اخبار فرش ماشینی

لزوم سرمايه گذاري در صنعت کشمير (کرک) ايران: به بهانه کنفرانس کشمير در هنگ کنگ

 

نويسنده دکتر سيد عباس رافت / دکتراي علوم دامي از انستيتو ناسيونال پلي تکنيک تولوز فرانسه – استاديار دانشگاه تبريز

مسلم بدانيد اگر مزيت نسبي توليد کشمير در ايران اندکي مورد توجه قرار گيرد ماحصل اقتصادي آن بسيار بيشتر از صنايعي نظير خودرو خواهد بود که مزيت نسبي اقتصادي به مراتب کمتري دارند

کرک يا کشمير به الياف ظريف بز هاي خاصي اطلاق مي گردد که در نواحي مرتفع و سردسير جهان پرورش داده مي شود. نام کشمير را بدان جهت روي الياف کرک گذارده اند که اين الياف از کشورهايي چون چين، ايران و افغانستان به منطقه کشمير هند(ناحيه مورد مناقشه هند و پاکستان) رفته و در آنجا به شال هاي کشميري نفيس تبديل مي شده است.

ايران از قديم يکي از کشورهاي مطرح در توليد کرک و پرورش بز هاي کرکي بوده است ولي امروزه سرعت پيشرفت و توسعه اين صنعت در کشورهاي رقيب، بسيار بيشتر از ما بوده و توجه بيش از پيش مسئولان دولتي را مي طلبد.

در ايران استان کرمان و بويژه شهرستان بافت، مهمترين مرکز پرورش بز کرکي محسوب مي شود. پس از برچيده شدن کارگاه هاي شال بافي در قرن گذشته و ايجاد کارخانجات موکشي، طي ساليان اخيرعمده محصول کرک کشور به صورت خام صادر گرديده و محصولات نهايي آن در داخل کشور توليد نمي گردد.

گفته مي شود که قريب يک صد سال پيش در کرمان حدود 10 هزار کارگاه شال بافي وجود داشته است و شال بافي يکي از صنايع مهم منطقه بوده است که حتي در شهر هاي ديگر نيز نشانه هايي از شال و شال بافي و شال کشميري يافت مي شود. براي مثال به بازار شعر باف( به فتحه ش) در تبريز مي توان اشاره نمود.

عرضه و تقاضاي کرک که يک محصول زينتي و لوکس به حساب مي آيد در بازارهاي بين المللي روي قيمت هاي خريد داخلي کرک تاثير گذار بوده و بالطبع درامد دامداران بز کرکي از راه فروش بيده خام را متاثر مي سازد. گفته هاي دامداران منطقه کرمان در اين باره حاکي از آن است که قيمت خريد کرک از دامدار همه ساله نوسانات شديدي دارد و در نتيجه اين موضوع معيشت آنان از طريق پرورش بز کرکي را تحت تاثير قرار مي دهد. پي آمد سوء اين فرآيند در اصلاح ژنتيکي بز ها پديدار مي گردد بطوريکه دامدار در هنگام پايين بودن قيمت کرک به سراغ فعاليت هاي ديگر دامپروري و توجه به صفات ديگر از قبيل شير و گوشت مي رود. يا امکان دارد که گزينش دام در جهت سفيدي رنگ جاي خود را به آميخته گري بز هاي کرکي با نژادهاي ديگر گوشتي و شيري بدهد. در سالهايي که قيمت خريد کرک بالا مي رود دوباره علاقه دامدار به پرورش نژاد خالص کرکي و توجه به اصلاح نژاد معطوف مي گردد ولي به لحاظ آميختگي نژادي، دستيابي به صفات کرک قبلي به آساني ميسر نبوده و انجام فرآيند طولاني گزينش در جهت صفات مطلوب کرک را مي طلبد. در اين شرايط، انجام پيشرفت ژنتيکي براي کارشناسان مراکز اصلاح نژادي مشکل مي شود چرا که دامپرور هميشه و در يک روند ثابت مايل به همکاري در زمينه اصلاح ژنتيکي دامهاي خود در جهت صفات مطلوب در چارچوب کلي طرح اصلاح نژاد دام کشور نيست. بعبارت ديگر نوسانات شديد قيمت خريد کرک از دامدار، تصميم گيري در مورد شاخص هاي گزينش توسط متخصصين اصلاح نژاد را ناممکن مي سازد. بنابريان ضرورت دارد تا دولت با دخالت و کنترل صنعت کشمير، ثبات نسبي در قيمت خريد کرک را برقرار نمايد.

يکي از راه حل هاي مشکلات صنعت توليد کرک در ايران، توليد محصولات نهايي از کرک خام توسط صنايع نساجي است بطوريکه باعث تثبيت قيمت خريد کرک شده و کمتر تحت تاثير قيمت هاي جهاني و دنياي مد الياف نساجي لوکس قرار گيرد. اين امر نياز دارد تا خطوط توليدي کارخانجات موکشي به سمت توليد محصولات با ارزش افزوده بيشتر توسعه يابد و بازارهاي مصرف داخلي و خارجي شناسايي گردد.

براي محقق شدن اين امر، نه تنها بخش دامپروري بلکه بخش هاي ديگر از قبيل صنايع نساجي، پوشاک و طراحي و هنر و… نيز بايستي همکاري نمايند. در عين حال احياء صنايع نساجي سنتي، مثل کارگاههاي شال بافي قديم، مي تواند تضمين کننده حداقل قيمت هاي خريد کرک از دامدار باشد به نحوي که دامدار را به پرورش بزهاي توليد کننده کرک ترغيب نمايد.
حالت ايده آل آن است که قيمت تضميني خريد کرک از طرف دولت تعيين گردد. ولي تا رسيدن به آن مرحله، احياء صنايع بومي نساجي غير دولتي چاره ساز است و مي تواند در صنعت توريسم و اگروتوريسم(توريست کشاورزي) و اکوتوريسم مد نظر قرار گيرد. ساختار صنايع نساجي سنتي بايد توسط دامپروران شکل گيرد تا دامداران مستقيما در جريان قيمت هاي خريد و فروش کرک و محصولات نهايي قرار گيرند.

مراکز تحقيقاتي و آموزشي مي توانند در اين زمينه يا ارايه اطلاعات تکنيکي و علمي، دامدارن را حمايت نمايند. يک مثال بسيار خوب در اين زمينه وجود دارد که قابل ذکر است. بز هاي مرغز در استان کردستان از اين حيث که الياف آن تماما مصرف داخلي دارد مثال عملي پيشنهاد فوق الذکر است.
در کشور هاي ديگر بهتر است به مثالي در ايتاليا اشاره کنم. يک نفر دامپزشک در ايتاليا اقدام به ايجاد يک گله بز کرکي کرده است و با فروش محصولات کشمير، يکي از مزارع موفق توليد کشمير است. نگاه کنيد به http://sustainablecashmere.com/

جنبه ديگر توجه به صنايع بومي نساجي ان است که اگر ما اقدام به توسعه صنعت نساجي الياف لوکس در کشور ننماييم دايما بايد فروشنده الياف خام باشيم. کشورهاي رقيب ايران مثل مغولستان، شروع به اجراي طرح هاي اصلاح نژادي و پرورش بزهاي کرکي نموده اند و بازار بيشتري را به خود اختصاص داده و مي دهند و غفلت بيش از اين جايز نيست. کشورهاي وارد کننده کرک مثل ژاپن و انگلستان نيز به فکر تامين کرک از منابع سهل الوصول تر افتاده اند و اگر ما برنامه اي براي حفظ و توسعه توليد کرک در ايران نداشته باشيم در آينده با مشکلات بيشتري مواجه خواهيم بود.

اين سئوال نيز مطرح است که کشور ما به عنوان سومين توليد کننده کشمير در دنيا، چرا هيچ گونه تشکل دولتي يا غير دولتي براي حمايت از اين صنعت نداشته است؟
شرکت هايي از قبيل “ايران کشمير” و ” کرمان کرک” با چه مشکلاتي در اين صنعت مواجه بودند؟

از وزراي محترم کشاورزي و صنعت مي خواهيم که از صنعت کرک در ايران حمايت کنند. مسلم بدانيد اگر مزيت نسبي توليد کشمير در ايران اندکي مورد توجه قرار گيرد ماحصل اقتصادي آن بسيار بيشتر از صنايعي نظير خودرو خواهد بود که مزيت نسبي اقتصادي به مراتب کمتري دارند.
اين نوشته مي خواهد بحثي را فرا روي کارشناسان صنعت نساجي، علوم دامي، اقتصاد، هنر و توريسم بگشايد تا همه نظرات را شنيده و تدبيري کنيم.

پي نوشت:

1. چندي است که کشمير ورلد Cashmere World اقدام به برگزاري گردهمايي هايي پيرامون صنعت کشمير مي نمايد و امسال نيز قرار است در اوايل مهر ماه سال 1392 کنفرانسي در هنگ کنگ برگزار شود.

برگزار کننده کنفرانس بدنبال نماينده اي از ايران بود که در زمينه صادرات و صنعت کرک در وزارت صنايع فعاليت داشته باشد و در کنفرانس شرکت کند. متاسفانه فردي را پيدا نکردم که در بخش دولتي، مسئول صنعت توليد کرک در ايران بوده و اطلاعات جامعي از ميزان توليد، صادرات، قيمت فروش و حجم صادرات داشته و مورد حمايت وزارت کشاورزي/صنايع قرار گرفته تا بتواند در اين همايش شرکت کند. در کنار حضور نمايندگاني از کشورهايي چون افغانستان، مغولستان، بنگلادش و نپال، جاي آن داشت که از کشور ما نيز نماينده اي در همايش مذکور شرکت مي کرد. اين موضوع باعث شد که زخم کهنه “عدم توجه به صنعت کرک در ايران” در ذهن من سر باز کند. از مديريت محترم وبسايت کارپتور، جناب آقاي مهندس قادري کمال سپاس را دارم که پيشنهاد آماده سازي اين نوشته را داد.

2. 14 سال پيش در روزنامه همشهري و ماهنامه صنعت نساجي مقاله اي با عنوان “توليد کشمير گامي ديگر به سوي دستيابي به اقتصاد بدون نفت” نوشتم و بر اهميت موضوع تاکيد کردم که بايد درباره بز کرکي اقداماتي انجام داد و اگر نه کشورهاي رقيب جايگزين کرک ايران خواهند شد. امروزه تحقيقاتي که کشورهاي ديگر از قبيل چين و مغولستان روي کشمير انجام مي دهند چندين برابر ايران است و عملا بازارهاي جهان کشمير را زير سلطه خود دارند. محققين و صاحب نظران ديگر نيز در طي اين سالها زياد نوشته اند ولي باز هم نياز است که بنويسيم و تاکيد کنيم تا به نتيجه برسيم.

3. تذکر: منظور از کلمه کرک در اين مقاله، همان کشمير يا الياف ظريف بز است و نبايد با کلمه کرک که در صنعت قالي بافي به نخ هاي ظريف مورد استفاده در قالي هايي رجشمار بالا گفته مي شود اشتباه شود.

 

شال هاي کشمير در بازار استانبول: قيمت هر شال 300 تا 500 دلار است

کشمير بقدري گرانبها است که در بازار استانبول بصورت نمادين قيمت آنرا برابر طلا مي دانند. تصوير يک بوتيک فروش محصولات کشمير را در اسانبول نشان مي دهد.

ماکت بز کرکي در داخل بوتيک محصولات کشمير- بازار استانبول- خرداد 1391-

 

منابع براي مطالعه علاقمندان:

http://apps.ubmasia.com/files/mediaobjects/Files/25/CashmereWorld/Website/CW11_ConferenceProgramme_EN.pdf
http://apps.ubmasia.com/enews/newsletter_template/119/enews_5671.html
http://animalbreeding.persianblog.ir/post/240/
http://mongolcashmere.com/

http://www.chianticashmere.com/
http://www.fashionnetasia.com/en/IndustryNews/BusinessResources/Detail.html?id=4281

 

منبع: کارپتور

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا