حمايت حقوقي از فرش ايران با استفاده از علايم تأييدي
چكيده:
با توجه به اهميت هنرـ صنعت فرش در ايجاد اشتغال و صادرات غير نفتي ايران و با در نظر گرفتن اين امر كه كشورهاي رقيب ايران با تقليد از نقشها و طرحهاي ايران بيش از پيش در صدد گرفتن سهم بيشتري از بازارهاي جهاني هستند، علائم تأييدي كه در موافقتنامه مادريد در مورد ثبت بينالمللي علائم بدان اشاره شده است؛ ميتواند ابزار حقوقي خوبي براي حمايت از فرش ايران باشد
.
واژگان كليدي: علايم تأييدي، موافقتنامه مادريد، فرش ايران
Cerificotion Mark, Madrid agreement, Persian Caroet
1ـ علامت تأييدي چيست؟ علايم تأييدي براي تبعيت از استانداردهاي مشخص شده اعطا ميشوند اما محدود به هيچ عضوي نيستند؛ هر كس كه محصولاتش با بعضي استانداردهاي معين و موجود برابري ميكند، ميتواند از اين علايم استفاده كند.
2ـ تفاوت علائم تأييدي با علايم جمعي: قبلا گفته شد كه علائم تأييدي يا تضميني، علامتي است كه صرفاً براساس استاندارد معيني مورد استفاده قرار ميگيرد. تفاوت اين علامت با علامت جمعي اين است كه: الف ـ علايم جمعي تنها توسط شركتهاي مشخص مثل اعضاي اتحاديه كه مالك علامت جمعي است مورد استفاده قرار ميگيرد، در صورتي كه علايم تأييدي ممكن است توسط هر كسي كه بتواند كالا و خدمات خود را با استاندارد تعيين شده مطابقت دهد مورد قرار گيرد. ب ـ استفادهكنندگان از علايم تأييدي يا تضميني الزامي به توليد محصولات در يك منطقه خاص جغرافيايي ندارند؛ به عبارت ديگر وابستگي به اقليم در اين نوع علامت وجود ندارد. ج ـ تفاوت ديگر اين كه مالكين جمعي بر خلاف علامت تأييدي، از استفاده از علامت منع نشدهاند، در صورتي كه در علامت تأييدي به منظور تأمين بيطرفي، مالك علامت اجازه ندارد از آن استفاده كند، به حدي حتي عدم توجه به اين اصل، ممكن است به ابطال يا لغو اعتبار علامت منجر شود. دـ علائم تأييدي بر خلاف علايم جمعي كه بيشتر به عضويت اعضا تأكيد دارند به استاندارد كيفي خاص ميپردازند كه به كيفيت كالا يا خدمات مربوط ميشود؛ بدين صورت كه هر كسي بتواند اين استاندارد كيفي را دارا باشد، ميتواند از علايم تأييدي استفاده كند.1
01ـ ميرحسيني: سيدحسن، مقدمهاي بر حقوق مالكيت معنوي، چ 2، نشر ميزان، 1385 ص 172
3ـ تفاوت علامت تأييدي با نشانههاي جغرافيايي: در مورد تفاوت نشانه جغرافيايي با علامت تأييدي ميتوان گفت كه نشانه جغرافيايي در صدد متمايز كردن و نشان دادن محصول يك “منطقه جغرافيايي خاص” است كه كيفيت شهرت يا ساير ويژگيهاي آن محصول اساساً مربوط به آن منطقه جغرافيايي است، در حاليكه علامت تأييدي در صدد متمايز كردن محصول “يك گروه خاص” است. در واقع علامت تأييدي، علامتي است براي نشانهگذاري و متمايز كردن محصول يك گروه خاص.
4ـ تفاوت علامت تأييدي با علامت تجاري: علامت تأييدي با علامت تجاري تفاوت دارد؛ زيرا علامت تجاري نبايد توصيفي باشد بلكه بايد وجه مشحصه و تمييزدهندگي داشته باشد، اما علائم تأييدي ميتوانند با توصيف جغرافيايي محل يا كالا يا خدماتي كه به آن اختصاص يافته، وجه مشخصه پيدا كنند. دومين تفاوت عمده اين است كه علامت تجاري براي مالك آن ايجاد حق انحصاري ميكند ولي علايم تأييدي براي مالك يا مالكين اختصاص پيدا نميكند بلكه فقط مصرفكنندگان هستند كه از آن بهره ميبرند.
5ـ ويژگيهاي علايم تأييدي:پس از اين كه با مفهوم علامت تأييدي و فرق آن با بعضي مفاهيم مشابه، مشخص شد اكنون به بررسي ويژگيهاي علايم تأييدي ميپردازيم
.
الف) علايم تأييدي براي مالك يا مالكان آن حق انحصاري ايجاد نميكند:اين ويژگيمشترك بين علائم تأييدي و علائم جمعي است، بدين معني كه مالك يا مالكان علامت تأييدي فقط در ارتباط با بررسي ويژگيها و كيفيت مشخص شده براي محصولات و اظهار نظر درخصوص رعايت يا عدم رعايت آن موارد صلاحيت دارند و هيچ حق انحصاري در اين ارتباط به آنها تعلق نميگيرد و هر شخصي با رعايت استانداردهاي كيفي مشخص شده ميتواند از اين علامت استفاده كند. به عبارت ديگر، سيستم حاكم را به نوع علايم، بر خلاف علامت تجاري، باز ميباشد، نظير علامتUPV يا ISO 9000 كه نشانگر حداقل استانداردهاي كيفي ميباشد
.
ب) علايم تأييدي قابل نقل و انتقال نيستند:اين ويژگي از نتايج مورد اول ميباشد؛ بدين توضيح كه چون علامت تأييدي براي مالك يا مالكان آن حق انحصاري ايجاد نميكند، لذا اين علائم قابل نقل و انتقال نيستند. به عبارت ديگر مالك علامت تأييدي هيچ حقي در مورد علامت ندارد كه بتواند خواهان انتقال آن حق باشد، فقط ميتواند از مزاياي آن بهرهمند شوند
.
ج) علايم تأييدي توسط مرجع صلاحيتدار اعطا ميشوند.
به عنوان مثال نشان Wool mark يك علامت تأييدي ثبت شده براي شركت Wool mark است.
Wool mark يك سمبل تضمين كيفيت بوده؛ بيانگر اين است كه محصولاتي كه اين علامت بر روي آنها ميباشد، صد در صد از پشم جديد ساخته شدهاند و از ويژگيهاي دقيق شركت Wool mark تبعيت ميكنند
.
اين علامت در بيش از 140 كشور ثبت شده و پروانه آن به توليدكنندگاني كه با اين استانداردهاي كيفيت برابري كنند، در 65 كشور اعطا شده است.
1 – اگر اين طرح در مورد فرش دستباف ايران اجرا شود، 2 راه حل وجود دارد. اول اينكه براي همه فرشهاي توليد شده در ايران كيفيتي خاص در نظر گرفته شود؛ بدين معني كه يك متولي خاص كه در اين مورد ميتواند مركز ملي فرش ايران باشد، به تمام توليدكنندگاني كه بتوانند شاخصههاي تعيين شده از قيبل نوع پشم، رنگ، بافت و پرداخت را رعايت كنند گواهي كيفيت فرش اعطا نمايد ولي دومين راه حل كه عمليتر مينمايد اين است كه اتحاديههاي استاني هر كدام براي منطقه خود ويژگيها و مشخصههايي تعريف كنند كه هر توليدكننده با رعايت آن ويژگيها بتواند گواهي كيفيت را دريافت كند. راه حل دوم با توجه به تنوع ويژگيهاي فرش دستباف در هر منطقه ايران و پراكندگي و همچنين جمعيت بالاي آن ميتواند عمليتر باشد؛ در اين صورت مركز ملي فرش ايران نيز ميتواند بر كار اتحاديهها نظارت داشته باشد. بحث ديگري كه در اين خصوص قابل ذكر است اين كه علامت تأييدي بايد ابتدا از طرف مقام صلاحيت دار درخواست گردد، بدين معني كه در مثال پيش گفته هر يك از اتحاديههاي فرش بايد رعايت ضوابط قانوني نسبت به درخواست علامت تأييدي از مقام صلاحيتدار اقدام نمايند. در ايران با توجه به اين كه متولي اصلي امور مربوط به علائم اعم از تجاري، جمعي و تأييدي و همچنين مرجع ثبت آنها مطابق قانون، داره كل مالكيت صنعتي ميباشد به نظر ميرسد كه همين مقام، صلاحيت صدور علايم تأييد را داشته باشد
.
د) مرجع اعطا كننده گواهي نميتواند خود توليد كننده كالا باشد.در علايم تأييدي با توجه به اينكه آنها متعلق به هيچ شخص يا گروهي نيستند و مالك خاصي ندارند و فقط يك مقام اعطا كننده گواهي وجود دارد؛ بايد توجه داشت كه براي رعايت اصل بيطرفي مقام اعطاكننده گواهي نميتواند خود نسبت به توليد كالا از همان نوع اقدام كند، چه در اين صورت اين خطر وجود دارد كه حالت انحصار به وجود آيد و اصل بيطرفي در اين امر رعايت نشود
.
1ـ علائم تجاري طرحهاي صنعتي و اختراعات، قدم به قدم از آفرينش تا ثبت، ترجمه غلام سلطاني، ص 42 و 43
2ـ مواد 33 و 39 قانون جديد اختراعات، طرحهاي صنعتي و علائم تجاري 86
6ـ آيا قواعد عمومي علائم تجاري برعلايم تأييدي انطباق هستند؟
در رأي ديوان عالي سوئيس در ژوئن 2006 آمده است كه قواعد علائم تجاري براي علائم تأييدي نيز قابل اعمال هستند ولي دادگاه به اين نكته توجه نكرده كه در صورتي كه يك نشانه جغرافيايي به عنوان علامت تأييدي به ثبت رسيده باشد، وضعيت چگونه است؟ ولي به نظر ميرسد در اين مورد هم قواعد عمومي علايم تجاري قابل انطباق باشد البته در اين موارد ويژگيهاي پيش گفته علائم تأييدي در اجراي قواعد حاكم بايد در نظر گرفته شود.
7ـ اهميت حمايت از فرش دستباف ايران به عنوان علامت تأييدي:
اولين نكته مهم در اين ارتباط اين است كه اولاً چون اين علايم از طريق سيستم مادريد ثبت و حمايت ميشوند، كشورهاي زيادي را در برميگيرد به بيان ديگر هم اكنون (دسامبر 2008) 82 كشور عضو موافقت نامه مادريد هستند كه يكي از اعضا اتحاديه اروپاست كه به تنهايي (27) عضو دارد و ديگر اينكه كشورهاي رقيب ايران همچون چين و تركيه و همچنين اكثر كشورهاي مقصد فرش همچون آمريكا، انگليس، ژاپن، آلمان و فرانسه عضو اين موافقت نامه و پروتكل آن ميباشند
.
8ـ امكان حمايت همزمان فرش ايران توسط دو ابزار حقوقي:
علاوه بر نشانههاي جغرافيايي كه ميتوان براي حمايت از فرشهاي ايراني از آن كمك گرفت، همزمان ميتوان اين نشانهها را به عنوان علايم تأييدي ثبت و حمايت نمود، البته به شرطي قوانين داخلي اين امر را منع نكرده باشند كه در خصوص مورد با بررسي قوانين موجود به نظر نميرسد كه اجرايي اين طرح مشكلي برخورد كند، لذا فرش ايران را هم از طريق نشانههاي جغرافيايي و هم از طريق علايم تأييدي و مطابق موافقت نامه مادريد و پروتكل آن حمايت نمود در سوئيس برخي از نشانههاي جغرافيايي قبلاً به عنوان علامت تأييدي به ثبت رسيدهاند براي مثال VACHERIN, TILSITER، هر كدام علامت تأييدي براي نوع از ……. هستند.
همچنين مشكلاتي كه براي ثبت فرشهاي ايران از طريق كفرانسيون ليسبون به عنوان نشانه جغرافيايي بود با اين علائم برطرف خواهد شد. به عنوان مثال تعيين دقيق منطقه جغرافيايي كه كيفيت، شهرت يا ساير ويژگيهاي محصول منتسب به آن است يكي از دشواريهاي نظام ثبت ليسبون بود ولي در علايم تأييدي اين مشكل وجود ندارد و هركس اگر چه دقيقاً در يك منطقه جغرافيايي خاص نباشد، اگر بتواند استانداردها و مشخصههاي تعيين شده براي يك علامت تأييدي را احراز كند ميتواند از آن علامت براي محصول خود استفاده كند. علاوه بر اينها ميتوان اين موارد را به عنوان مزيتهاي حمايت از فرش ايران با استفاده از علايم تاييدي ذكر كرد:
1ـ كمك به توليدكنندگان براي دريافت قيمت بيشتر براي محصولاتشان
2ـ تضمين كيفيت كالابراي مصرف كنندگان
3ـ گسترش و پيشرفت اقتصاد روستا
4ـ حمايت از دانش سنتي و توانمندسازي دانش محلي
5ـ كنترل كيفيت
6ـ اشتراكي كردن (collectivization) بدين معني كه اين كار توليدكنندگان را قادر ميسازد كه با هم مشترك شوند و محصولات خود را به قدر لزوم و با قيمت مشخص عرضه كنند
همچنين با جمع شدن توليدكنندگان تحت عنوان دارندگان علامت تأييدي، امكان پيگيري حقوقي به صورت موثر وجود دارد.
نگارنده : آقای عباس عبادتی


