ما ميتوانيم را باور كنيم
مصاحبه با آقاي مهندس كنگر لويي ( مدير عامل شركت سلماس نسج)
همواره نمايشگاههاي نساجي فرصتي مناسب براي ملاقات شرکت هاي نساجي و همچنين اهالي اين صنعت است و اگر هم فرصتي دست بدهد زماني است خوب براي گپ و گفتي صميمانه و جذاب پيرامون صنعت بزرگ نساجي.
ما هم با توجه به همين اصل توانستيم از حضور جناب آقاي کنگر لويي مدير عامل شرکت سلماس نسج که در زمينه توليد انواع نخهاي پلي استر جهت صنايع پرده بافي و پارچه هاي رومبلي فعال است بهترين بهره را ببريم و گفتگويي صميمانه با ايشان ترتيب دهيم که در زير گوشه هايي از آن را مي خوانيد.
شرکت سلماس نسج از سال 1362 تاسيس شده و تا سال 1375 در زمينه توليد انواع پارچه هاي متقال فعاليت داشته است. از آن به بعد به دليل تکنولوژي قديمي ماشين آلات از رده خارج شدند. اين کارخانه مجددا در سال 83 با بهره گيري از وام ارزي دولت و با همکاري مديران استان راه اندازي شد و با توجه به تمام مشکلات که آقاي کنگر لويي از آنها سخن خواهند گفت در حال حاضر با ظرفيت توليد سالانه 2000 تن انواع نخ پلي استرپرتاب و فانتزي در سه شيفت مشغول فعاليت است و 90 در صد توليدات اين شرکت براي مصارف پرده اي و رومبلي مصرف مي شود.
آقاي کنگرلويي لطفا اطلاعات بيشتري راجع به شرکت و نحوه فعاليت خود براي خوانندگان ما بفرمائيد.
شرکت ما از سال 85 که مجددا فعاليت خود را در زمينه اين صنعت بزرگ آغاز نمود با مشکلات اقتصاد جهاني و مشکلات سياسي و اقتصاد داخلي روبرو شده است اما توانستيم با غلبه بر همه آنها هم اکنون توليدات خود را به بازار عرضه کنيم و همواره محصولات خود را پيش فروش مي کنيم چرا که تقاضا براي آن بالاست همچنين پروژه اي هم در زمينه توليد پلي استرهاي رنگي در دست داريم که فعلا به علت عدم کمک دولت و بانک ها معلق مانده است.
علت اين عدم همکاري چيست؟
واقعيت اين است که آمارهايي که برخي از دوستان ارائه مي دهند واقعا اشتباه است. مثال ساده آن اينکه ما روزانه نياز به 5 تن نخ پلي استر داريم که درصد بسيار بالايي از آن از کشورهاي شرق آسيا وارد مي شود در صورتي که ما يک کشور نفت خيز هستيم و پتروشيمي داريم و مي توانيم زير مجموعه هايي براي آنها باشيم. آنوقت آقايان مي گويند با توجه به آمارهاي موجود آنها سرمايه گذاري بر روي اين محصول توجيه اقتصادي ندارد که واقعا جالب است.
علت اينجاست که در سال هاي قبل برخي افراد در اين بخش يا ماشين آلات دست دوم با تکنولوژي قديمي و يا ماشين آلات ارزان قيمت چيني وارد کرده اند و اين ماشين آلات توانايي توليد الياف 75، 100 و 150 دنير استاندارد را ندارد و يا اگر هم هست دنير نخ در نقاط مختلف تلورانس شديدي دارد و چون پرده هم دقيقا مثل ميز کنترل پارچه است، وقتي به ديوار آويزان مي شود کوچکترين عيب و ايرادي در بافت يا نخ را نشان مي دهد پس نخ هاي مصرفي بايد بسيار ظريف و استاندارد باشد. متاسفانه اين آمارهاي غلط توليد کننده و سرمايه گذار را به بيراهه برده است.
به نظر شما راه حل چيست؟
ببينيد به نظر من راه حل اصلي اعتماد و اطمينان کامل به توليد کننده واقعي است چطور است که بسياري از کارخانجات نساجي ايران با وجود بسياري از رقباي سرسخت چيني و ترک اجناس خود را پيش فروش ميکنند؟ مسلما ديد خوب و تجربه مناسبي در اين کار داشته اند که در اين بازار توان رقابت دارند. ما بايد واقعا شعار ما مي توانيم را به خوبي احياء کنيم. يکي از حربه هاي دشمنان اين مرز و بوم هميشه اين بوده است که شما نمي توانيد اما امروزه انگار که مسئولين ما هم به اين باور رسيده اند چرا که بنده به بانک مراجعه مي کنم تا تنها بخشي از سرمايه پروژه را از طريق کمک هاي بانکي تامين کنم اما بانک از من ده ها سند و تضمين و … مي خواهد و به عناوين مختلف مانع جلوي پاي من مي گذارد. در حالي که پول هاي کلاني را در غالب طرح هايي مثل خود اشتغالي به کساني دادند که به جرات مي توان گفت نيمي از آن به جاي سرمايه گذاري در توليد و اشتغال صرف هزينه هايي شد که در نهايت به ضرر کشور و دولت محترم تمام شد. درحالي که همين وام ها مي توانست توسط افراد با تجربه اين صنعت زمينه ساز پيدايش اشتغال پايدار شود.
به عنوان مثال در همين شهر سلماس دو کارخانه شير پاستوريزه وجود داشت که يکي از آنها به دلائلي تعطيل شد اما به جاي کمک به راه اندازي مجدد و رفع مشکلات آن اقدام به تاسيس کارخانه سوم از محل وامهاي زود بازده نمودند!!! در شهرک صنعتي سلماس خيلي از طرح ها نيمه کاره هستند. گذشته از اين مشکلات اقتصادي شرکت ها را در منگنه قرار داده است. مثلا شرکت ما در سال گذشته ده درصد کل ميزان فروش خود را صرف پرداخت بهره بانکي و افزايش نرخ ارز نموده است. اين مشکلات انگيزه ما را براي توسعه کاهش مي دهد. اين صنعت نيازمند استراتژي مدون است. به جاي اينکه بياييم با سر و صداي زياد بزرگترين کارخانه خاورميانه را تاسيس کنيم و بعد در مديريت آن ناتوان شويم و در آخر هم کارخانه اعلام تعطيلي کند و جنجال آن به صنعت نساجي ما ضربه بزند مي توانستيم بسياري از کارخانجات کوچک را احياء کنيم. واحدهاي شکست خورده بزرگي که نمونه هاي آن را مي شناسيد نيازمند مديران کلان و بسيار با تجربه هستند در حالي که ما واقعا چند نفر ازا ين مديران را در صنعت نساجي تربيت کرده ايم ؟
شرکت ما با اطمينان و استدلال اعلام کرد با دريافت 3 ميليون دلار وام و راه اندازي پروژه جديد خود سالانه از خروج 3 ميليارد تومان از مملکت جلوگيري کند اما ما موفق به دريافت وام نمي شويم و در جاي ديگر ده ها برابر اين پول در يک پروژه نساجي خرج مي شود که در آخر هم تعطيل مي شود.
به نظر شما چرا نمي توانيم از ظرفيتهاي نساجي در ايران بهره ببريم؟
اين مساله از چند چيز نشات مي گيرد که قاچاق يکي از آنهاست که ضربه مهلکي را به صنعت نساجي و اقتصاد کشور وارد کرده است که تاکنون اقدامات موثري در جهت رفع اين معضل انجام نيافته است .
دوم اينکه متاسفانه در حال حاضر تمام مديران توليد و مديران کارخانه هاي ما از دانش کافي در به روز کردن روشهاي توليد برخوردار نيستند. شما در برخي نمايشگاه هاي نساجي محصولاتي را مشاهده مي کنيد که در نگاه اول به نظر ميرسد با تکنولوژي بسيار بالايي تهيه شده است در حالي که با تکنولوژي موجود در کارخانجات ما هم اين امکان وجود دارد اما بسياري از مديران ما از اين نکته غافل هستند و اين به دليل نبود شرکت ها و مراکز تحقيقاتي و مطالعاتي متمرکز در صنعت نساجي ماست. عدم وجود پايگاه هاي تحقيقاتي ويژه نساجي با دانش کافي معضلي است که توليد کنندگان را از داشتن يک بازوي علمي و فني قوي محروم مي کند . شرکت هاي بسياري هستند که حاضرند مبالغي را به صورت دوره اي پرداخت نمايند اما مطمئن باشند که اين پايگاه هاي تحقيقاتي نساجي آمادگي رفع مشکلات فني آنها را دارد. به نظر من اين يکي از زمينه هايي است که ميتواند مورد توجه دانش آموختگان نساجي ما براي فعاليت قرار گيرد. در تمام کشورهاي پيشرفته در صنايع نساجي چنين مراکزي وجو د دارند.
مورد ديگري که ميخواهم به آن اشاره کنم اين است که در کشورهايي مانند چين و ترکيه زنجيره هاي توليد کامل و به هم نزديک است مثلا يک توليد کننده ترک مي تواند به سرعت مواد اوليه مورد نياز خود و حلقه هاي قبل و بعد خود را پيدا کند اما در صنعت نساجي ما اين امکان جود ندارد چرا که طرح هاي صنعتي ارائه شده اصلا هماهنگي با هم ندارند. در پايان اميدوارم ايران به عنوان کشوري نفت خيز بتواند در آينده به جاي وارد کننده به يکي از صادرکنندگان نساجي در بخش نخهاي پلي استر بدل شود.


