ايده جديد درباره هنر قديمي فرش


علاقه روستاييان استان به هنرهاي دستي به ويژه قالي بافي سبب شد در برهه اي از زمان اين هنر به عنوان وسيله اي براي امرار معاش آنان درآيد و در کنار انجام فعاليت هاي کشاورزي، دامداري و ديگر امور، بافتن فرش هم انجام شود.
تا چند سال پيش در هر خانه روستايي يک دار و در مواقعي هم تعداد بيشتري از دارها براي توليد و کسب درآمد بيشتر برپا بود يا کارگاه هاي قالي بافي تجمعي، رونقي دوچندان داشت اما در چند سال اخير ديگر از صداي بافندگان فرش و استادکاران در کارگاه ها خبري نيست و اين هنر در روستاها به دليل نداشتن صرفه اقتصادي نه تنها از رونق افتاده بلکه دارهاي قالي هم جايشان گوشه و کنار کوچه هاي قديمي روستاست.
کارگري قالي بافان در شهر
يکي از اهالي روستاي اوجان بخش مرکزي بيرجند مي گويد: زماني بيش از 250 دار قالي در اين روستا برپا بود اما در حال حاضر تعداد آن به کمتر از 20 دار هم نمي رسد چون به دليل پايين بودن درآمد، بيشتر افراد اين شغل را کنار گذاشته اند و براي کارگري به شهر مي روند و برمي گردند. به عنوان مثال درآمد يک قالي باف شايد در هر روز 60 هزار ريال باشد در حالي که يک کارگر روزانه بيش از 200 هزار ريال مزد مي گيرد.
به گفته «سبزه جو»، در گذشته زن و مرد روستاي ما در کنار ديگر امور خود به هنر قالي بافي هم اشتغال داشتند اما اکنون برخي از زنان با برپايي دارهاي کوچک براي تامين گوشه اي از مخارج زندگي يا مشغول کردن خود اين شغل را ادامه مي دهند.
رئيس شوراي اسلامي گسک بخش قهستان شهرستان درميان هم با بيان اين که در گذشته در هر يک از منازل اين روستا يک يا 2 دار قالي برپا بود، مي گويد: زماني قالي بافي در اين روستا رونق داشت و فرش هاي باکيفيتي بافته مي شد، حتي شهرت جهاني داشت و به خارج از کشور صادر مي شد اما چند سالي است که گراني مصالح و ارزاني فرش، سبب شده است اين شغل در «گسک» از رونق بيفتد و بيشتر کارگاه ها تعطيل شود.
«دهقاني» ادامه مي دهد: علاوه بر اين، مهاجرت نيمي از اهالي روستا و به ويژه جوانان به شهر باعث شده است که هنر قالي بافي از رونق بيفتد و ديگر منبعي براي تامين معاش خانواده ها نباشد.
يکي از اهالي روستاي مسک بخش قهستان هم از رونق افتادن بازار فرش دست باف را يکي از دلايل مهاجرت اهالي اين روستا به شهرها عنوان مي کند و ادامه مي دهد: در گذشته عمده درآمد مردم با بافت فرش تامين مي شد طوري که هر خانواده دارهاي متعددي را براي بافت فرش در اختيار داشت و صرفه اقتصادي آن ايجاب مي کرد اين شغل در روستاها رونق داشته باشد اما اين روزها دارهاي ايستاده از زمين جدا و بيرون از خانه روي زمين رها شده است.
«خسروي» با اشاره به مرغوبيت بسيار بالاي فرش توليدي مردم اين روستا مي افزايد: کيفيت و مرغوبيت فرش مسک منطقه قهستان زماني زبانزد خاص و عام بود و هنر دست مردم آن به بازارهاي خارج صادر مي شد اما اين روزها و ديدن وضعيت قالي بافي مردم دل انسان را به درد مي آورد.
بافت فرش هنر نيست
از رونق افتادن هنر يا شغل قالي بافي را در روستاها با رئيس اتحاديه توليدکنندگان و صادرکنندگان فرش استان مطرح کرديم.
«کاميابي مسک» که اين هنر سينه به سينه به او منتقل شده است و علاوه بر فراگيري آن به صورت تجربي سابقه 16 سال تدريس رشته فرش دست باف را در مراکز آموزش عالي استان دارد، مي گويد: اگر بافت فرش صنعت باشد بايد گسترش پيدا مي کرد زيرا صنعت مترادف با توليد انبوه، کار يکسان، غيرهنري، قيمت پايين و رفاه بيشتر و… است. از طرفي فرش زماني هنر محسوب مي شود که جزو ملزومات زندگي مردم باشد اما امروزه با ارائه فرش هاي ماشيني و به کار بردن کف پوش هايي همانند پارکت، سنگ و… در حقيقت اين تعريف را ندارد.
وي ادامه مي دهد: کوزه نيز زماني به دليل نبود يخچال وسيله سرد کننده آب در تابستان بود اما امروزه با پيشرفت هاي جامعه به واسطه علم، کمتر کسي از کوزه استفاده مي کند ولي هنر سفالگري از بين نرفته است. او مفهوم از رونق افتادن يا کم شدن هنر قالي بافي در روستاها را قبول ندارد و ادامه مي دهد: هر چند جمعيت روستاها کم شده است اما يادم مي آيد سال هاي 54 و 55 اگر مي خواستم 4 فرش 9 متري در منطقه قهستان تهيه کنم بايد تمام منطقه را مي گشتم تا سفارش، سفارش دهنده تامين شود در حالي که امروز براي 4 تا 5 هزار مترمربع فرش که 500 تخته فرش 9 متري است در کمتر از 24 ساعت مي توان آن را تهيه کرد.
وي اضافه مي کند: اين که مي گويند اين هنر ديگر نيست وضعيت را با يک دوره ديگر مقايسه مي کنند زيرا در مقطعي در خيلي از روستاها شغل اصلي مردم قالي بافي بود و همه مردم، جوان و پير در کنار فعاليت هاي کشاورزي و دامداري به قالي بافي نيز مي پرداختند.
رئيس اتحاديه توليدکنندگان و صادرکنندگان فرش استان به پيشرفت جامعه و باسواد شدن مردم اشاره مي کند و مي گويد: وقتي زمينه براي ادامه تحصيل فراهم است فردي که قالي باف بوده به طور حتم فرزندش را به دانشگاه مي فرستد هر چند آن فرزند هنر قالي بافي را از پدر فرا گرفته است اما نبايد از يک استاد دانشگاه توقع داشت براي گذراندن زندگي و تامين معاش قالي بافي را هم ادامه دهد.
به گفته وي، در روستاها قالي بافان خيلي خوبي حضور داشتند که به شهرها کوچ کرده اند و الان در شهر جزو بافنده هاي نمونه هستند.
وي اضافه مي کند: در برهه اي قيمت فرش دست باف خيلي بالا رفت يعني تفاوت قيمت ارز زياد بود طوري که اگر امروز فرش را مي خريديم و مي فروختيم در خريد بعدي بايد بيشتر مي پرداختيم چون فرش دست باف خيلي فروش داشت.
او در ادامه سخنانش به زماني که بافت فرش در روستاها رونق داشت اشاره مي کند و مي گويد: در آن زمان بافنده اي بود که به يکي از نيروهاي استخدامي در دستگاه هاي دولتي گفت شما چقدر حقوق مي گيريد و وقتي از ميزان دريافت او مطلع شد اعلام کرد من چند نفر مثل شما را استخدام مي کنم و اين يعني درآمد بافنده زياد بود.
در آن زمان که ميزان صادرات فرش دست باف به ميلياردها دلار مي رسيد فرش بافي هم خيلي زياد شد و دارهاي قالي بافي هم افزايش يافت.
85 درصد توليد يک فرش، دستمزد بافنده است
«کاميابي مسک» عمده هزينه و قيمت فرش دست باف ايران را مربوط به دستمزد بافنده مي داند و ادامه مي دهد: در ايران اگر بين 15 تا 30 درصد قيمت فرش، مواد اوليه است بين 70 تا 85 درصد آن دستمزد بافنده به حساب مي آيد اما در کشورهاي رقيب، مزد بافنده پايين است براي همين مي توانند فرش هاي توليدي را ارزان تر بفروشند و چون رقيب داريم قدرت رقابتمان پايين است زيرا در خارج زياد به جنبه هنري کار توجه نمي شود. اگر يک فرش، هنري باشد خريدار و قيمت خاص خودش را دارد و هيچ رقيبي هم نمي تواند با آن رقابت کند به عنوان مثال خيلي از کشورها مثل هند، افغانستان، پاکستان و… نقوش ايران را در فرش هايشان به کار مي برند که جنبه هنري هم ندارد اما همين کارهاي غيرهنري مي تواند رقيب فرش هاي ايراني باشد.
وي تصريح مي کند: خيلي از روستاييان فرش بافي را براي تامين معاش انتخاب کردند البته نه از سر عشق و علاقه، بلکه از سر اجبار و اين دو مقوله به کار هنري لطمه وارد کرد.
لطمه هرزبافي بر فرش
به اعتقاد وي، در برهه اي از زمان هرزبافي ها به دليل نبود شغل مناسب در روستاها خيلي زياد شد و به فرش دست باف ايران لطمه وارد کرد به طوري که زماني بيش از 70 درصد بازارهاي دنيا متعلق به فرش دست باف ايران بود اما حالا به حدود 30 درصد رسيده است گرچه باز هم رقم خوبي است و بايد گفت همان کشورهايي که زماني هرزبافي هاي ايران را تهيه مي کردند اکنون از کشورهاي ديگر، کالاي مورد نياز خود را تهيه مي کنند و يکي از عللي که قيمت فرش کاهش يافت فروش نرفتن فرش بود هر چند دلايل اقتصادي، سياسي و… هم در آن دخيل است. رئيس اتحاديه توليدکنندگان و صادرکنندگان فرش استان، به ترويج بافت فرش توسط جهاد سازندگي در اوايل انقلاب با اهداف خيرخواهانه براي ايجاد اشتغال اشاره مي کند و ادامه مي دهد: اين نيت خيرخواهانه سبب شد مردم نقاطي که به هيچ عنوان با اين حرفه آشنا نبودند براي ارتزاق، اين هنر را انتخاب کنند که اين اقدام باعث شکسته شدن قيمت فرش شد و هنر قالي بافاني از جمله منطقه قهستان که از سر عشق و علاقه به آن مي پرداختند در سطح کار افراد تازه کار قرار گرفت.
به گفته وي، هر چند گوهرشناس مي تواند يک کار هنري از غيرهنري را تشخيص دهد اما وقتي کالاي مشابه در بازار زياد شد به طور حتم گوهر اصل، تحت الشعاع غيراصل قرار خواهد گرفت.
وي ادامه مي دهد: حرفي که در مورد صنعت فرش مي زنند از اينجا نشات مي گيرد که براي اين که شغل ايجاد کنند قالي بافي را رواج دادند زيرا شغلي است که با هزينه خيلي کم ايجاد مي شود در حالي که اگر به ترويج دامپروري و کشاورزي مي پرداختند شايد بهتر جواب مي داد.
وي تاکيد مي کند: در سال هاي گذشته براي ايجاد شغل به اين هنر به نوعي حمله شد و اين موضوع علاقه مندان را دلسرد کرد.
«کاميابي مسک» با بيان اين که مسائل و مشکلات هنر فرش بافي به سياست گذاران کلان کشور منتقل شده است، مي گويد: مي گوييم بافت فرش کم شده بايد ببينيم نسبت به چه زماني کم شده است، اين هم نسبت به زماني است که به طور نامناسب رواج يافت الان هم توليدات کم نشده است بلکه آن هايي که بافندگي شغل آن ها نبود اين هنر را کنار گذاشتند. وي با اشاره به توليد بيش از 200 هزار مترمربع فرش دست باف طي سال در استان مي افزايد: براساس مصوبه اي که اتحاديه توليد کنندگان و صادرکنندگان فرش استان دارد براي حفظ اصالت نقوش فرش منطقه قهستان و جنوب استان از بافت نقش هاي تبريزي، ناييني، شيرازي و … جلوگيري مي شود.
منبع: کارپتور


