نساجي آذربايجان شرقي ديگر رونقي ندارد / اغلب كارخانه هاي بزرگ اين صنعت در ركود يا تعطيلي كامل به سر مي برند


نويسنده: سعيده دلال عليپور
با وجود اين که صنعت نساجي يکي از قديمي ترين صنايع استان آذربايجان شرقي است، اما اين روزها به دلايل مختلف، اغلب کارخانه هاي بزرگ اين صنعت در حال رکود يا تعطيل کامل به سر مي برند.
رئيس هيات مديره انجمن تخصصي نساجي آذربايجان شرقي در اين باره مي گويد: از قديم الايام منطقه آذربايجان به دليل واقع شدن در مسير جاده ابريشم نقش زيادي در توسعه اين صنعت داشت، به طوري که در آن دوران قسمت عمده نياز بازارهاي داخلي و خارجي از طريق صنعت نساجي اين منطقه تامين مي شد و آثار باقي مانده در موزه هاي داخلي و خارجي از قدمت هزاران ساله فرش دستباف و ابريشم و نيز منسوجات کلاقه اي که مختص آذربايجان است، حکايت دارد.
سيد حسين پرويني مي افزايد: متاسفانه باتوجه به مشکلات ساختاري و نبود برندهاي ثبت شده پوشاک در استان و نبودحمايت از طراحي و مد و ورود اجناس قاچاق از کشورهاي ترکيه و چين و آسياي شرقي اقبالي براي توليدات نساجي با ارزش افزوده بالاوجود ندارد و اين باعث شده توليدات اين صنعت نياز مصرف کنندگان را تامين نکند.
يوسف دارابي، مديرعامل يکي از کارخانه هاي بزرگ نساجي استان نيز در اين باره اظهار مي دارد: متاسفانه چندسالي است فقط تعداد انگشت شماري از کارخانه هاي بزرگ در سطح استان فعاليت مي کنند و عمده کارخانه هاي بزرگ در حال رکود يا توقف کامل بسر مي برند، اما در سطح کارگاهي، هنوز هم تعداد زيادي کارگاه در حال فعاليت است که عمده محصولات توليدي آنها در داخل مصرف مي شود و به غير از موارد جزئي هيچ گونه صادراتي به خارج از مرزهاي کشور وجود ندارد.
مريم اميري رئيس اداره توسعه صنعتي سازمان صنعت، معدن و تجارت آذربايجان شرقي نيز با اشاره به اين که هم اکنون حدود 914 واحد داراي پروانه بهره برداري است که 650 واحد آن در تبريز است، مي گويد: هرچند از زمان تاسيس اولين کارخانه ريسندگي و بافندگي به شکل مدرن در تبريز بيش از يکصد سال مي گذرد و از آن زمان به بعد بر رونق و توسعه آن افزوده شد اما امروزه مي بينيم که اين واحدها بتدريج به تعطيلي کشيده مي شود.
اميري تصريح مي کند: با اين حال آذربايجان و بخصوص تبريز، همچنان قطب صنعت بافندگي است و در زمينه توليد حوله ، کش ، قيطان و نوار حرف هاي زيادي براي گفتن دارد.
فرسوده بودن ماشين آلات
رئيس اداره توسعه صنعتي سازمان مي افزايد: توسعه يک صنعت منوط به ورود تکنولوژي مدرن و به روز کردن تجهيزات و ماشين آلات است و چون در صنعت نساجي به غير از صنايع گوني بافي پلي پروپيلن و چند واحد ديگر اکثر ماشين آلات فرسوده و مستعمل است و قابليت رقابت از لحاظ تکنولوژي، مصرف کارگر و مصرف انرژي با نمونه هاي مشابه خارجي را ندارد، لذا در صورت گشايش اعتبار بسياري از مشکلات مربوط به نوسازي ماشين آلات حل خواهد شد.
پرويني، رئيس هيات مديره انجمن تخصصي نساجي استان نيز با اشاره به فرسوده بودن تجهيزات و ماشين آلات نساجي در استان مي گويد: به طور متوسط عمر ماشين آلات نساجي در استان حدود 20 سال است در حالي که طبق استاندارد اگر بيشتر از ده سال از اين ماشين آلات کار کشيده شود بازدهي و کارايي خود را از دست مي دهد.
وي ادامه مي دهد: بنابر اين مي توان ادعا کرد وضع صنعت نساجي در استان چندان مطلوب نيست. زيرا باتوجه به قدمت ماشين آلات و فرسوده بودن آنها و کمبود مواد اوليه و مشکلات نقدينگي کارخانه ها، بيش از 30 درصد واحدهاي نساجي غيرفعال و بخشي نيز نيمه فعال است.
وي به عمده ترين مشکلات فعالان اين عرصه اشاره مي کند ومي گويد: علاوه بر مستهلک بودن ماشين آلات يا به روز نبودن تکنولوژي، کمبود نقدينگي، مشکل تامين مواد اوليه مرغوب بخصوص انواع نخ يا پنبه مرغوب، مشکلات تامين و ورود قطعات يدکي و عضو نبودن در سازمان تجارت جهاني که صادرات را محدود به کشورهاي همجوار کرده است، از ديگر مشکلات است.
پرويني دامپينگ محصولات انباري کشورهاي ترکيه، چين، هندوستان و قاچاق منسوجات و پوشاک، فراهم نبودن بستر کسب و کار و قوانين دست و پاگير، فراهم نبودن ارتباطات مالي وپولي صنعتي و تکنولوژيک با کشورهاي توسعه يافته و دسترسي نيافتن به بازارهاي هدف، بالابودن بهره بانکي براي بخش توليد و کمبود نقدينگي کارخانه ها و مشکلات سيستم بانکي و نيز نهادينه نکردن فرهنگ توليد ملي، افتخار ملي و اشتغال فرزندان اين مرز و بوم براي مصرف کالاهاي استاندارد ملي را از عمده مشکلات صنعت نساجي در استان برمي شمرد.
ورود کالاهاي بي کيفيت
دارابي، مديرعامل يکي از کارخانه هاي نساجي استان نيز در اين رابطه معتقد است: يکي از مهم ترين مشکلات اين صنعت نياز آن به مبالغ زياد نقدينگي براي سرمايه در گردش و خريد مواد اوليه، قطعات يدکي، پرداخت حقوق و مزايا و ساير هزينه هاي جانبي است که با افزايش نرخ ارز که باعث شد نياز به نقدينگي حداقل سه تا چهار برابر افزايش يابد و با در نظر گرفتن ميزان نقدينگي ثابت براي هر واحد توليدي لطمات جبران ناپذيري به آنها وارد شد به طوري که مديران اين واحد ها يا واحدهاي خود را تعطيل کردند يا مجبور به تامين نقدينگي خود از بازارهاي غيررسمي شدند.
وي مي افزايد: از طرفي به دليل شوک هاي اعمال شده به صنعت در چند دوره متوالي اکثريت قريب به اتفاق کارخانه ها داراي معوقات بانکي انباشته شده زيادي است که با وجود صرف وقت و انرژي زياد مديران اين واحدها در تعامل با موسسات مالي هنوز لاينحل باقي مانده است.وي درباره راهکارهاي توسعه اين صنعت مي گويد: به نظر من ايجاد رغبت در سرمايه گذاران، ايجاد تشکل هاي صنفي فعال در سطح استان، کمک به نوسازي کارخانه ها و کارگاه هاي فعال، ايجاد بانک اطلاعاتي صنايع نساجي، تشويق به برندسازي و مصرف کالاهاي ايراني، از جمله مواردي است که مي تواند در رشد و شکوفايي اين صنعت در استان موثر باشد.
دارابي با تائيد بي کيفيت بودن محصولات نساجي وارداتي مي افزايد: متاسفانه اين گونه محصولات سليقه مصرف کننده نهايي را بشدت پايين آورده و هيچ نهادي تاکنون به اين وجه واردات توجه جدي نکرده است.
از آنجا که واردات محصولات نساجي با پشتيباني کشور صادرکننده صورت مي گيرد و هيچ نظارتي در اين زمينه در گمرکات وجود ندارد باعث ورشکستگي صنعت داخلي مي شود.


