برندها در حياط خلوت اژدها

اگر اهل مد و شيك پوشي و زندگي لوكس و در يك كلام اهل برند هستيد، هنگام پرداخت پول هاي آنچناني براي خريد هر برندي از پوشاك گرفته تا لوازم خانگي، خودرو، ادكلن، لوازم آرايش و… لحظه اي كه به برند درج شده در پشت جنس با اشتياق خيره شده ايد، ترديدي به جانتان افتاده است: نوشته ساخت چين.
يعني چينيه؟ ايتاليايي، آلماني يا ژاپني نيست؟ اصله؟ مبادا كپي برداري باشه و بعد به نام… به ما قالب كنن؟ بعد هم با قيافه اي حق به جانب اول به تابلو و دكور پرزرق و برق مغازه نگاهي انداخته ايد و با خيره شدن به چشمان فروشنده، پرسيده ايد: اين اصل اصله ديگه؟ چيني كه نيستش، نه؟!و سرانجام پس از خريد جنس هم توضيحات فروشنده ته دلتان را راضي نكرده است: كاش اين ساخت چين پشتش نبود!
گذشته از كپي برداري هاي ناجوانمردانه و تقلب كاري هايي كه برخي از توليدكنندگان چيني با همراهي دوستان وطني درباره برخي اجناس برندهاي معتبر جهاني صورت مي دهند، اين يك واقعيت است كه تقريبا اكثر محصولات برندها در چين توليد شده و از آن كشور به دنيا صادر مي شوند. به عبارت ديگر بيشتر برندها خط اصلي توليد محصولات خود را در چين مستقر كرده اند و با همان كيفيت، مواد اوليه، دستگاه ها و استانداردهاي كيفي محصولات خود را توليد و صادر مي كنند.

جالب اينجاست حتي اجناس برندها در وطن اصلي خودشان نيز چيني است. مثلاگوشي هاي معروف آيفون كه محصول كمپاني اپل آمريكاست، در خود نيويورك با عبارت ساخت چين عرضه مي شود يا اگر در قلب پاريس محصولاتي از مارك معروف دولچه و گابانا (D&G) را بخريد باز هم خواهيد ديد پشت محصول ساخت چين درج شده است. آخرين آمار منتشره از سوي سازمان آمار و بررسي هاي تجاري چين نشان مي دهد اكثر برندهاي معروف لباس، لوازم خانگي، خودرو، لوازم آرايش، تلفن همراه، رايانه و… خط توليد اصلي خود را به مرور از كشور مادر و ساير نقاط جهان به چين يا كشورهايي با ويژگي اقتصاد چين نظر هنگ كنگ، مالزي و تايلند منتقل كرده اند. در گزارش اداره يادشده اسامي آشنايي به چشم مي خورد.
در بخش خودرو، خودروسازان بزرگ جهاني چون رنو ـ نيسان، پژوسيتروئن، تويوتا، بي ام دبليو، جگوار، سوزوكي و لندروور، يكي از خطوط اصلي توليد خود را به چين منتقل كرده اند. اين اسامي در بخش پوشاك بيشتر است؛ بنتون، نايك، آديداس، فيلا، پوما، تامي، لاگست، ريپلي، كمل، ليوايز، ماسيمورووتي و… در بخش لوازم خانگي و صوتي و تصويري نيز عمده فعاليت توليدي برندهاي معروفي چون بوش، سوني، پاناسونيك، هيتاچي، سامسونگ، ال جي، موتورولا، اپل (آيفون)، نوكيا و سوني اريكسون در چين انجام مي شود.
برندهايي چون كارتيه، دانهيل و لورآل نيز تمام يا قسمتي از فرآيند توليد يا تكميل محصولات بهداشتي ـ آرايشي و عطريات خود را در چين انجام مي دهند. لذا ديدن عبارت ساخت چين بر اين برندها اصلادليلي بر تقلبي بودن يا غيراصل بودن آن نيست. دليل چيني بودن كالاهم نيست. بلكه صرفا منطق و استدلال قوي اقتصادي پشت اين موضوع وجود دارد. چرا كه اكثر برندها به علت كاهش هزينه هاي توليد و صادرات خود ترجيح مي دهند از مزاياي فوق العاده و زيرساخت هاي اقتصادي چين استفاده كرده و سود خود را افزايش دهند.
جذابيت هاي اقتصادي اژدها
اقتصاد چين از چند جهت براي ميزباني برندها و توليد كالاهايشان در آن جذاب است. يكي از اصلي ترين اين جذابيت ها ارزاني نيروي كار در چين است. اين ارزاني البته در شمار بالاي جمعيت چين و تعداد بالاي افراد خواهان شغل است كه عرضه نيروي كار را افزايش داده و دستمزدها و ساير مزايا را پايين آورده است. البته مقررات عمومي چين در برخورد با نيروي كار نيز به نفع كارفرماست و همين امر هزينه دستمزدها در چين به نسبت ساير نقاط جهان را كاهش داده است.
بر اساس يك تحقيق ميداني كه دكتر مرسل صديق به خواست وزارت صنعت، معدن و تجارت ايران در چين انجام داد، از يكسو راندمان نيروي كار و از سوي ديگر مزايا و ساير هزينه هاي به كارگيري نيروي كار در چين به نسبت بسياري كشورها از جمله ايران بهتر است. بر اين اساس، نيروي انساني در ايران 70 درصد راندمان دارد، حال آن كه اين راندمان در چين 90 درصد است. از سوي ديگر سنوات و يك ماه مرخصي در سال در چين وجود ندارد. نيروي كار چيني 2 ماه پاداش پايان سال ندارد. عوارض شهرداري و نظاير آن در چين وجود ندارد. دولت چين نيز در تعيين سقف حقوق و افزايش سالانه حقوق ها دخالت نمي كند. به طوري كه در 4 سال گذشته، سطح حقوق ها در چين حداكثر 5 درصد افزايش يافته است.
ماليات بر سود
البته تمايل برندها براي جا خوش كردن در حياط خلوت اژدها تنها به ارزاني، فراواني و كم حاشيه بودن نيروي كار برنمي گردد. بلكه عامل بزرگ ديگري در اين ميان وجود دارد: ماليات بر سود.
بررسي پيش گفته ميداني دكتر صديق نشان مي دهد چين يكي از پايين ترين نرخ هاي ماليات بر سود در دنيا را به نرخ 13 درصد دارد. نرخ ماليات بر سود در چين كمتر از 40 درصد بسياري از كشورهاي پيشرفته و صاحب برندهاي مختلف است. مثلااگر بسياري از برندهاي لوكس پوشاك، لوازم خانگي، خودرو و عطريات را اروپايي محسوب كنيم، خواهيم ديد اگر اين برندها توليد خود را در منطقه يورو انجام دهند بايد تا 30 درصد ماليات بر سود بپردازند. اين ماليات در برخي كشورهاي اروپايي چون انگلستان تا 35 درصد نيز مي رسد. 10كشوري كه تا 4 سال گذشته به اتحاديه اروپا پيوسته اند و نرخ ماليات بر سود پايين تري دارند نيز باز از كارفرما 21 درصد ماليات درخواست مي كنند. جالب است بدانيد اين ماليات بر سود در ايران 25 درصد است. لذا صاحبان برند از اين نقطه نظر نيز درخواهند يافت كه سرمايه گذاري براي احداث خط توليد و حضور در چين برايشان به صرفه تر از حتي حضور در وطن و خاستگاه اوليه شان است.
لذا برندهايي چون اپل حتي از نيويورك دست مي كشند، دوري راه و غربت به جان مي خرند و سرانجام ترديد و دل چركيني مشترياني چون ايرانيان را به خاطر عبارت «ساخت چين» بر خود مي خرند تا از مزاياي گسترده اقتصاد اژدهاي زرد برخوردار شده و بر قدرت و نفوذ خود بيفزايند. صدالبته اژدها نيز از اين رهگذر به رونق اقتصاد ملي و نفوذ بين المللي و ذخاير ارزي خود مي افزايد.
روزنامه جام جم، شماره 3430 به تاريخ 21/3/91، صفحه 10 (پرونده)



