌ها بايد بدون قيد و شرط‎ ‎برداشته شده و امكان تهيه پنبه مورد نياز واحدهاي نساجي از ساير كشورهاي جهان با‎ ‎تعرفه نزديك به صفر فراهم شود. اجراي اين راهبرد، بهاي توليد پارچه حاصل از پنبه‎ ‎ارزان و مرغوب وارداتي را به شدت كاهش مي‌دهد. به موازات،‌ محصول نهايي (پوشاك‎) ‎توليد شده از چنين پارچه‌اي، ارزش افزوده مضاعفي خواهد داشت كه در تفاوت نرخ پارچه‎ ‎نهفته است. شايد اجراي چنين روشي، ظلم مسلم به كشتكاران پنبه تلقي شود، ولي دولت با‎ ‎يك برنامه حمايتي كوتاه‌مدت – مثلا سه ساله – مي‌تواند يارانه‌ نقدي را براي حمايت‎ ‎از اين افراد اختصاص دهد و در همان دوره، آنها را به سوي جايگزين كردن يك محصول‎ ‎مزيت‌دار ديگر (نظير انواع دانه‌هاي روغني) هدايت كند. اجراي اين روش، نه تنها‎ ‎اختلالي در نظام كشاورزي كشورمان ايجاد نخواهد كرد، بلكه در بلند‌مدت مي‌تواند از‎ ‎خسارت‌هاي وارده به عرصه كشاورزي، صنايع تبديلي و غذايي و حتي صنعت نساجي به شدت‎ ‎بكاهد‎. ‎
با حمايت دولت واحدهاي توليد پوشاك بايد از طريق اعطاي تسهيلات ارزان‏‎ ‎‏‌قيمت ريالي (متعلق به شبكه بانكي و نه حساب ذخيره ارزي)، به صورت خوشه‌هاي صنعتي‏‎ ‎در راستاي مدار توليد پارچه‌، ايجاد و تقويت شوند‎.‎

اين واحدها بايد بكوشند قيمت‎ ‎تمام شده صنعت نساجي ايران را كاهش دهند‎. ‎
هزينه‌هاي بازاريابي و نمايشگاه‌هاي‎ ‎مرتبط با پوشاك بايد به صورت كامل از سوي دولت پرداخت شود تا شركت‌هاي ايراني توليد‎ ‎پوشاك و پارچه بتوانند بدون دغدغه در عرصه‌هاي مختلف بازاريابي كالاهاي توليد شده‌‏‎ ‎خود حاضر شوند. اجراي مشابه چنين برنامه‌اي در كشور تركيه، موجب رشد چشمگير صنعت‎ ‎پوشاك اين كشور شده است‎. ‎
برقراري سازوكارهاي تشويقي همچون اعطاي جوايز صادراتي،‎ ‎ايجاد مناطق ويژه نساجي و پوشاك با شرايط خاص، ايجاد شهرك‌هاي صنعتي تخصصي در توليد‎ ‎و صادرات پوشاك و توليد براي عرضه به بازار داخل، به‌گونه‌اي كه نيازمندي‌هاي واقعي‎ ‎بازارهاي مصرف به خوبي تشخيص داده شده و براي هر بازاري، پوشاك و پارچه جذاب آن‎ ‎توليد شود‎. ‎

بي‌ترديد، با اجراي همين پنج بند راهبرد اصلاحي، مي‌توان ضمن خارج‎ ‎ساختن صنعت پرمزيت نساجي از بحران، گامي مهم در مسير كاهش وابستگي به درآمدهاي نفتي‎ ‎و كاستن از شمار لشگر بيكاران كشور برداشت. اگر باور داريم كه توسعه صادرات غيرنفتي‎ ‎و اشتغال‌زايي و كارآفريني از اهداف پراهميت مجموعه نظام اقتصادي كشور است، بايد‎ ‎بدانيم كه بخشي از اين اهداف مبارك، با مديريت صحيح حمايت‌هاي دولتي از صنايعي نظير‎ ‎صنعت نساجي، قابل تحقق است‎. ‌‎

“منبع: اقتصاد ايران”

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا