راه طولاني براي رسيدن به بزرگ ترين اقتصاد(بخش اول)

نويسنده: مونا مشهدي رجبي
برگرفته از: خبرآنلاين
![]() |
انقلاب صنعتي دوره اي از اواخر قرن هجدهم تا قرن نوزدهم ميلادي بود که در آن تغييرات بزرگي در کشاورزي، توليد و صنعت و حمل و نقل ايجاد شد و تکنولوژي هاي تازه اي در عرصه هاي مختلف ظهور کرد.
اين تحولات بزرگ در عرصه صنعت و تکنولوژي تاثيرات عظيمي روي شرايط اقتصادي – اجتماعي جهان و حتي فرهنگ بر جاي گذاشت و باعث شد تا دوره اي تازه از زندگي بشر بر روي زمين رقم بخورد. اين تحول بزرگ از کشور انگليس آغاز شد و به تدريج به سراسر اروپا گسترش پيدا کرد و به دنبال آن کشورهاي آمريکاي شمالي و سپس تمامي دنيا تحت تاثير آن قرار گرفتند. از اواخر قرن هجدهم به تدريج، ماشين آلات صنعتي جايگزين نيروي کار انساني يا حيوانات شدند و راندمان کاري صنايع ارتقا يافت. اولين ماشين آلات صنعتي، ماشين آلاتي بود که براي صنعت نساجي استفاده مي شد و زمينه ساز توسعه اين صنعت شد. پديده اي که «رابرت هال» -استاد دانشگاه ييل- آن را «انقلاب صنعتي جهشي» مي داند. به دنبال انقلاب صنعتي، سرمايه گذاريهاي زيادي در ساخت کانال ها و جاده ها و راه آهن صورت گرفت و حجم تجارت در دنيا در عرض کمتر از 50 سال سه برابر شد و اين تازه آغاز راهي بود که کشورهاي دنيا را همچون يک زنجير به هم متصل کرد. با وجود اينکه عرضه ماشين آلات صنعت نساجي و به دنبال آن ماشين آلات صنعت فولاد سازي اولين مرحله انقلاب صنعتي در دنيا را رقم زد، ولي گام اصلي در جهت صنعتي شدن دنيا پنجاه سال بعد از انقلاب اول برداشته شد و اين زماني بود که در تاريخ به نام «انقلاب صنعتي دوم» ناميده مي شود. معرفي نيروي بخار و به دنبال آن ساخت ماشين هاي بخار نقطه عطفي در تاريخ زندگي بشر محسوب مي شود. انقلاب دوم صنعتي که ساخت نيروگاه هاي بزرگ برق و آب و تکنولوژي هاي مختلف صنعتي را به همراه داشت با توسعه صنعت شيشه سازي و صنعت چاپ و ماشين آلات صنعتي و مواد شيميايي مورد استفاده در توليد و حتي کشاورزي و صنايع معدني ادامه پيدا کرد.
تاثير انقلاب صنعتي بر کاهش فقر
پيش از آغاز انقلاب صنعتي، بيش از 70 درصد از ساکنان کشورهاي اروپايي و آمريکا در فقر زندگي مي کردند و توان تامين معاش خود را نداشتند. در اين سال ها شمار زيادي از مردم دچار سوء تغذيه بودند و مشاغل کاذب و غيرتوليدي، شغل اصلي 50 درصد از ساکنان اين کشورها بود، ولي بعد از انقلاب صنعتي، نرخ فقر 40 درصد کمتر شد. البته اين تحول طي 50 سال اتفاق افتاد و نتيجه مثبتي روي شرايط اجتماعي و اقتصادي مردم و کشورها بر جاي گذاشت و آغاز گر دوره اي شد که ما از آن به عنوان دوره سرمايه داري ياد مي کنيم. دوره اي که هم دولت ها نظام سرمايه داري را در پيش گرفته اند و هم مردم در تلاش هستند تا هر چه بيشتر کار کنند و درآمد و ثروت بيشتري انباشته سازند. طبق آمارهاي موجود طي دو قرني که از آغاز انقلاب صنعتي در دنيا مي گذرد، جمعيت کره زمين تقريبا 6 برابر شده است، در حالي که درآمد سرانه در دنيا بيش از 10برابر شده است و اين نشان از ثروتمند تر شدن مردم و به دنبال آن مصرف محور تر شدن جوامع دارد.
اختراعات زمينه ساز انقلاب صنعتي
پژوهشگران دانشگاه ييل در مقاله اي ابداعاتي را که زمينه ساز انقلاب صنعتي در دنيا بوده است در فهرستي خلاصه کرده اند. هرکدام از اين اختراعات، نقطه عطفي در تاريخ دنيا بوده و هر اختراع، سهم مهمي در توسعه صنعتي دنيا و تبديل شدن جهان به دنياي صنعتي امروزي داشته اند. اين ابداعات از سال 1775 ميلادي آغاز شده است ولي بسياري از مورخان معتقدند ريشه انقلاب صنعتي در سال هاي آغازين قرن هجدهم و در دوره اي است که ساکنان زمين با مشکلات اقتصادي زياد دست و پنجه نرم مي کردند.
انقلاب صنعتي در آمريکا
ايالات متحده آمريکا از جمله کشورهايي بود که به سرعت تحت تاثير انقلاب اروپا قرار گرفت. پيش از اين تمامي مراکز توليدي در آمريکا با نيروي اسب کار مي کردند و استفاده از اسب براي توليد، مشکلات زيادي را براي آنها ايجاد کرده بود ضمن اينکه روند توليد را هم بسيار کند نگه داشته بود. در سال 1812 ميلادي بود که جنگي بزرگ بين آمريکا و انگليس درگرفت و انگليس که چندين دهه از انقلاب صنعتي را پشت سر گذاشته بود در مقابل کشوري قرار گرفت که توانايي صنعتي و اقتصادي لازم براي دفاع از خود را نداشت. اين جنگ که در تاريخ به جنگ تمدن ها يا civil war معروف است، کاملانشان داد که آمريکا نياز به تجهيزات پيشرفته و وسايل حمل و نقل توسعه يافته در کنار استقلال اقتصادي و صنعتي براي دفاع از خود دارد. بعد از آن بود که اولين جرقه هاي انقلاب صنعتي در آمريکا زده شد و سرمايه گذاري دولت براي توسعه فعاليت هاي مطالعاتي و توسعه صنعتي افزايش پيدا کرد. البته در سال هاي ياد شده، دولت آمريکا منابع مالي زيادي نداشت.
به دنبال اتمام جنگ و عادي شدن روابط دو کشور آمريکا و انگليس شماري از دست اندرکاران دولتي و صنعتي آمريکا سفري به انگليس کردند و ضمن بازديد از مراکز مختلف صنعتي اين کشور اقدام به خريداري تکنولوژي هاي تازه اي کردند که باعث رشد توليد و صنعت در کشور انگليس شده بود. به دنبال اين سفرها بود که نيروگاه هاي آبي براي تامين انرژي مورد نياز واحدهاي توليدي جايگزين اسب شد و آمريکا اولين کارخانه توليد پنبه را در دنيا راه اندازي کرد. البته اين کارخانه در اواخر قرن هجدهم يعني در سال هاي دهه 1780 ميلادي راه اندازي شده بود، ولي توسعه آن و تبديل شدنش به يک کارخانه مطرح و بزرگ پنبه به سال هاي دهه 1860 ميلادي مربوط مي شود. سال هايي که اولين نشانه هاي انقلاب صنعتي در اين کشور نمايان شده بود.بسياري از اقتصاددانان و تاريخ دانان معتقدند از اين سال بود که آمريکا سرعت بالاي رشد اقتصادي را آغاز کرد و راهي را در پيش گرفت که سبب شد بعد از گذشت دو قرن به بزرگ ترين اقتصاد دنيا تبديل شود. به عقيده تحليلگران، صنعتي شدن در آمريکا شامل سه مرحله بسيار مهم بود: اول: توسعه صنعت حمل و نقل هوايي و دريايي و زميني که باعث بيشتر شدن ارتباط بخش هاي مختلف کشور و حتي ارتباط گسترده تر آمريکا با ديگر نقاط دنيا شد. دوم: توسعه انرژي الکتريکي به دنبال اختراع بزرگ و ارزشمند اديسون. سوم: توسعه مراحل مختلف صنعتي از قبيل توسعه پروسه هاي پالايشگاهي و توليد کالاهاي مختلف صنعتي و مصرفي. البته در جريان صنعتي شدن آمريکا يا به تعبير بهتر گذر از يک اقتصاد وابسته و ضعيف به يک اقتصاد صنعتي تحت تاثير انقلابي که ريشه در انگليس داشت دولت نقش بسيار مهمي ايفا کرد. دولت آمريکا در اين دوران سياست هايي براي حمايت از صنايع داخلي وضع کرده بود و با ارائه کمک هاي مالي بستر لازم براي تحقيق و مطالعه که زمينه ساز اکتشافات و اختراعات بود را فراهم کرد.
روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 2650 به تاريخ 6/3/91، صفحه 31 (تاريخ اقتصاد)



