جولان مارك ها در بازار ايران
نگاهي به يك مانع پيش پاي توليد ملي،حمايت از كار و سرمايه ايراني
نويسنده: عباس خسرواني
حمايت از توليد ملي،كار و سرمايه ايراني يك موضوع صرفا اقتصادي نيست.بلكه از بعد فرهنگي و اجتماعي نيز بايد به اين موضوع ورود پيدا كرد.بسياري از مشكلات ما در حوزه كسب و كار و اقتصاد ناشي از رواج هنجار ها و خرده فرهنگ هاي غلطي است كه مي توان با آموزش و تربيت فرزندان و اطلاع رساني دقيق و مناسب به مردم از عوارض اين خرده فرهنگ ها كاست.
رهبر معظم انقلاب در اجتماع پرشور زائران حرم مطهر رضوي در روز اول فروردين ماه امسال فرمودند:«اين تفاخر غلطي است كه ما مارك هاي خارجي را در پوشاكمان، در وسايل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره، در خوراكي هايمان ترجيح بدهيم به مارك هاي داخلي در حالي كه توليد داخلي در خيلي از موارد بسيار بهتر است. من شنيدم پوشاك داخلي را كه در بعضي از شهرستان ها توليد مي شود، مي برند مارك خارجي مي زنند، بر مي گردانند. اگر همين جا بفروشند ممكن است خريدار ايراني رغبت نكند اما چون مارك فرانسوي دارد، خريدار ايراني همان لباس را همان كت و شلوار را همان دوخت را انتخاب مي كند، اين غلط است». اين جملات معظم له پرده از يك آسيب مهم اجتماعي در زمينه فرهنگ مصرف بر مي دارد.
يك نمونه از خرده فرهنگ هاي غلطي كه در كشور باب شده و فضاي كسب و كار و توليد كشور را با مشكل مواجه كرده مارك گرايي در خريد اجناس در بين برخي خانواده ها و بخصوص نوجوانان و جوانان كشورمان است.اينكه چرا خانواده هاي ما و برخي از جوانان و نوجوانان كشور هنگام خريد صرفا به مارك كالاتوجه مي كنند و كيفيت را چندان مورد توجه قرار نمي دهند و حاضرند براي خريد آن هزينه زيادي را بپردازند،بيشتر دلايل فرهنگي،اجتماعي و شخصيتي دارد تا اقتصادي.البته برخي ادعا مي كنند كه چون كالاهاي ايراني داراي كيفيت نيستند مردم به سمت خريد كالاهاي خارجي روي مي آورند.ممكن است بخشي از اين پاسخ درست باشد اما نمي تواند جواب قانع كننده اي باشد زيرا امروز در بازار ،كالاهاي با كيفيت ايراني بسياري وجود دارد كه نسبت به برند هاي خارجي آن در بازار اگر از كيفيت بيشتري برخوردار نباشند كمتر نيستند اما باز هم شاهد خريد مارك هاي خارجي بخصوص در زمينه خريد پوشاك هستيم.از آنجا كه ديده مي شود كالاهاي خارجي از اقبال عمومي بيشتري برخوردارند،فروشنده نيز مجبور است متناسب با سليقه مشتري كالاعرضه كند.تب خريد وسايل و بخصوص لباس هاي مارك دار به قدري است كه باعث سوءاستفاده عده اي از فروشندگان از اين فضا شده به طوري كه كالاهاي توليد داخل و يا كالاهاي وارداتي چيني را با مارك هاي معروف به فروش مي رسانند.
در حال حاضر خيابان هاي تهران و بسياري از شهر هاي كشور پر شده از فروشگاه هايي كه نام برندهاي بزرگ و معروف دنيا را يدك مي كشند. اگرچه بسياري از اين فروشگاه ها، پوشاك توليد كشورهاي صاحب آن را عرضه نمي كنند و اغلب كالاهايشان توليد كشور چين و داخل كشور است، اما با اين وجود قيمت آنها بسيار بالاست و علت اين گراني غير معقول ماركي است كه روي آن نصب شده است. محمد خامنه روانشناس در اين خصوص مي گويد:«مد امروز به يك معضل اجتماعي در بين جوانان برخي نقاط مبدل شده است. اين افراد براي اينكه از ديگر همسالان خود عقب نمانند حتي در برخي از موارد تمام حقوق يك ماهه خود را براي خريد لباس مارك دار هزينه مي كنند. البته اين افراد هيچ گاه توجهي به نوشته ها و يا زيبايي لباس ندارند و هرچه مد شود را مي پوشند.بين لباس خارجي با كيفيت مارك دار و لباس هايي كه تنها مارك دارند تفاوت زيادي است. متاسفانه جوانان ما بيشتر به مارك دار بودن توجه دارند كه اين مسئله ناشي از كمبود توجه است. فرد با خريد اين گونه لباس مي خواهد كه ديده شود».
مارك گرايي امروز به يك معضل اجتماعي در بين بخشي از نوجوانان و جوانان تبديل شده است. اين افراد براي اينكه از ديگر همسالان خود عقب نمانند حتي در برخي از موارد مبالغ هنگفتي را براي خريد لباس مارك دار هزينه مي كنند. البته اين افراد هيچ گاه توجهي به نوشته ها و يا زيبايي لباس ندارند و هرچه مد شود را مي پوشند.
البته بخشي از اين مسئله به ضعف توليد داخل نيز بر مي گردد.دكترعربي، معاون پژوهشي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و از صاحب نظران اقتصادي در اين باره مي گويد:«در اين زمينه از دو نكته نبايد غفلت كرد، يكي اينكه توليد كنندگان داخلي بايد در زمينه افزايش كيفيت و خدماتي كه به متقاضيان ارائه مي دهند و بهبود روابط با مشتريان تلاش مضاعفي كنند تا مردم به توليدات داخلي و توليد كنندگان ايراني اعتماد كامل داشته باشند. متاسفانه در مواردي اين چرخه مخدوش شده است؛ بخصوص درباره برخي توليدكنندگان كه دولتي هستند. مردم معمولانمي توانند پاسخ مناسب را دريابند و احساس مي كنند توليدكننده پاسخگو نيست. در مواردي چون آن توليدكننده داخلي انحصار يا شبه انحصار دارد، حقوق مصرف كننده در اين زمينه ضايع مي شود. نكته دوم درباره خدمات پس از فروش است كه مثلاگفته
مي شود اين كالاي فروخته شده ضمانت چند ماهه دارد ولي بعد مشتري مي بيند كه هيچ كس در اين زمينه پاسخگو نيست. در اين مورد هم توليدكنندگان بايد در رفتار خود تجديدنظر كنند و هم رسانه هاي عمومي بايد فرهنگ پاسخگويي را در توليدكنندگان به وجود آورند، در واقع رسانه ها بايد مطالبات مردم را پيگيري كنند».
ضعفهاي موجود در پوشاك داخلي چه از نظر طرح و چه از نظر جنس، سبب شده تا بسياري از جوانان و نوجوانان استقبال بيشتري از اجناس خارجي داشته باشند.
تمايل بيش از حد جوانان به خريد پوشاك به گونه اي است كه شاهد رشد روز افزون بوتيك ها و فرشگاه هاي عرضه پوشاك در نقاط مختلف كشور هستيم.افزايش تعداد فروشگاه هاي پوشاك نسبت مستقيمي با ميزان تقاضاي اين اجناس دارد به صورتي كه در شهرها شاهد انبوه مغازه هاي پوشاك و ازدحام جمعيت در مقابل اين فروشگاه ها و پاساژهاي عرضه لباس هستيم.خريداران لباس و پوشاك كه اغلب آنها از قشر جوان و نوجوان هستند تمايل زيادي به خريد مدل هاي روز دارند و همين تمايل باعث شده تا ويترين مغازه ها پر باشد از اجناسي كه مد روز هستند و بيشترين فروش را دارند.نكته قابل تامل در اين ميان، عدم ارائه طرح هاي داخلي براي پاسخگويي به نيازهاي اين قشر است و همين عامل سبب شده تا ويترين لباس فروشي با اجناس خارجي پر شود و حجم قابل توجهي از خريد و فروش هاي اين فروشگاه ها را اجناس خارجي تشكيل دهد.
با توجه به اينكه طراحان داخلي ما در زمينه ارائه طرح و بازاريابي عملكرد خوبي نداشته اند، نتوانسته اند آن گونه كه بايد بازار پوشاك را در اختيار بگيرند.به جرات مي توان گفت كه در زمينه ارائه طرح و ايده هاي صرفا ايراني براي البسه، بيشتر تاثيرپذير بوده ايم تا تاثيرگذار و اين يعني هنوز هم ما از طرح و ايده هاي بيروني استفاده مي كنيم و اين موضوع براي ما ايرانيان كه هميشه در طول تاريخ از لحاظ فرهنگي
تاثير گذار بوده ايم جاي بسي نگراني و تاسف دارد.با توجه به حجم بالاي مغازه هاي فروش پوشاك و قبول بحث واردات طرح، ايده و حتي البسه، مي طلبد كه طراحان ما در راستاي تحقق شعار «توليد ملي»، دست به كار شوند و حداقل سلايق مصرف كنند گان داخلي را بازاريابي، سپس طراحي و نهايتا در حجم وسيع عرضه كنند.
تب مارك گرايي در خريد تنها با اقدامات فرهنگي و حمايت از توليد ملي فروكش مي كند. موضوعي كه حتي به كودكان و نوجوانان سرايت كرده و به يك اپيدمي در ميان دختران و پسران تبديل شده است.
امروزه گرايش به سمت مصرف كالاهاي خارجي و نيز عدم نظارت جدي و افزايش قاچاق باعث شده دست دلالان و واسطه ها درازتر و در نتيجه توليد كننده داخلي توان رقابت خود را از دست داده و به جاي توليد به فكر فروش واحد توليدي خود باشد.
كارشناسان فرهنگي و اجتماعي بر اين عقيده اند كه ورود كالاهاي خارجي نه تنها به اقتصاد كشور ضربه مي زند بلكه باعث ورود فرهنگ هاي بيگانه و بي تناسب با فرهنگ بومي منطقه شده و امروز قشر جوان پوششي را انتخاب مي كند كه در كشورهاي ديگر الگوي آن ريخته مي شود.شايد در صورت حمايت از توليدات داخلي و ارتقاي كيفيت و توجه به تنوع پوشاك داخلي ،تب خريد لباس هاي به اصطلاح مارك دار و اورجينال خارجي فروكش مي كند.
كارشناسان تاكيد دارند كه براي توسعه توليد ملي و جايگزيني توليدات داخلي به جاي كالاهاي خارجي مهمترين راهكار نظارت و كنترل جدي بر بازار، جلوگيري از قاچاق كالا، افزايش توان رقابتي توليدكنندگان بومي، بازار سنجي، فرهنگ سازي مصرف و… است كه به نظر تا كنون حركت جدي در برخي از اين بخشها صورت نگرفته است.
روزنامه رسالت، شماره 7579 به تاريخ 12/4/91، صفحه 6 (گزارش)



