جايزه صلحي دوباره براي باراك حسين اوباما!
مفسران سياسي و اصحاب رسانه صوتي و تصويری از موضع جديد رييسجمهور امريكا استقبال كنند.
نخست بگويم كه من داوري يكسان و همگون را درباره افراد و شخصيتهاي علمي و سياسي و تاريخي از هر قوم و قبيله و ملت و نژاد و دين و مذهب، روا نميدانم. اين كلام الهي است آنجا كه يك مسلمان با فرافكني، تهمت دزدياش را به يك يهودي زده بود، پيامبر را بر حذر ميدارد كه مبادا به نفع خائنان (يعني همان مسلمان فرافكن افترازن) با آن يهودي بيگناه دشمني ورزي… «ولا تكن للخائنين خصيما .»
سيره پيامبر رحمت(ص) و اولياي دين ما هم همين بوده است كه كار خوب را ولو از دشمن، ميستودهاند و كار بد را ولو از دوست، نكوهش ميكردهاند. من به صراحت ميگويم كه ميان «بوش» و «اوباما» (و نيز «كلينتون») فرق قائل هستم و اين را عوامي محض ميدانم كه كساني ميگويند: «اينها سر و ته يك كرباسند»… اين سخن عوامانه به آن ميماند كه يك امريكايي بگويد: «روحاني (يا خاتمي) با احمدينژاد يكسانند و همه سر و ته يك كرباسند»…
… بر سر سخن بروم و از موضعگيري صريح و سريع جديد «اوباما» در قبال پيشنهاد روسيه – رقيب جهاني او- و پذيرش طرح بازرسي بينالمللي از زرادخانه شيميايي سوريه بگويم كه باعث شد تب تند رواني- جهاني بيم از جنگ كه هر روز و هر ساعت، ضربان بيشتري پيدا ميكرد، فروكش كند…متاسفانه رسانههاي ما همچنان با لحن تند و خشن با «اوباما» و همكاران او سخن ميگويند!در حالي كه به نظر من چنين روشي يا عوامي است يا اينان سوار بر موجي هستند كه خودشان هم در به وجود آوردن آن نقش داشته و دارند.من كه ايام تبعيض نژادي را در امريكا نيك به خاطر دارم كه حتي سوار شدن سياهان در اتوبوس حامل سفيدپوستان، گاه به ضرب و شتم و حتي قتل منجر ميشد و نيز به خاطر دارم كه ما در زندان از اينكه «كاسيوس كلي» سياهپوست مسلمان شد و نام محمدعلي بر خود نهاده بود وقتي پس از پيروزي در مشتزني در تلويزيون ظاهر ميشد و با سلام عليكم جهانيان را به شرف مسلماني خود آشنا ميكرد و نيز به حج ميرفت و حاج محمدعلي كلي ميشد و باز هم دم از مسلماني ميزد، از شادي در پوست نميگنجيديم… من چنين ميپندارم كه رياستجمهوري سياهپوست مسلمانزادهيي چون باراك حسين اوباما در كشور امريكا ثمره مجاهدات رهبران سياهپوست ضد نژادپرست امريكا در نيمه دوم قرن بيستم است؛ كساني چون عليجاه محمد و مالكم ايكس مسلمان و مارتين لوتركينگ مسيحي كه جانشان را در اين راه گذاشتند و نيز جان افكندي رييسجمهور و برادرش رابرت كندي دادستان كل امريكا كه به جرم هواداري از حقوق مدني سياهان كشته شدند و اكنون كه ميبينيم رييسجمهور امريكا از پدري مسلمان و از نژادي تيره و شرقي بر جامعه امريكا حكومت ميكند نميتوانم از پيشرفت افكار و رفتار مدني در ايالات متحده سخن نگويم و همهاش نيمه خالي ليوان را ببينم و امثال «بوش» و «موش» را به رخ جهانيان بكشم!
من در واقع چهره اوباما را به گونهيي بازپرداخت چهرههاي رهبران سياهپوست مسيحي و مسلمان امريكا ميبينم. اشتباه نشود جنگافروزي و ميليتاريسم و دخالت مستكبرانه در امور ديگران و هر آنچه با عقل و منطق و عدل و سياست انساني مخالف است از سوي هر كس و هر گروه و هر حزب و جمعيت محكوم است اما من به نكته بسيار مهمي كه در سخنان «ظريف» آقاي ظريف در بغداد جلب توجه ميكرد اشاره ميكنم و آن اين بود كه آقاي ظريف گفت: «اوباما برخلاف ميل باطنياش موضعگيري جنگي ميكند.» عبارت «برخلاف ميل باطني» همان نكتهيي است كه من روي آن تكيه دارم. ميخواهم بگويم شاهد صدق نكته آقاي ظريف اين است كه به مجرد اينكه يك روزنهيي پيدا شد كه «اوباما» توانست خود را از فضاي جنگياي كه صهيونيستها و نژادپرستان تندروي امريكايي به آن دامن ميزدند بيرون بكشد و به پيشنهاد روسيه «لبيك» بگويد، درنگ نكرد و چنين كرد و اين براي صاحبنظران واقعبين حاوي واقعيتي است . اكنون از مفسران سياسي و روزنامهنگاران و اصحاب رسانه صوتي و تصويري ميخواهم كه به مصداق «عيب آن جمله بگفتي، هنرش نيز بگو» از موضع جديد رييسجمهور امريكا- كه اگر ادامه يابد، منطقه و جهان را از يك خطر فراگير و دامنهدار ميرهاند- استقبال كنند و به آن خوشامد بگويند و با پيروي از كلام الهي و تاسي از سيره رسول خدا(ص) و اولياي دين، وقتي كسي كار خوبي كرد، كار خوبش را ارج نهند . بايد متخلق به اخلاق الهي شويم و در فكر و عمل به راه خدا برويم، هر چند به «خود» ما بر بخورد و با «خودخواهي» ما سازگار نباشد.و من به نوبه خودم به عنوان يك مسلمان ايراني، از جيب خالي، جايزه صلح ديگري به رييسجمهور مسلمانزاده امريكا كه افتخار نام «حسين» پيشواي آزادگان جهان را دارد، تقديم ميكنم. به نام يك «المفلس فيامان الله»!…
نویسنده: محمدجواد حجتيكرماني



