كاراكترهاي داستان
داستان مجموعه پشت كوه هاي بلند، به تاريخ مشخصي اشاره ندارد. اگرچه مي توان با ديدن تفنگ سرپر يا آن طور که يکي از خبرگزاري ها کشف کرده، با ديدن فرش ماشيني يا چراغ خوراکپزي متعلق به سده حاضر، استنباطاتي درهم داشت که به چه دوره زماني اشاره دارد. در اين مجموعه، داستاني داريم از رقابت براي کسب تاج و تخت. کشمکشي ميان پادشاه و حکام کوچکتر. البته گستره اين پادشاهي خيلي نيست چون کاراکتري در اندازه يک کدخدا – کدخداي کوليباد – هم در روايت است که به جهت اثرگذاري اش مي تواند در حدس زدن حد و اندازه پادشاهي داستان کمک کند. انتخاب گويش شيرين اصفهاني براي اين مجموعه، منطقه وقوع داستان را در اصفهان متصور مي کند اما کاراکترهاي بسياري در داستان ديديم که اصفهاني نبوده و معمولي حرف مي زنند. مانند خاله داستان که کاراکتري مشابه در مجموعه «روزي روزگاري» را تداعي مي کند. البته افرادي مثل حاکم هم که اصفهاني غليظ دارند، گاه آنچنان تند سخن مي گويند که متوجه نمي شويم چه گفته اند.
روزنامه ايران، شماره 5117 به تاريخ 13/4/91، صفحه 20 (تلويزيون)



